منو دسته ها
· تمامی شاخه ها
· پژوهش
· قرآن شناسی
· مناسبت ها
· معلم
· آشنایی با ق
· اهل بیت
· تربیت
· حکایت ها
· دانش آموز
· روایات
· شهداء
· ظهور

بخش های اصلی
رئوس مطالب
روزنه
بخش کاربری
امکانات سایت
دیگر بخشها
لینکهای خارجی





وضعیت آنلاین
در حال حاضر 20 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

مطالب گذشته
چهارشنبه، 3 اسفند ماه
· می رسد از راه مردی از دیار آشنایی
جمعه، 28 بهمن ماه
· دعای حضرت یوسف
· دل بي قرار نيست ادا در مي آوريم!!
شنبه، 22 بهمن ماه
· یا رب تو مرا مژده وصلی برسان
· سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم
· در سایه سار لطف شما پا گرفته ایم
جمعه، 21 بهمن ماه
· خوشحالی و غم
جمعه، 14 بهمن ماه
·
شنبه، 8 بهمن ماه
· حداقل معرفت امام چیست؟
پنجشنبه، 22 دي ماه
·
جمعه، 16 دي ماه
· عطر شعر - سپاس از شاعر
دوشنبه، 12 دي ماه
· خدایا به داد ما برس...!!
چهارشنبه، 30 آذر ماه
· چگونه هستیم ..!!!؟؟
چهارشنبه، 23 آذر ماه
· راز خوشبختي
· مواخذه
يكشنبه، 6 آذر ماه
· محرم
· ویژه نامه محرم
سه شنبه، 1 آذر ماه
·
يكشنبه، 29 آبان ماه
· عاشورا در نگاه برخی مستشرقین ، بزرگان و علما
· آنتوان بارا کیست ؟
يكشنبه، 22 آبان ماه
· عید سعید غدیر مبارک باد
جمعه، 20 آبان ماه
· تشرف مشهدی علی اکبر تهرانی.......
دوشنبه، 16 آبان ماه
· فکر می کنی می تونی نفست رو کنترل کنی ....!؟
جمعه، 13 آبان ماه
· رئیس جمهور یا نخست وزیر ......!؟
چهارشنبه، 11 آبان ماه
· هزار جمعه گذشت..
شنبه، 7 آبان ماه
· سالروز ازدواج مهد امامت و ام ولايت
جمعه، 6 آبان ماه
· شلوار لی چطور درست شد ..
پنجشنبه، 5 آبان ماه
· قرآن آن لاین
· می خوای بدونی اضافه وزن داری یا نه ....!؟
سه شنبه، 3 آبان ماه
· جزوه مدرسه قرآن
يكشنبه، 1 آبان ماه
· فردي‌ از نظر رواني‌ سالم‌ است‌ که...!
سه شنبه، 26 مهر ماه
· فکر می کنی خوشبختی ... یا نه ..!؟
· شما نظری دارید....!؟
· موش و مار غاصب
يكشنبه، 24 مهر ماه
· چطوری می شه شیطان رو رنج داد..!؟
شنبه، 9 مهر ماه
· جایگاه بلند علم آموزی در اسلام
· علم و علم آموزی در کلام وحی
يكشنبه، 13 شهريور ماه
· اشعار بازگشایی مدارس- بوی مهر
· تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی ( ره)
شنبه، 15 مرداد ماه
· اعقتادات را چند می فروشی ....!؟
شنبه، 8 مرداد ماه
· حرف حساب حالیت می شه یا نه ....!؟
يكشنبه، 26 تير ماه
· شعردل شکسته
يكشنبه، 12 تير ماه
· سزاي مردم بي غل و غش گرفتاريست...!؟
· شما چگونه هستید ...!؟
يكشنبه، 15 خرداد ماه
· ماه رجب
شنبه، 7 خرداد ماه
· عقل بهتر است یا ثروت
شنبه، 31 ارديبهشت ماه
· تربیت نسل جوان
جمعه، 23 ارديبهشت ماه
· ازدواج در فرانسه
شنبه، 3 ارديبهشت ماه
· مقام معلم
دوشنبه، 15 فروردين ماه
· كار از ديدگاه حضرت على علیه السلام

مطالب قدیمی تر

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

آمار کاربران

لینکدونی سایت

موسسه ولی عصر ( شبهات دینی و وهابیت )

سازمان آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران

شرکت داده پردازن دنا

سازمان دانش آموزی

اصلاح الگوی مصرف

محاکمه ( شبهات دینی - فرقه ها )

آگاهی از قانون= زندگی بهتر

خبرگزاری کتاب

بصیرت

خانه کتاب

ساوجبلاغ پژوهی

مدرسه معلم


آمار بازدید
 

دیدنی
نظر شما - نظر سنجی

نمایه

bt2


خواندنی

.


