توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : رساله حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 20:06
احکام تقليد (https://www.uplooder.net/img/image/81/2a048ae13aa6294031726087b3398867/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(9).jpg) :
- راههاي سه گانه: احتياط، اجتهاد، تقليد
س 1: آيا تقليد، صرفا يک مسأله عقلي است يا ادله شرعي نيز دارد؟
تقليد، ادله شرعي دارد و عقل نيز حکم ميکند که شخص نا آگاه به احکام دين بايد به مجتهد جامع الشرايط مراجعه کند.
س 2: به نظر شريف حضرتعالي، عمل به احتياط بهتر است يا تقليد؟
چون عمل به احتياط مستلزم شناسائي موارد و چگونگي احتياط و صرف وقت بيشتر است، بهتر آن است که مکلّف در احکام دين از مجتهد جامعالشرائط تقليد کند.
س 3: قلمرو احتياط در احکام دين در بين فتاواي فقها چه اندازه است؟ آيا رعايت آراي فقيهان گذشته نيز لازم است؟
مراد از احتياط در موارد آن، رعايت همه احتمالات فقهي است؛ به طوري که مکلّف مطمئن شود که به وظيفه خود عمل کرده است.
س 4: دخترم بزودي به سن تکليف ميرسد و بايد براي خود مرجع تقليدي انتخاب کند، اما درک مسأله تقليد براي او دشوار است، وظيفه ما نسبت به او چيست؟
اگر وي به تنهائي نميتواند وظيفه شرعي خود را دراين باره تشخيص دهد، وظيفه شما ارشاد و راهنمائي اوست.
س 5: نزد فقها معروف است که تشخيص موضوعات احکام به عهده خود مکلّف است و وظيفه مجتهد تشخيص حکم است، ولي در عين حال مجتهدين در بسياري موارد، در تشخيص موضوعات احکام نيز اظهار نظر ميکنند، آيا متابعت از نظر مجتهد در موضوع نيز واجب است؟
تشخيص موضوع، موکول به نظر خود مکلّف است و متابعت از مجتهد در تشخيص موضوع واجب نيست، مگر آنکه به آن تشخيص اطمينان پيدا کند و يا موضوع از موضوعاتي باشد که تشخيص آن نياز به استنباط دارد.
س 6: آيا کسي که در آموختن احکام ديني مورد نياز خود کوتاهي ميکند، گناهکار است؟
اگر نياموختن احکام به ترک واجب يا ارتکاب حرام بيانجامد، گناهکار است.
س 7: گاهي از افراد کم اطلاع از مسائل ديني درباره مرجع تقليد شان پرسش ميشود، ميگويند نميدانيم، يا اظهار ميدارند که از فلان مجتهد تقليد ميکنيم، ولي عملا التزامي به خواندن رساله آن مجتهد و عمل به فتاواي او ندارند، اعمال اين گونه افراد چه حکمي دارد؟
اگر اعمال آنان موافق احتياط يا مطابق با واقع يا با نظر مجتهدي باشد که وظيفه دارند از او تقليد کنند، محکوم به صحت است.
س 8: با توجه به اينکه در مسائلي که مجتهد اعلم قائل به وجوب احتياط است، ميتوانيم به مجتهد اعلم بعد از وي مراجعه کنيم، اگر اعلم بعد از او نيز قائل به وجوب احتياط در مسأله باشد، آيا رجوع به اعلم بعد از او جايز است؟ و اگر فتواي مجتهد سوم هم همانگونه بود، آيا ميتوان به اعلم بعد از آنان مراجعه کرد؟ و همينطور...، لطفا اين مسأله را توضيح دهيد.
در مسائلي که مجتهد اعلم فتوا ندارد، رجوع به مجتهدي که در آن مسأله احتياط نکرده است و فتواي صريح دارد، با رعايت ترتيب الاعلم فالاعلم، اشکال ندارد.
شروط تقليد
س 9: آيا تقليد از مجتهدي که متصدي مقام مرجعيت نبوده و رساله عمليه هم ندارد، جايز است؟
در صحت تقليد از مجتهد جامع الشرايط، تصدي مرجعيت يا داشتن رساله عمليه شرط نيست، لذا اگر براي مکلفي که قصد تقليد از او را دارد، ثابت شود که وي مجتهد جامع الشرايط است، تقليد اشکال ندارد.
س 10: آيا تقليد از کسي که در يکي از ابواب فقه مثل نماز و روزه به درجه اجتهاد رسيده، جايز است؟
فتواي مجتهد متجزّي که تنها در برخي ابواب فقهي داراي فتوا و نظر اجتهادي است براي خودش حجت است، ولي جواز تقليد ديگران از او محل اشکال است؛ اگر چه جواز آن بعيد نيست.
س 11: آيا تقليد از علماي کشورهاي ديگر که دسترسي به آنان امکان ندارد، جايز است؟
در تقليد از مجتهد جامعالشرائط شرط نيست که مجتهد اهل کشور مکلّف و يا ساکن در محل سکونت او باشد.
س 12: آيا عدالت معتبر در مجتهد و مرجع تقليد با عدالت معتبر در امام جماعت از حيث شدت و ضعف تفاوت دارد؟
با توجه به حسّاسيّت و اهميت منصب مرجعيت در فتوا، بنا بر احتياط واجب، شرط است که مجتهدِ مرجع تقليد علاوه بر عدالت، قدرت تسلّط بر نفس سرکش را داشته و حرص به دنيا نداشته باشد.
س 13: اين که گفته ميشود بايد از مجتهدي تقليد نمود که عادل باشد، مقصود از عادل چه کسي است؟
عادل کسي است که پرهيزگاري او به حدي رسيده باشد که از روي عمد مرتکب گناه نشود.
س 14: آيا اطلاع از اوضاع زمان و مکان از شرايط اجتهاد است؟
ممکن است اين شرط در بعضي از مسائل دخيل باشد.
س 15: بنا بر نظر حضرت امام راحل �قدس سره� مرجع تقليد بايد علاوه بر علم به احکام عبادات و معاملات، نسبت به همه امور سياسي، اقتصادي، نظامي، اجتماعي و رهبري، عالم و آگاه باشد. ما در گذشته مقلّد حضرت امام بوديم، بعد از رحلت ايشان با راهنمائي تعدادي از علما و تشخيص خودمان لازم دانستيم به جنابعالي رجوع نموده و از شما تقليد کنيم تا بين مرجعيت و رهبري جمع کرده باشيم، نظر شما در اين مورد چيست؟
شرايط صلاحيت مرجعيت تقليد، در تحرير الوسيله و رسالههاي ديگر به تفصيل ذکر شده است، و تشخيص فرد شايسته تقليد موکول به نظر خود مکلّف است.