حدیث روز


 

bt


آخرين ارسال هاي تالارگفتمان

خدایا من خوشبختم 0 255 modiresit
خدایا چی می گم ...!؟ 0 266 modiresit
کی دوست داره با دبیرستان نمونه دو 1 457 modiresit
کی آماده بازگشایی مدارس شده ....!؟ 1 459 modiresit
ازدواج با دختر زیبا بهتره یا ...!؟ 0 400 modiresit
     

bt4


چقدر منتظر واقعی هستیم ...!؟
 


  حکایت ها: پنی سیلین
ره توشه

پنی سیلین
 
اسمش فلمينگ بود. کشاورز اسکاتلندي فقيري بود. يک روز که براي تهيه معيشت خانواده بيرون رفت، صداي فرياد کمکي شنيد که از باتلاق نزديک خانه مي آمد.
 
وسايلشو انداخت و به سمت باتلاق دويد.اونجا ، پسر وحشتزده اي رو ديد که  تا کمر تو لجن سياه فرو رفته بود و داد ميزد و کمک مي خواست. فلمينگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدريجي و وحشتناک نجات داد. روز بعد، يک کالسکه تجملاتي در محوطه کوچک کشاورز ايستاد.نجيب زاده اي با لباسهاي فاخر از کالسکه بيرون آمد و گفت پدر پسري هست که فلمينگ نجاتش
 
داد. نجيب زاده گفت: ” ميخواهم ازتو تشکر کنم، شما زندگي پسرم را نجات>داديد.”
کشاورز اسکاتلندي گفت: “براي کاري که انجام دادم چيزي نمي خوام و پيشنهادش رو رد کرد.” در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعيتي بيرون اومد. نجيب زاده پرسيد:” اين پسر شماست؟
 
کشاورز با غرور جواب داد : “بله نجیب زاده گفت: ” من پيشنهادي دارم.اجازه بدين پسرتون رو با خودم ببرم و تحصيلات خوب يادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآينده مردي ميشه که ميتونين بهش افتخار کنين” و کشاورز قبول کرد.بعدها، پسر فلمينگ کشاورز، از مدرسه پزشکي سنت ماري لندن فارغ التحصيل شد  و در سراسر جهان به الکساندر فلمينگ کاشف پني سيلين معروف شد. سالها بعد ، پسر مرد نجيب زاده دچار بيماري ذات الريه شد.فکر میکنید چه چيزي نجاتش داد؟ پني سيلين. و میدونید اسم پسر نجيب زاده چه بود؟ وينستون چرچيل

شنبه، 26 فروردين ماه ، 1391 بازدید:52 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 52 بار بازديد شده

  حکایت ها: ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ره توشه


زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را شکسـت

علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت
عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها
می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است
حال من، عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح هـا، لبـخند هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد

جمعه، 25 فروردين ماه ، 1391 بازدید:51 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 51 بار بازديد شده

  حکایت ها: صبر ............
ره توشه

کسری انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه‌ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر بستند.
چون روزی چند بر این حال بود، کسری کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند. آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.

بدو گفتند: “در این تنگی و سختی تو را آسوده‌دل می‌بینم!”

گفت: “معجونی ساخته‌ام از شش جزئی و به کار می‌برم و چنین که می‌بینید مرا نیکو می‌دارد.”

گفتند: “آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید.”

گفت: “آری جزء نخست اعتماد بر خدای است، عزوجل،
دوم آنچه مقدر است بودنی است،

سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست. ادامه

سه شنبه، 15 فروردين ماه ، 1391 بازدید:141 نظرات 1 نظر ادامه اين مطلب 141 بار بازديد شده

  مناسبت ها: سال نو مبارک
مبشّرات

من به صد خواهش و منّت ز خدا خواسته ام

که در این ساعت خیر مرغ آمین به سراغت آید
و دعایی که تو بر لب داری به اجابت ببرد
هر کجا ذکر خدا بود تو را یادم هست
هر کجا یاد خدا هست مرا یادآور

 سال نو مبارک

 

سه شنبه، 8 فروردين ماه ، 1391 بازدید:133 نظرات 1 نظر ادامه اين مطلب 133 بار بازديد شده

  اهل بیت: کارو تلاش...
ره توشه

بهترين كارها ، كاري است كه خود را به انجام دادن آن ، به اجبار وادار سازي .

خطبه 241- باب سخنان واندرزهاي اميرالمومنين

 

سه شنبه، 8 فروردين ماه ، 1391 بازدید:161 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 161 بار بازديد شده

  اهل بیت: صلوات..
مبشّرات

چون ازخداوند سبحان حاجتي خواهي ، حاجت خود را با صلوات بر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) آغاز كن . زيرا خداي تعالي بزرگتر از اين است كه از او دو حاجت خواهند و او يكي را بر آورد و يكي را روا نسازد .

خطبه 3536 – باب سخنان و اندرزهاي اميرالمومنين

سه شنبه، 8 فروردين ماه ، 1391 بازدید:120 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 120 بار بازديد شده

  حکایت ها: اندر احوال انسان....
ره توشه

جورج برنارد شاو"، سیمای درخشان درام انگلستان و استاد كمدی نویس عصر و منتقد اجتماعی بود که در نوشته هایش به دشواری های اخلاقى زمان خود مى پرداخت و در تلاش بود تا با استفاده از طنز و كنایه، هدف خود را بیان كند. برنارد شاو یکی از برترین نقادان موسیقی و تئاتر نسل خود (۱۸۵۶ - ۱۹۵۰) به شمار می رود تا جاییکه از او به ‌عنوان تواناترین نمایشنامه نویس بریتانیایی پس از "شکسپیر" یاد می کنند.

علم تنها زمانی خطرناک می‌شود که خیال کند به هدف خود رسیده ‌است.

سکوت بهترین شکل بروز تمسخر است.

اولین وظیفه ما این است که فقیر نباشیم.

آزادی یعنی مسئولیت پذیری، برای همین اکثر آدم‌ها از آن وحشت دارند.

تمام حقایق بزرگ در ابتدا توهین به مقدسات تلقی می‌شوند سپس به سخره گرفته می شوند و در نهایت به عنوان امری بدیهی پذیرفته می شوند.

حسب و نسب زن و شوهر از رفتاری که موقع پرخاش و جدال با هم می‌کنند، معلوم می شود.

عده بسیار کمی از مردم در طول سال بیش از دو یا سه بار فکر می‌کنند. اما من با یکی، دو بار فکر کردن در هفته برای خودم شهرتی دست و پا کرده ام.

وقتی یک احمق کاری را انجام می دهد که از آن شرمسار است، مرتب تکرار می کند که دارد به وظیفه اش عمل می کند.

ازدواج از این جهت محبوبیت دارد که حداکثر وسوسه را با حداکثر شانس در می آمیزد.

در زندگی دو تراژدی وجود دارد. اولی اینکه به مراد قلبت نرسی و دومی اینکه به آن برسی.

حواست باشد چیزی را که دوست داری، به دست آوری. در غیر اینصورت مجبور می شوی چیزی را که به دست می آوری، دوست بداری.

ترور شدید ترین نوع سانسور است.

هیچ عشق خالصانه ای وجود ندارد مگر عشق به غذا.

در هنگام آتش کدام نقاشی را در موزه ملی نجات خواهم داد؟ البته آنی که به در نزدیک تر است.

موفقیت هرگز اشتباه نکردن نیست، بلکه هرگز یک اشتباه را دوباره انجام ندادن است.

بیس بال یک مزیت بزرگ نسبت به کریکت دارد و آن این است که زود تمام می شود.

اولین عشق فقط یک حماقت کوچک با کنجکاوی بسیار است.

بی ریا بودن خطرناک است مگر احمق هم باشید.

هیچ چیز بهتر و آسان‌تر از طرفداری از فقرا یک نویسنده را ثروتمند نمی‌سازد.