س 16: آيا در تقليد، اعلمّيت مرجع شرط است يا خير؟ معيار و ملاکاعلميّتچيست؟
در مسائلي که فتواي اعلم با فتواي غير اعلم اختلاف دارد، احتياط آن است که از اعلم تقليد کند و ملاک اعلميت اين است که آن مرجع نسبت به ساير مراجع قدرت بيشتري بر شناخت حکم الهي داشته باشد و بهتر بتواند احکام شرعيه را از أدلّه استنباط کند و همچنين نسبت به اوضاع زمان خود به مقداري که در تشخيص موضوعات احکام و ابراز نظر فقهي مؤثر است، آگاهتر باشد.
س 17: آيا تقليد کسي که از جهت احتمال عدم وجود شرايط معتبر تقليد در مجتهد اعلم، از مجتهد غير اعلم تقليد کرده است، محکوم به بطلان است؟
بنابر احتياط، تقليد از غير اعلم در مسائل مورد اختلاف، به مجرد احتمال عدم وجود شرايط معتبر در اعلم، جايز نيست.
س 18: اگر ثابت شود که تعدادي از علما در بعضي از مسائل اعلم هستند، يعني هر کدام از آنان در مسأله معيني اعلم باشند، آيا تقليد از هر يک از آنان جايز است؟
تبعيض در تقليد اشکال ندارد و اگر اعلميّت هر يک از آنان در مسائلي که مکلف بنا دارد در آن مسائل از او تقليد کند محرز شود، بنا بر احتياط، تبعيض در تقليد در صورت اختلاف فتوا در مسائل مورد نياز مقلّد، واجب است.
س 19: آيا با وجود اعلم، تقليد از غير اعلم جايز است؟
در مسائلي که فتواي غير اعلم مخالفِ فتواي اعلم نباشد، رجوع به غير اعلم اشکال ندارد.
س 20: نظر جنابعالي در اشتراط اعلميت مرجع تقليد چيست و دليل آن کدام است؟
در صورت تعدد فقهاي جامع الشرايط و اختلاف آنان در فتوا، بنا بر احتياط واجب، مکلّف بايد از اعلم تقليد نمايد، مگر آنکه احراز شود که فتواي وي مخالف احتياط است و فتواي غير اعلم موافق با احتياط. و دليل وجوب تقليد از اعلم بناي عقلاء و حکم عقل است، زيرا که اعتبار فتواي اعلم براي مقلد يقيني و اعتبار قول غير اعلم احتمالي است.
س 21: از چه کسي بايد تقليد کنيم؟
از مجتهدي که جامع شرايطِ فتوا و مرجعيت است، و بنابر احتياط بايد اعلم هم باشد.
س 22: آيا تقليد ابتدائي از ميّت جايز است؟
در تقليد ابتدائي، احتياط در تقليد از مجتهد زنده و اعلم نبايد ترک شود.
س 23: آيا تقليد ابتدائي از مجتهد ميّت، متوقف بر تقليد از مجتهد زنده است؟
تقليد ابتدائي از مجتهد ميّت يا بقاء بر تقليد او بايد به تقليد از مجتهد زنده و اعلم باشد.
راههاي اثبات اجتهاد، اعلميت و به دست آوردن فتوي
س 24: بعد از احراز صلاحيت مجتهدي براي مرجعيت تقليد بوسيله شهادت دو فرد عادل، آيا لازم است در اين باره از اشخاص ديگر نيز تحقيق کنم؟
شهادت دو فرد عادل و اهل خبره بر صلاحيت و جامع الشرائط بودن مجتهد براي جواز تقليد از او کافي است و تحقيق از افراد ديگر لازم نيست.
س 25: راههاي انتخاب مرجع و به دست آوردن فتوا کدام است؟
احراز اجتهاد و اعلميت مرجع تقليد بوسيله امتحان يا تحصيل يقين ولو از شهرتمفيدِ علم يا اطمينان، يا با شهادت دو نفر عادل از اهل خبره صورتميگيرد.
راههاي به دست آوردن فتواي مجتهد عبارتند از:
- شنيدن از خود مجتهد
- شنيدن از دو يا يک فرد عادل
- شنيدن از يک نفر مورد اطمينان
- ديدن در رساله مجتهد، در صورتي که رساله وي مصون از اشتباه باشد.
س 26: آيا وکالت در انتخاب مرجع مثل وکالت پدر براي پسر و معلم براي شاگرد صحيح است؟
اگر مراد از وکالت، سپردن وظيفه تحقيق و جستجو براي يافتن مجتهد جامع الشرائط به پدر، معلم، مربي و يا غير آنان باشد، اشکال ندارد و نظرشان در اين مورد اگر مفيدِ علم يا اطمينان و يا واجد شرايط بيّنه و شهادت باشد، از نظر شرعي معتبر و حجت است.
س 27: از تعدادي از علماء که خود مجتهد بودند، راجع به فرد اعلم سؤال شد. فرمودند که رجوع به فلان مجتهد دامت افاضاته باعث برائت ذمه ميگردد. آيا با آنکه شخصا اطلاع از اعلميت آن مجتهد ندارم و يا در اين باره شک دارم و يا اطمينان دارم که اعلم نيست، زيرا افراد ديگري که با دليل و بينه مشابه اعلميت آنان ثابت شده است، وجود دارند، ميتوانم به گفته آنان اعتماد کرده و از آن مجتهد تقليد کنم؟
اگر بيّنه شرعي بر اعلميت مجتهد جامع الشرائط اقامه شود، تا زماني که بيّنه شرعي ديگري که معارض آن باشد پيدا نشود، آن بيّنه حجت شرعي است و به آن اعتماد ميشود، اگر چه موجب حصول علم يا اطمينان نباشد، در اين صورت جستجو از بيّنه معارض و احراز عدم وجود آن لازم نيست.
س 28: آيا جايز است کسي که اجازه از مجتهد ندارد و در بعضي از موارد مرتکب اشتباه در نقل فتوا و احکام شرعي شده است، متصدي نقل فتواي مجتهد و بيان احکام شرعي شود؟ وظيفه ما در صورتي که اين شخص احکام را از روي رساله عمليه نقل ميکند، چيست؟
در تصدي نقل فتواي مجتهد و بيان احکام شرعي، اجازه داشتن شرط نيست، ولي کسي که دچار خطا و اشتباه ميشود، جايز نيست متصدي اين کار شود و اگر در موردي اشتباه کرد، چنانچه متوجه اشتباه خود شد، بر او واجب است شنونده را از آن اشتباه آگاه نمايد. به هر حال، بر مستمع جايز نيست تا اطمينان به صحت گفتار گوينده پيدا نکرده، به نقل او عمل کند.