کنفرانس محل اجتماع افرادی است که به تنهایی نمی‌توانند مشکلی را حل کنند، بنابراین گرد هم جمع می‌شوند تا به اتفاق به این نتیجه برسند که کاری نمی‌شود کرد.

وقتی پلنگی انسانی را می‌کشد به این می‌گویند وحشی‌گری اما وقتی انسانی پلنگی را می‌کشد به آن می‌گویند شکار.

عشق اشتباه فاحش فرد در تمیز دادن یک آدم معمولی از بقیه‌ی آدم‌های معمولی است.

وقتی که انسان بخواهد ببری را بکشد اسمش را ورزش می‌گذارد اما اگر ببر بخواهد او را بکشد اسمش درنده خویی است.

یک مرد تا زمانی که صحبت‌هایش را انکار نکنید حرفی نمی‌زند!

اگر وقت کافی باشد هر چیزی برای هر کسی دیر یا زود اتفاق می‌افتد.

وقتی چیزی خنده‌دار است با دقت در آن حقیقتی پنهان را جست و جو کنید!

انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات را!

تنها کسی که با من درست رفتار می‌کند خیاطم است که هر بار که مرا می‌بیند، اندازه‌های جدیدم را می‌گیرد؛ بقیه به همان اندازه قبلی چسبیده‌اند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.

مرد خردمند سعی می‌کند خودش را با دنیا سازگار کند و مرد نابخرد اصرار دارد که دنیا را با خودش سازگار کند. بنابراین کلیه پیشرفت‌ها بستگی به تلاشهای مرد نابخرد دارد.

مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت !

شما همه چیز‌ها را آنگونه که هست می‌بینید و می‌پرسید که "چرا" و من چیزها را آنگونه که هیچوقت نبوده‌اند تصور می‌کنم و می‌پرسم "چرا که نه؟"

ما از تجربه کردن می‌آموزیم که انسان هیچگاه از تجربه کردن چیزی نمی‌آموزد.

اگر شما یک سیب داشته باشید و من هم یک سیب و سیبها را با هم عوض کنیم، همچنان هر دویمان یک سیب داریم؛
اما اگر شما یک ایده داشته باشید و من هم یک ایده و اگر ایده هایمان را عوض کنیم، آنگاه هر کدام از ما دو ایده دارد.


هرگاه قصد شوخی دارم، حقیقت را بیان می‌کنم و این بزرگترین شوخی جهان است.

روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم. واقعیت خنده‌دارترین لطیفه دنیا است.


پنجشنبه، 25 اسفند ماه ، 1390 بازدید:194 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 194 بار بازديد شده

  حکایت ها: که یاد ماست ...!؟
فرهنگستان تربیت


روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دوورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .
سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .
بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند .
روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت .
روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد .
شادی خاصی کلاس را فرا گرفت .
معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید " واقعا ؟ "
  "
من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! "
  "
من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند . "
دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد .
معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود .
آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود .دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی هایشان راضی بودند با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دورافتادند
 
چند سال بعد ، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد . و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد .
او تابحال ، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود ... پسر کشته شده ، جوان خوش قیافه وبرازنده ای به نظر می رسید .کلیسا مملو از دوستان سرباز بود . دوستانش با عبور از کنار تابوت وی ،مراسم وداع را بجا آوردند . معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود .
به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود ، به سوی او آمد و پرسید : " آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟ "معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : " چرا"سرباز ادامه داد : " مارک همیشه درصحبتهایش از شما یاد می کرد . "پس ازمراسم تدفین ، اکثر همکلاسی هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند . پدر و مادرمارک نیزکه در آنجا بودند ، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند .
پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید ، به معلم گفت :"ما می خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد . "اوبا دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتریادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها وبارها تا خورده و با نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش در آورد .
خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت . آن کاغذها ، همانی بودند که تمام خوبی های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود .
مادر مارک گفت : " از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم . همانطورکه می بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است . "
همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت :
  "
من هنوز لیست خودم را دارم . اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم . "
همسر چاک گفت : " چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم . "
مارلین گفت : " من هم برای خودم را دارم .توی دفتر خاطراتم گذاشته ام . "
سپس ویکی ، کیفش را از ساک بیرون کشید ولیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :" این همیشه با منه . . . . " . " من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه نداشته باشد . "معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده ، گریه اش گرفت . او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند ، گریه می کرد .
سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید ، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهدافتاد .
بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد.

چهارشنبه، 17 اسفند ماه ، 1390 بازدید:174 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 174 بار بازديد شده

  حکایت ها: دل به جماعت دنیا بسته ایم که .....!؟
ره توشه

لقمان حكیم در توصیه به فرزندش اظهار نمود:
فرزندم ! دل بسته به رضاى مردم و مدح و ذم آنان مباش ؛ زیرا هر قدر انسان در راه تحصیل آن بكوشد به هدف نمى رسد و هرگز نمى تواند رضایت همه را به دست آورد فرزند به لقمان گفت :
-
معناى كلام شما چیست ؟ دوست دارم براى آن مثال یا عمل و یا گفتارى را به من نشان دهى .
لقمان از خواست با هم بیرون بروند بدین منظور از منزل همراه درازگوشى خارج شدند. پدر سوار شد و پسر پیاده دنبالش به راه افتاد در مسیر با عده اى برخورد نمودند. بین خود گفتند: این مرد كم عاطفه را ببین كه خود سوار شده و بچه خویش را پیاده از پى خود مى برد. چه روش زشتى است ! لقمان به فرزند گفت :
-
سخن اینان را شنیدى . سوار بودن من و پیاده بودن تو را بد دانستند؟

گفت : بلى !
-
پس فرزندم ! تو سوار شو و من پیاده به دنبالت راه مى روم پسر سوار شد و پدر پیاده حركت كرد باز با گروهى دیگر برخورد نمودند آنان نیز گفتند: این چه پدر بد و آن هم چه پسر بى ادبى است اما بدى پدر بدین جهت است كه فرزند را خوب تربیت نكرده لذا او سوار است و پدر پیاده به دنبالش راه مى رود در صورتى كه بهتر این بود كه پدر سوار مى شد تا احترامش محفوظ باشد اما اینكه پسر بى ادب است به خاطر اینكه وى عاق بر پدر شده است از این رو هر دو در رفتار خود بد كرده اند
لقمان گفت : سخن اینها را نیز شنیدى ؟
گفت : بلى !
لقمان فرمود: - اكنون هر دو سوار شویم هر دو سوار شدند در این حال گروهى دیگر از مردم رسیدند آنان با خود گفتند: در دل این دو آثار رحمت نیست هر دو سوار بر این حیوان شده اند و از سنگینى وزنشان پشت حیوان مى شكند اگر یكى سواره و دیگرى پیاده مى رفت ، بهتر بود. لقمان به فرزند خود فرمود: شنیدى ؟
فرزند عرض كرد: بلى !
لقمان گفت : حالا حیوان را بى بار مى بریم و خودمان پیاده راه مى رویم مركب را جلو انداختند و خودشان به دنبال آن پیاده رفتند باز مردم آنان را به خاطر اینكه از حیوان استفاده نمى كنند سرزنش كردند.
در این هنگام لقمان به فرزندش گفت : - آیا براى انسان به طور كامل راهى جهت جلب رضاى مردم وجود دارد؟ بنابراین امیدت را از رضاى مردم قطع كن و در اندیشه تحصیل رضاى خداوند باش ؛ زیرا كه این كار آسانى بوده و سعادت دنیا و آخرت در همین است .

جمعه، 5 اسفند ماه ، 1390 بازدید:252 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 252 بار بازديد شده

  ظهور: می رسد از راه مردی از دیار آشنایی
مبشّرات

می رسد از راه مردی از دیار آشنایی
بر زبانش مهربانی در نگاهش روشنایی
روشنایی می دهد خورشید را برق نگاهش
می گذارد آسمان هر روز پیشانی به راهش
می رسد مهدی به دستش تیغ سرخ اقتدار
تا بگوید پاسخی بر ناله های بی شمار
تا بگیرد انتقام زخم های بی شمار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
یا ابا صالح المهدی

چهارشنبه، 3 اسفند ماه ، 1390 بازدید:268 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 268 بار بازديد شده