عدول از مجتهدي به مجتهد ديگر
س 29: تا به حال در بقاء بر تقليد از ميّت، به اجازه مجتهد غير اعلم عمل ميکرديم. اگر اجازه مجتهد اعلم شرط بقاء بر تقليد از ميّت است، آيا عدول به اعلم و طلب اجازه او براي بقاء بر ميّت بر ما واجب است؟
اگر فتواي غير اعلم موافق با فتواي اعلم در اين مسأله باشد، عمل به فتواي غير اعلم اشکال ندارد و نيازي به عدول به اعلم نيست.
س 30: آيا در عدول از يکي از فتاواي امام خميني �قدس سره� واجب است به فتواي مجتهدي که از او براي بقاء بر تقليد ميّت اجازه گرفتهام، رجوع کنم يا آنکه به فتواي ساير مجتهدين هم ميشود عمل کرد؟
احتياط در رجوع به فتاواي همان مجتهد است، مگر آنکه مجتهد زنده ديگر اعلم از آن مجتهد و فتواي او در مسأله مورد عدول مخالف فتواي مجتهد اول باشد، که احتياط واجب در اين صورت، رجوع به مجتهد اعلم است.
س 31: آيا عدول از اعلم به غير اعلم جايز است؟
احتياط واجب، عدم عدول از مجتهد زنده به مجتهد زنده ديگر است، مخصوصا در صورتي که مرجع تقليد اول اعلم باشد.
س 32: جواني هستم ملتزم به احکام شرعي، در گذشته قبل از رسيدن به سن تکليف مقلد حضرت امام (ره) بودم، ولي اين تقليد مبتني بر بيّنه شرعي نبود بلکه بر اين اساس بود که تقليد از امام سبب برائت ذمّه ميگردد. بعد از مدّتي به مرجع ديگري عدول کردم، در حالي که اين عدول هم صحيح نبود و بعد از درگذشت آن مرجع، به جنابعالي عدول کردم. لطفا حکم تقليدم از آن مرجع و حکم اعمالم در آن مدت و تکليف فعليام را بيان فرمائيد.
آن دسته از اعمال شما که بر اساس فتواي امام �قدس سره�، چه در حال حيات با برکت وي و چه بعد از رحلت ايشان، بنا بر بقاء بر تقليد از امام �قدس سره� انجام گرفته، محکوم به صحت است. ولي اعمالي که به تقليد غير منطبق با موازين شرعي از مرجع ديگري انجام يافته، اگر منطبق با فتواي کسي که هم اکنون بايد از او تقليد کنيد، باشد، محکوم به صحت و موجب برائت ذمه است، والّا قضاي آنها بر شما واجب است. در حال حاضر شما بين بقاء بر تقليد از امام راحل طاب ثراه و بين عدول به کسي که بر اساس موازين شرعي او را شايسته تقليد ميدانيد، مخيّر هستيد.
بقاء بر تقليد ميّت
س 33: شخصي که مقلّد امام رحمةاله عليه بوده، پس از ارتحال ايشان از مرجع معيني تقليد نموده است. در حال حاضر ميخواهد دوباره از امام تقليد نمايد. آيا اين تقليد جايز است؟
رجوع از مجتهد زنده جامع الشرايط به مجتهد ميّت بنا بر احتياط، جايز نيست. ولي اگر مجتهد زنده در زمان عدول به او واجد شرايط نبوده است، عدول به او از همان ابتدا باطل بوده، و اين فرد در حال حاضر اختيار دارد که همچنان بر تقليد امام(ره) باقي بماند و يا به مجتهد زندهاي که تقليدش جايز است، عدول کند.
س 34: من در زمان حيات امام خميني (ره) به سن تکليف رسيده و در بعضي از احکام از ايشان تقليد کردم، در حالي که مسأله تقليد بخوبي برايم معلوم نبود، اکنون چه تکليفي دارم؟
اگر در اعمال عبادي و غير عبادي در زمان حيات امام (ره) به فتاواي ايشان عمل نمودهايد، و عملا مقلد ايشان، هر چند در بعضي از احکام، بودهايد، در حال حاضر بقاء بر تقليد حضرت امام (ره) در همه مسائل براي شما جايز است.
س 35: حکم بقاء بر تقليد ميّت اگر اعلم باشد، چيست؟
بقاء بر تقليد ميّت در هر صورت جايز است. ولي سزاوار است که احتياط در بقاء بر تقليد ميّت اعلم ترک نشود.
س 36: آيا در بقاء بر تقليد ميّت، اجازه از مجتهد اعلم معتبر است و يا اجازه هر مجتهدي کافي است؟
در جواز بقاء بر تقليد ميّت، در صورتي که مورد اتفاق فقها باشد، اجازه از اعلم واجب نيست.
س 37: شخصي که از امام راحل �قدس سره� تقليد ميکرده و بعد از رحلت ايشان در بعضي از مسائل از مجتهد ديگري تقليد کرده است، اکنون آن مجتهد نيز وفات نموده است، اين شخص چه تکليفي دارد؟
ميتواند مانند گذشته، بر تقليد از امام �قدس سره�، در مسائلي که از ايشان عدول نکرده، باقي بماند. همچنان که مخيّر است در مسائلي که عدول نموده بر فتواي مجتهد دوم باقي بماند و يا به مجتهد زنده عدول کند.
س 38: بعد از وفات امام راحل �قدس سره� گمان ميکردم که بنا بر فتواي ايشان بقاء بر تقليد ميّت جايز نيست، لذا مجتهد زنده ديگري را براي تقليد انتخاب کردم. آيا ميتوانم بار ديگر به تقليد از امام راحل رجوع کنم؟
رجوع به تقليد از امام �قدس سره� بعد از عدول از ايشان به مجتهد زنده در مسائلي که عدول نمودهايد، جايز نيست، مگر اين که فتواي مجتهد زنده، وجوب بقاء بر تقليد ميّت اعلم باشد، و شما معتقد باشيد که امام (ره) نسبت به مجتهد زنده اعلم است، که در اين صورت بقاء بر تقليد امام (ره) واجب است.
س 39: آيا جايز است که در يک مسأله با وجود اختلاف در فتوا گاهي به فتواي مجتهد ميّت رجوع کنم و گاهي به فتواي مجتهد زنده اعلم؟
بقاء بر تقليد ميّت تا زماني که به مجتهد زنده عدول نشده، جايز است و پس از عدول، رجوع مجدد به ميّت جايز نيست.
س 40: آيا بر مقلّدين امام راحل �قدس سره� و کساني که قصد بقاء بر تقليد از ايشان را دارند، اجازه گرفتن از يکي از مراجع زنده واجب است؟ يا اين که اتفاق اکثر مراجع و علماي اسلام بر جواز بقاء بر ميّت کافي است؟
با فرض اتفاق علما، مبني بر جواز بقاء بر تقليد از ميّت، بقاء بر تقليد امام(ره) جايز است و در اين مورد نيازي به رجوع به مجتهد معيني نيست.
س 41: نظر شريف جنابعالي راجع به بقاء بر تقليد از ميّت در مسألهاي که مکلّف در حال حيات مرجع به آن عمل کرده و يا نکرده، چيست؟
بقاء بر تقليد ميّت در همه مسائل حتي در مسائلي که تاکنون مکلّف به آنها عمل نکرده است، جايز و مجزياست.
س 42: بنا بر جواز بقاء بر تقليد از ميّت، آيا اين حکم شامل اشخاصي که در زمان حيات مجتهد مکلّف نبوده ولي به فتاواي آن مرجع عمل کردهاند، هم ميشود؟
اگر تقليد شخص غيربالغ از مجتهد جامع الشرائط به نحو صحيح محقق شده باشد، باقي ماندن بر تقليد همان مجتهد بعد از فوتش جايز است.
س 43: ما از مقلدين امام خميني �قدس سره� هستيم که بعد از رحلت جانسوز ايشان بر تقليد وي باقي ماندهايم. ولي چون در شرائط دشوار فعلي که ملت مسلمان با استکبار جهاني درگير است، با مسائل شرعي تازهاي روبرو ميشويم و احساس ميکنيم بايد به حضرتعالي رجوع نمائيم و از شما تقليد کنيم، آيا اين کار براي ما جايز است؟
بقاء بر تقليد از امام �قدس سره� براي شما جايز است و فعلا نيازي به عدول از تقليد ايشان نداريد، در صورت نياز به استعلام حکم شرعي در مسائل مستحدثه، ميتوانيد با دفتر ما مکاتبه نمائيد.
س 44: وظيفه مقلد در قبال مرجع تقليد خود در صورتي که اعلميت مرجع ديگري را احراز نمايد، چيست؟
بنا بر احتياط، واجب است در مسائلي که فتواي مرجع فعلي با فتواي مرجع اعلم اختلاف دارد، به مرجع اعلم عدول نمايد.
س 45: 1 - در چه صورتي جايز است، مقلد از مرجع تقليدش عدول کند؟
- آيا عدول از اعلم به غير اعلم در مواردي که فتاواي مرجع اعلم منطبق با زمان نباشد و يا عمل به آن بسيار دشوار باشد، جايز است؟
- عدول از مرجع تقليد زنده به مجتهد ديگر، جايز نيست علي الاحوط، مگر در صورتي که مرجع دوم اعلم از مرجع اول و فتواي او در مسألهاي مخالف فتواي مجتهد اول باشد.
- تنها گمان به ناهماهنگي فتاواي مرجع تقليد با زمان و شرايط حاکم بر آن و يا دشواري عمل به فتاواي او، سبب جواز عدول از مجتهد اعلم به مجتهد ديگر نميشود.
مسائل متفرقه تقليد
س 46: مراد از جاهل مقصّر چه کسي است؟
جاهل مقصر به کسي گفته ميشود که متوجه جهل خود بوده و راههاي رفع جهالت خود را هم ميداند، ولي در آموختن احکام کوتاهي ميکند.
س 47: جاهل قاصر کيست؟
جاهل قاصر کسي است که اصلا متوجه جهل خود نيست و يا راهي براي برطرف کردن جهل خود ندارد.
س 48: احتياط واجب چه معنائي دارد؟
يعني وجوب انجام يا ترک فعلي از باب احتياط.
س 49: آيا عبارت �فيه اشکال� که در بعضي از فتاوي ذکر ميشود، دلالت بر حرمت دارد؟
بر حسب اختلاف موارد، معناي آن فرق ميکند. اگر اشکال در جواز باشد دلالت بر حرمت در مقام عمل دارد.
س 50: عبارتهاي �فيه اشکال�، �مشکل�، �لايخلو من اشکال�، �لا اشکال فيه� فتواست يا احتياط؟
همه اين عبارتها دلالت بر احتياط دارند، مگر عبارت �لااشکال فيه� که فتوي است.
س 51: فرق بين جايز نبودن و حرام چيست؟
در مقام عمل بين آنها فرقي نيست.
مرجعيت و رهبري
س 52: در صورت تعارض فتواي ولي امر مسلمين با فتواي مرجعي در مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي وظيفه شرعي مسلمانان چيست؟ آيا معياري براي تفکيک احکام صادره از طرف مراجع تقليد و ولي فقيه وجود دارد؟ مثلا اگر نظر مرجع تقليد با نظر ولي فقيه در مسأله موسيقي اختلاف داشته باشد، متابعت از کداميک از آنان واجب و مجزي است؟ به طور کلي احکام حکومتي که در آن نظر ولي فقيه بر فتواي مراجع تقليد برتري دارد، کدام است؟
در مسائل مربوط به اداره کشور اسلامي و اموري که به عموم مسلمانان ارتباط دارد، نظر ولي امر مسلمين بايد اطاعت شود. ولي در مسائل فردي محض، هر مکلفي بايد از فتواي مرجع تقليدش پيروي نمايد.
س 53: همانگونه که مطّلع هستيد در اصول فقه از مسألهاي تحت عنوان �اجتهاد متجزّي� بحث ميشود، آيا اقدام امام خميني �قدس سره� در تفکيک مرجعيت و رهبري، گامي در تحقق تجزّي در اجتهاد محسوب نميشود؟
تفکيک بين رهبري ولي فقيه و مرجعيت تقليد، ربطي به مسأله تجزّي در اجتهاد ندارد.
س 54: اگر مقلد يکي از مراجع باشم و در اين حال ولي امر مسلمين اعلان جنگ يا جهاد بر ضد کفار ظالم نمايد و مرجع تقليد من اجازه شرکت در جنگ را ندهد، آيا ملزم به رعايت نظر وي هستم؟
در مسائل عمومي جامعه اسلامي که يکي از آنها دفاع از اسلام و مسلمين بر ضد کفار و مستکبران متجاوز است، اطاعت از حکم ولي امر مسلمين واجب است.
س 55: حکم يا فتواي ولي امر مسلمانان تا چه حد قابل اجرا ميباشد؟ و در صورت تعارض با رأي مرجع تقليد اعلم، کداميک مقدم است؟
اطاعت از حکم ولي فقيه بر همگان واجب است و فتواي مرجع تقليد نميتواند با آن معارضه کند.
https://www.uplooder.net/img/image/81/2a048ae13aa6294031726087b3398867/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(9).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/81/2a048ae13aa6294031726087b3398867/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(9).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 20:09
ولايت فقيه و حکم حاکم (https://www.uplooder.net/img/image/8/58e97125086b175bce74e53869361403/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(8).jpg)
س 56: آيا اعتقاد به اصل ولايت فقيه از جهت مفهوم و مصداق يک امر عقلي است يا شرعي؟
ولايت فقيه که عبارت است از حکومت فقيه عادل و دينشناس حکم شرعي تعبدي است که مورد تأييد عقل نيز ميباشد، و در تعيين مصداق آن روش عقلائي وجود دارد که در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بيان شده است.
س 57: آيا احکام شرعي در صورتي که ولي امر مسلمين به دليل مصالح عمومي مسلمانان، بر خلاف آنها حکم نمايد، قابل تغيير و تعطيل است؟ موارد اين مسأله مختلف است. س 58: آيا رسانههاي گروهي در نظام حکومت اسلامي بايد تحت نظارت ولي فقيه يا حوزههاي علميه و يا نهاد ديگري باشند؟ اداره رسانههاي گروهي بايد تحت امر و اشراف ولي امر مسلمين باشد و در جهت خدمت به اسلام و مسلمين و نشر معارف ارزشمند الهي به کار گمارده شود، و نيز در جهت پيشرفت فکري جامعه اسلامي و حل مشکلات آن و اتحاد مسلمانان و گسترش اخوت و برادري در ميان مسلمين و امثال اينگونه امور از آن استفاده شود. س 59: آيا کسي که اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد، مسلمان حقيقي محسوب ميشود؟ عدم اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه، اعم از اين که بر اثر اجتهاد باشد يا تقليد، در عصر غيبت حضرت حجت �ارواحنا فداه� موجب ارتداد و خروج از دين اسلام نميشود. س 60: آيا ولي فقيه ولايت تکويني دارد که بر اساس آن بتواند احکام ديني را به هر دليلي مانند مصلحت عمومي، نسخ نمايد؟ بعد از وفات پيامبر اکرم �صلي الله عليه و آله� امکان نسخ احکام دين اسلام وجود ندارد، و تغيير موضوع يا پيدايش حالت ضرورت و اضطرار يا وجود مانع موقتي براي اجراي حکم، نسخ محسوب نميشود، و ولايت تکويني، اختصاص به معصومين �عليهم السلام� دارد. س 61: وظيفه ما در برابر کساني که اعتقادي به ولايت فقيه جز در امور حسبيه ندارند، با توجه به اينکه بعضي از نمايندگان آنان اين ديدگاه را ترويج ميکنند، چيست؟ ولايت فقيه در رهبري جامعه اسلامي و اداره امور اجتماعي ملت اسلامي در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقّه اثنيعشري است که ريشه در اصل امامت دارد، اگر کسي به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسيده باشد، معذور است، ولي ترويج اختلاف و تفرقه بين مسلمانان براي او جايز نيست. س 62: آيا اوامر ولي فقيه براي همه مسلمانان الزام آور است يا فقط مقلدين او ملزم به اطاعت هستند؟ آيا بر کسي که مقلد مرجعي است که اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از ولي فقيه واجب است يا خير؟ بر اساس مذهب شيعه همه مسلمانان بايد از اوامر ولائي ولي فقيه اطاعت نموده و تسليم امر و نهي او باشند، و اين حکم شامل فقهاي عظام هم ميشود، چه رسد به مقلدين آنان. به نظر ما التزام به ولايت فقيه قابل تفکيک از التزام به اسلام و ولايت ائمّه معصومين(ع) نيست. س 63: کلمه ولايت مطلقه در عصر پيامبر اکرم �صلي الله عليه و آله� به اين معني استعمال شده است که اگر رسول اکرم �صلي الله عليه و آله� شخصي را به انجام کاري امر کنند، انجام آن حتي اگر از سختترين کارها هم باشد بر آن فرد واجب است، به طور مثال اگر پيامبر �صلي الله عليه و آله� به کسي دستور خودکشي بدهند. آن فرد بايد خود را به قتل برساند. سؤال اين است که آيا ولايت فقيه در عصر ما با توجه به اين که پيامبر اکرم �صلي الله عليه و آله� معصوم بودند و در اين زمان ولي معصوم وجود ندارد، به همان معناي عصر پيامبر �صلي الله عليه و آله� است؟ مراد از ولايت مطلقه فقيه جامع الشرايط اين است که دين حنيف اسلام که آخرين دين آسماني است و تا روز قيامت استمرار دارد دين حکومت و اداره امور جامعه است، لذا همه طبقات جامعه اسلامي ناگزير از داشتن ولي امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامي را از شر دشمنان اسلام و مسلمين حفظ نمايد، و از نظام جامعه اسلامي پاسداري نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّي قوي بر ضعيف جلوگيري نمايد، و وسائل پيشرفت و شکوفائي فرهنگي، سياسي و اجتماعي را تأمين کند. اين کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادي بعضي از اشخاص منافات داشته باشد، حاکم مسلمانان پس از اين که وظيفه خطير رهبري را طبق موازين شرعي به عهده گرفت، بايد در هر مورد که لازم بداند تصميمات مقتضي بر اساس فقه اسلامي اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نمايد. تصميمات و اختيارات ولي فقيه در مواردي که مربوط به مصالح عمومي اسلام و مسلمين است، در صورت تعارض با اراده و اختيار آحاد مردم، بر اختيارات و تصميمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و اين توضيح مختصري درباره ولايت مطلقهاست. س 64: آيا همانگونه که بقاء بر تقليد از ميّت بنا بر فتواي فقها بايد با اجازه مجتهد زنده باشد، اوامر و احکام شرعي حکومتي هم که از رهبر متوفّي صادر شده است، براي استمرار و نافذ بودن احتياج به اذن رهبر زنده دارد يا اين که بدون اذن رهبر زنده هم خود به خود از قابليت اجرائي برخوردار است؟ احکام ولائي و انتصابات صادره از طرف ولي امر مسلمين اگر هنگام صدور، موقت نباشد، همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود، مگر اين که ولي امر جديد مصلحتي در نقض آنها ببيند و آنها را نقض کند. س 65: آيا بر فقهيي که در کشور جمهوري اسلامي ايران زندگي ميکند و اعتقادي به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از دستورات ولي فقيه واجب است؟ و اگر با ولي فقيه مخالفت نمايد فاسق محسوب ميشود؟ و در صورتي که فقيهي اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه دارد ولي خود را از او شايستهتر به مقام ولايت ميداند، اگر با اوامر فقيهي که متصدي مقام ولايت امر است مخالفت نمايد، فاسق است؟ اطاعت از دستورات حکومتي ولي امر مسلمين بر هر مکلفي ولو اين که فقيه باشد، واجب است. و براي هيچ کسي جايز نيست که با متصدي امور ولايت به اين بهانه که خودش شايستهتر است، مخالفت نمايد. اين در صورتي است که متصدي منصب ولايت از راههاي قانوني شناخته شده به مقام ولايت رسيده باشد. ولي در غير اين صورت، مسأله به طور کلي تفاوت خواهد کرد. س 66: آيا مجتهد جامع الشرائط در عصر غيبت ولايت بر اجراي حدود دارد؟ اجراي حدود در زمان غيبت هم واجب است و ولايت بر آن اختصاص به ولي امر مسلمين دارد. س 67: آيا ولايت فقيه يک مسأله تقليدي است يا اعتقادي؟ و کسي که به آن اعتقاد ندارد چه حکمي دارد؟ ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است که از اصول مذهب ميباشد. با اين تفاوت که احکام مربوط به ولايت فقيه مانند ساير احکام فقهي از ادّله شرعي استنباط ميشوند و کسي که به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذيرش ولايت فقيه رسيده، معذور است. س 68: گاهي از بعضي از مسئولين، مسألهاي به عنوان �ولايت اداري� شنيده ميشود که به معناي لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر بدون حق اعتراض است. نظر جنابعالي در اين باره چيست؟ و وظيفه شرعي ما کدام است؟ مخالفت با اوامر اداري که بر اساس ضوابط و مقررات قانوني اداري صادر شده باشد، جايز نيست. ولي در مفاهيم اسلامي چيزي به عنوان ولايت اداري وجود ندارد. س 69: آيا اطاعت از دستورات نماينده ولي فقيه در مواردي که داخل در قلمرو نمايندگي اوست، واجب است؟ اگر دستورات خود را بر اساس قلمرو صلاحيت و اختياراتي که از طرف ولي فقيه به او واگذار شده است، صادر کرده باشد، مخالفت با آنها جايز نيست.
https://www.uplooder.net/img/image/8/58e97125086b175bce74e53869361403/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(8).jpg
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 20:12
احکام آبها (https://www.uplooder.net/img/image/6/e1aa6761b925d664b201b74347bb7d7b/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(7).jpg) :
س 70: اگر قسمت پايين آب قليلي که به طور سرازير و بدون فشار به پايين ميريزد، با نجاست برخورد کند، آيا قسمت بالاي اين آب همچنان پاک باقي ميماند؟
اگر سرازيري آب بگونهاي باشد که جريان از بالا به پايين بر آن صدق کند، قسمت بالاي آن پاک است. س 71: آيا در شستن لباسهاي نجس با آب کرّ و جاري، فشردن هم لازم است و يا اينکه بعد از زوال عين نجاست همين که آب آن را فرا گرفت، کفايت ميکند. بايد بنابر احتياط آن را فشار يا تکان دهند. س 72: آيا در تطهير لباس متنجّس با آب کر و جاري، فشار دادن خارج آب لازم است يا با همان فشار داخل آب پاک ميشود؟ فشار يا تکان دادن داخل آب، کافي است. س 73: آيا گليم يا فرش نجسي را که با آب لوله کشي متصل به منبع آب شهري شستشو ميدهيم، به مجرد رسيدن آب لوله کشي به محل نجس، پاک ميشوند يا بايد آب غساله از آن جدا شود؟ در تطهير با آب لوله کشي، جدا شدن آب غساله شرط نيست، بلکه به مجرد رسيدن آب به مکان نجس، بعد از زوال عين نجاست و حرکت غساله از جاي خود به وسيله دست کشيدن بر فرش در هنگام اتصال آب، طهارت حاصل ميشود. س 74: حکم وضو و غسل با آبي که به طور طبيعي غليظ است چيست؟ مانند آب دريائي که بر اثر وجود املاح فراوان غليظ شده است، مثل درياچه اروميه يا موارد ديگري که غلظت بيشتري دارند. مجرد غلظت آب به سبب وجود املاح، مانع از صدق عنوان آب مطلق بر آن نميشود، و براي ترتب آثار شرعي آب مطلق، صدق عنوان آن در نظر عرف کافي است. س 75: آيا براي ترتب آثار کر بودن آب، علم به کر بودن آن واجباست يا اين که بناء بر کر بودن آب کافي است؟ (مانند آب موجود در دستشوئيهاي قطار و غيره) اگر حالت سابقه کر بودن آب احراز شود، بنا گذاشتن بر کر بودن آن جايزاست. س 76: در مساله (147) رساله امام خميني �قدس سره� آمده است: �در طهارت و نجاست به گفته کودک مميز تا زمان بلوغ اعتناء نميشود�. اين فتوا تکليف دشواري است. زيرا به طور مثال مستلزم اين است که پدر و مادر تطهير فرزندشان را پس از قضاء حاجت تا سن پانزده سالگي به عهده بگيرند. لطفا وظيفه شرعي ما را بيان فرمائيد. قول کودکي که در آستانه بلوغ است در اين باره معتبر است. س 77: گاهي به آب موادي اضافه ميکنند که آن را به رنگ شير در ميآورد، آيا اين آب مضاف است؟ حکم وضو و تطهير با آن چيست؟ آن آب حکم آب مضاف را ندارد. س 78: در تطهير، چه فرقي بين آب کر و آب جاري است؟ هيچ تفاوتي با هم ندارند. س 79: اگر آب شور جوشانده شود، آيا با آبي که از بخار آن بدست ميآيد، ميتوان وضو گرفت؟ اگر آب مطلق بر آن صدق کند، آثار آب مطلق را دارد. س 80: براي پاک شدن کف پا يا کفش، راه رفتن به مقدار پانزده گام شرط است. آيا اين کار بايد بعد از زوال عين نجاست صورت بگيرد يا پانزده گام رفتن با وجود عين نجاست کافي است؟ آيا پس از آنکه عين نجاست با پانزده گام از بين رفت، کف پا يا کفش پاک ميشود؟ کسي که بر اثر راه رفتن روي زمين، کف پا يا کفش او، نجس شده است هر گاه تقريبا به قدر ده قدم روي زمين خشک و پاک راه برود، کف پا و کفش او پاک ميشود مشروط به اين که عين نجاست، زائل شود. س 81: آيا کف پا يا ته کفش با راه رفتن روي زميني که آسفالت شده، پاک ميشود؟ زمينهاي آسفالت و يا آغشته به قير، پاک کننده کف پا يا ته کفش نيستند. س 82: آيا آفتاب از مطهّرات است؟ اگر هست، شرايط مطهّريت آن چيست؟ تابيدن آفتاب باعث طهارت زمين و همه اشياء غير منقول از قبيل ساختمان و چيزهائي که در آن بکار رفته مانند چوب، در، پنجره و مانند آن ميشود، به شرطي که عين نجاست قبلا از آنها زائل شده باشد و در موقع تابش آفتابتر باشند و به وسيله آفتاب خشک شوند. س 83: لباسهاي نجسي که در موقع تطهير، آب را رنگين ميکنند، چگونه پاک ميشوند؟ اگر رنگ دادن لباس باعث مضاف شدن آب نشود، لباسهاي نجس با ريختن آب بر آنها، پاک ميشوند. س 84: کسي که براي غسل جنابت آب را در ظرفي ميريزد و در هنگام غسل قطرات آب به داخل ظرف ميچکد، آيا موجب نجس شدن آب ميگردد؟ و آيا مانع از تمام کردن غسل با آن آب ميشود؟ اگر آب از آن قسمت بدن که پاک است به داخل ظرف بچکد، پاک است و مانعي براي تمام کردن غسل با آن وجود ندارد. س 85: آيا تطهير تنوري که با گِل آغشته به آب نجس ساخته شده است، امکان دارد؟ ظاهر آن با شستن قابل تطهير است و طهارت ظاهر تنور که خمير به آن ميچسبد براي پختن نان کافي است. س 86: آيا روغن نجس با انجام فعل و انفعالات شيميائي بر روي آن به طوري که مادهي آن داراي خواص جديدي شود، بر نجاست خود باقي ميماند يا اين که حکم استحاله را پيدا ميکند؟ براي تطهير مواد نجس، مجرّد انجام فعل و انفعالات شيميائي که خاصيت جديدي به مواد ببخشد، کافي نيست. س 87: در روستاي ما حمامي وجود دارد که سقف آن مسطح و صاف است و از آن قطرات حاصل از بخار آب بر سر استحمام کنندگان ميچکد. آيا اين قطرات پاک است؟ آيا غسل بعد از چکيدن اين قطرات صحيح است؟ بخار حمام و قطراتي که از سقف پاک ميچکد، محکوم به طهارت است، و چکيدن اين قطرات بر بدن باعث نجاست آن نميشود و به صحت غسل ضرر نميرساند. س 88: با توجه به اينکه بر اساس تحقيقات علمي، وزن آبهاي فاضلابها در اثر اختلاط با مواد معدني و آلودگي به ميکرب 10% بيشتر از وزن طبيعي آب است، اگر در اينگونه آبهإ؛ در تصفيهخانهها تغييراتي به وجود آيد و بوسيله عمليات فيزيکي، شيميائي و بيولوژيکي، مواد معدني آلوده و ميکروبها را از آن جدا سازند. به طوري که بعد از تصفيه کامل از جهت فيزيکي (رنگ، بو، طعم) و از جهت شيميائي (مواد معدني آلوده) و از جهت بهداشتي (ميکروبهاي مضر و تخم انگلها) بمراتب بهداشتيتر و بهتر از آبهاي بسياري از نهرها و درياها بويژه آبهائي که براي آبياري استفاده مينمايند، گردد. آيا اين آبها که قبل از تصفيه نجس هستند، با اعمال مذکور پاک شده و حکم استحاله بر آنها جاري ميگردد يا آنکه پس از تصفيه هم محکوم به نجاست هستند؟ در فرض مذکور با مجرد جداسازي مواد معدني آلوده و ميکربها و غير آن از آبهاي فاضلابها، استحاله تحقق پيدا نميکند. مگر اين که عمل تصفيه با تبخير آب و تبديل دوباره بخار به آب، انجام شود.
https://www.uplooder.net/img/image/6/e1aa6761b925d664b201b74347bb7d7b/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(7).jpg
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 20:15
احکام تخلّي (https://www.uplooder.net/img/image/46/160ca2e31ad64b36c417a972c2ec8611/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(6).jpg) :
س 89: عشاير بخصوص در ايام کوچ کردن، آب کافي براي تطهير در اختيار ندارند، آيا چوب و سنگريزه براي تطهير مخرج بول کفايت ميکند؟ آيا آنان ميتوانند با اين حال نماز بخوانند؟مخرج بول جز با آب پاک نميشود. ولي نماز کسي که توانائي تطهير بدن خود با آب را ندارد، صحيح است.س 90: حکم تطهير مخرج بول و غائط با آب قليل چيست؟براي طهارت مخرج بول با آب قليل دو بار شستن بنابراحتياط لازم است، و براي طهارت مخرج غائط شستن تا مقداري که عين نجاست و آثار آن از بين برود، لازم است.
س 91: بر حسب عادت، نمازگزار بايد بعد از بول کردن استبراء نمايد. در عورت من زخمي وجود دارد که هنگام استبراء بر اثر فشار از آن خون جاري شده و با آبي که براي تطهير استفاده ميکنم مخلوط ميشود و باعث نجاست بدن و لباسم ميگردد. اگر استبراء نکنم احتمال دارد زخم زودتر بهبود يابد ولي با استبراء و فشاري که بر آن وارد ميشود زخم باقي خواهد ماند و خوب شدن آن سه ماه طول خواهد کشيد. خواهش ميکنم بيان فرمائيد که عمل استبراء را انجام بدهم يا خير؟استبراء واجب نيست. و اگر موجب ضرر شود جايز هم نخواهد بود. البته اگر استبراء نشود و بعد از بول کردن رطوبت مشتبه خارج شود، حکم بول را دارد.س 92: گاهي بدون اختيار از انسان بعد از بول و استبراء رطوبتي خارج ميشود که شبيه بول است. آيا اين رطوبت نجس است يا پاک؟ اگر انسان بعد از مدتي بطور اتفاقي متوجه اين مسأله شود، نمازهاي گذشتهاش چه حکمي دارد؟ آيا از حالا به بعد بر او واجب است در مورد خروج اين رطوبت غير اختياري بررسي نمايد؟اگر بعد از استبراء رطوبتي خارج شود که بول بودن آن مشکوک باشد، حکم بول را ندارد و محکوم به طهارت است، و بررسي و جستجو در اين باره لازم نيست.س 93: لطف بفرمائيد در صورت امکان راجع به اقسام رطوبتي که گاهي از انسان خارج ميشود، توضيح دهيد.رطوبتي که گاهي بعد از خروج مني از انسان خارج ميشود، وذي نام دارد، و رطوبتي که بعضي از اوقات بعد از بول خارج ميشود، ودي ناميده ميشود، و رطوبتي که بعد از ملاعبه زن و مرد با يکديگر خارج ميشود، مذي نام دارد. همه اين رطوبتها پاک است و باعث نقض طهارت نميشود.س 94: اگر کاسه توالتها در جهت مخالف سمتي که اعتقاد دارند قبله است، نصب شود و بعد از مدتي متوجه شويم که جهت کاسه با جهت قبله 20 تا 22 درجه تفاوت دارد. آيا تغيير جهت کاسه توالت واجب است يا خير؟انحراف از قبله به مقداري که انحراف از سمت قبله بر آن صدق کند، کافي است و اشکال ندارد.س 95: بر اثر بيماري در مجاري ادرار، بعد از بول و استبراء، ادرارم قطع نميشود و رطوبت ميبينم. براي معالجه به پزشک مراجعه نموده و به دستورات او عمل کردم ولي بيماريام معالجه نشد. وظيفه شرعي من چيست؟بعد از استبراء، به شک در خروج بول اعتنا نميشود، و اگر يقين داريد که بول به صورت قطره قطره از شما خارج ميشود، بايد به وظيفه مسلوس که در رساله عمليه امام خميني �قدس سره� ذکر شده، عمل نمائيد و تکليفي زائد بر آن نداريد.س 96: کيفيت استبراء قبل از تطهير مخرج غايط چگونه است؟تفاوتي بين استبراء قبل از تطهير مخرج غائط و بعد از تطهير آن، از نظر کيفيت وجود ندارد.س 97: استخدام در بعضي از شرکتها و مؤسسات مستلزم معاينات پزشکي است که گاهي مشتمل بر کشف عورت است. آيا اين عمل در صورت نياز جايز است؟کشف عورت در برابر شخص ديگر، هر چند لازمه استخدام باشد، جايز نيست، مگر در صورتي که ترک کار براي او مشقت آور بوده و مضطرّ به آن باشد.
س 98: در هنگام تخلّي، مخرج بول با چند مرتبه شستن پاک ميشود؟محل دفع بول بنابر احتياط واجب با دو مرتبه شستن با آب قليل پاک ميشود.س 99: مخرج مدفوع را چگونه ميتوان تطهير کرد؟مخرج مدفوع را به دوگونه ميتوان تطهير کرد: اول آنکه با آب بشويد تا نجاست زائل شود و پس از آن آب کشيدن لازم نيست. دوم آنکه با سه قطعه سنگ يا پارچه پاک و امثال آن، نجاست را پاک نمايد و اگر با سه قطعه، نجاست زائل نشد با قطعات ديگري آن را کاملا پاک کند، و به جاي سه قطعه ميتواند از سه جاي يک قطعه سنگ يا پارچه استفاده کند.
https://www.uplooder.net/img/image/46/160ca2e31ad64b36c417a972c2ec8611/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(6).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/46/160ca2e31ad64b36c417a972c2ec8611/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(6).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 20:36
احکام (https://www.uplooder.net/img/image/29/a58241e86c9929245f65a653084b6977/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(5).jpg) وضو (https://www.uplooder.net/img/image/29/a58241e86c9929245f65a653084b6977/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(5).jpg) :
س 100: به نيت طهارت براي نماز مغرب وضو گرفتم، آيا براي من با اين وضو مسّ قرآن کريم و خواندن نماز عشا جايز است؟بعد از آنکه وضو به طور صحيح محقّق شد، تا زماني که باطل نشده است، انجام هر عمل مشروط به طهارت، با آن جايز است.س 101: کسي که در جلوي سرش موي مصنوعي گذاشته است و در صورت نگذاشتن آن به مشقت ميافتد، آيا مسح بر موي مصنوعي براي او جايز است؟موي مصنوعي اگر به نحو کلاه گيس باشد، واجب است براي مسح آن را بردارد، ولي اگر موي مصنوعي بر پوست سرکاشته شده باشد و برداشتن آن از جلوي سر باعث عسر و حرجي شود که عادتا قابل تحمل نيست، مسح بر روي آن مجزي است.س 102: شخصي گفته است که هنگام وضو فقط بايد دو مشت آب بر صورت ريخته شود، و اگر بار سوم آب ريخته شود وضو باطل خواهد بود. آيا اين سخن صحيح است؟شستن اعضاء در وضو، بار اوّل واجب و بار دوّم جائز و بيش از آن مشروع نيست لکن ملاک براي تعيين هر بار، قصد انسان است، پس اگر به قصد بار اوّل چند مرتبه آب بريزد اشکال ندارد.س 103: آيا در وضوي ارتماسي جايز است که چند بار دست و صورت را داخل آب کنيم يا اين که فقط دوبار جايز است؟فقط دو بار ميتوان دست و صورت را وضوي ارتماسي داد بار اوّل واجب، و بار دوّم جائز است و بيش از آن، مشروع نيست. ولي در وضوي ارتماسي در مورد دستها بايد قصد شستن وضوئي آنها هنگام خارج کردن آنها از آب باشد، تا بتوان از اين طريق مسح را با آب وضو انجام داد.س 104: آيا چربيهائي که به طور طبيعي در مو و صورت به وجود ميآيند، مانع محسوب ميشوند؟مانع محسوب نميشود، مگر آنکه به حدّي باشد که مانع از رسيدن آب به پوست و مو گردد.س 105: مدت زماني مسح پاهايم را از سر انگشتان انجام نميدادم، بلکه فقط روي پا و مقداري از انگشتان را مسح ميکردم؛ آيا اين مسح صحيح بوده است؟ و در صورت عدم صحت، نمازهائي را که خواندهام بايد قضا کنم؟اگر مسح پا شامل سر انگشتان پا نباشد، وضو باطل و قضاي نمازهاي خوانده شده، واجب است. و در صورتي که انسان شک داشته باشد که آيا هنگام مسح، از سر انگشتان پا مسح ميکرده است يا نه؟ وضو و نمازهاي خوانده شده محکوم به صحت هستند.س 106: بر آمدگي روي پا که هنگام مسح، دست بايد تا آنجا کشيده شود، کدام است؟بايد مسح پا را تا مفصل بکشند.س 107: وضو در مساجد و مراکز و ادارات دولتي که دولت در ساير کشورهاي اسلامي بنا ميکند، چه حکمي دارد؟جايز است و مانع شرعي ندارد.س 108: چشمهاي است که سرچشمه آن در زمين ملکي شخصي قرار دارد. اگر بخواهيم آب آن را به وسيله لوله به منطقهاي که چند کيلومتر با آن فاصله دارد، انتقال دهيم، بايد لوله از زمينهاي ملکي اين شخص و افراد ديگر عبور نمايد، آيا در صورت عدم رضايت مالکين زمينها، استفاده از آب چشمه براي وضو و غسل و ساير تطهيرات جايز است؟اگر چشمه، در کنار و خارج از ملک غير، خود به خود جوشيده و قبل از جريان آن بر زمين، وارد لوله شده و به منطقه منظور هدايت شود در صورتي که استفاده از آب عرفا تصرّف در ملک غير محسوب نشود، اشکال ندارد.س 109: سازمان آب، نصب پمپ فشار و استفاده از آن را ممنوع اعلام کرده است، ولي در برخي از محلّهها فشار آب ضعيف است و ساکنان آن مجبورند که براي استفاده از آب در طبقات بالاي ساختمانها از پمپ فشار استفاده کنند، با توجه به اين مسأله به دو سؤال زير پاسخ فرماييد؟الف: آيا نصب پمپ فشار آب جهت استفاده از آب بيشتر از نظر شرعي جايز است؟ب: در صورت عدم جواز استفاده از پمپ فشار آب، وضو و غسل با آبي که بوسيله پمپ جذب ميشود چه حکمي دارد؟در فرض سؤال