 
آخرین ارسالها
کل موضوعات 13
کل ارسال ها 16
کل بازديد ها 5041
کل پاسخ ها 3
کل اعضا 49
آخرين 20 ارسال انجمن

خدایا من خوشبختم
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : پنجشنبه، 26 آبان ماه ، 1390

خدایا چی می گم ...!؟
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : چهارشنبه، 11 آبان ماه ، 1390

کی دوست داره با دبیرستان نمونه دو
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : سه شنبه، 3 آبان ماه ، 1390

کی آماده بازگشایی مدارس شده ....!؟
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : شنبه، 9 مهر ماه ، 1390

ازدواج با دختر زیبا بهتره یا ...!؟
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : چهارشنبه، 23 شهريور ماه ، 1390

متنی برای مجریان برنامه بازگشایی
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : يكشنبه، 13 شهريور ماه ، 1390

از ساوجبلاغ چی می دونی ...!؟
ارسال شده توسط kourosh در مورخه : يكشنبه، 23 مرداد ماه ، 1390

من حرف می زنم ...
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : يكشنبه، 23 مرداد ماه ، 1390

چه می گی ..!؟
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : يكشنبه، 23 مرداد ماه ، 1390

صحرای کربلا کجاست ...!؟
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : پنجشنبه، 11 آذر ماه ، 1389

نماز می خونی یا نه ......!؟
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : يكشنبه، 7 آذر ماه ، 1389

چه کسی برای حسین ( ع ) می گرید .....!؟
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : شنبه، 6 آذر ماه ، 1389

قرآن در نگاه امام صادق (ع )
ارسال شده توسط modiresit در مورخه : پنجشنبه، 4 آذر ماه ، 1389

تالار گفتمان جستجو

bt3

 


مدیر سایت
محمد بهمن پور - مدیر سایت

مطالب تصادفی

اشنایی با قرآن
[ اشنایی با قرآن ]

·دعای حضرت یوسف
·خدایا به داد ما برس...!!
·قرآن آن لاین
·جزوه مدرسه قرآن
·قرآن شناسی
·کربلای کاظم ساروقی ( جزوه 1)
·قاریان چند دسته اند ...؟
·خدا مهربونه ..!؟
·ما با خدا چه می کنیم ...!؟

نظرسنجی
کدام موضوع بیشتر مد نظر شما بود ؟

شعر
حکایت و داستان
روایات
مناسبت ها
مقالات
لینک ها
دانش آموزی
اهل بیت
شهداء
تربیت



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 37
نظرات : 4

برترین مطلب روز
قدرت بینائی خود  را با این آزمون بسنجید .

پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

صفحات سایت
نام صفحهبازديد
 حکمت های 240 تا 265 نهج البلاغه[498]
 حکمت های 216 تا 240 نهج البلاغه[439]
 حکمت های 190 تا 215 نهج البلاغه[359]
 حکمت های 164 تا 189 نهج البلاغه[449]
 حکمت های 137 تا 163 نهج البلاغه[467]
 حکمت های 113 تا 137 نهج البلاغه[445]
 حکمت های نهج البلاغه 87 تا 112[482]
 حکمت های نهج البلاغه 61 تا 86[596]
 حکمت های نهج البلاغه 26 تا 51[412]
 حکمت های 1 تا 25 نهج البلاغه[549]

نمايش آرشيو صفحات


برترین کاربران
MemberPoints
1: modiresit7000
2: akbarfeyzipour1345
3: tadayon510
4: amv275
5: farzin-javadi275
6: kourosh245
7: zainab175
8: patogh199560
9: dehghan7650
10: sin_boy7340
Learn more
Top 50 Users

آرشیو
· پنی سیلین[ 0 نظر - 52 مشاهده ]
· ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من[ 0 نظر - 51 مشاهده ]
· صبر ............[ 1 نظر - 141 مشاهده ]
· سال نو مبارک[ 1 نظر - 133 مشاهده ]
· کارو تلاش...[ 0 نظر - 161 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]

فرهنگ لغات
· بُّدوح

نگاهی دیگر
تالار گفتمان مذهبی

روزانه
پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش

حدیث روز

اخبار فرهنگی و هنری

تماس با ما

این سایت توسط شرکت داده پردازان دنا اجرا و بهینه سازی شده است

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir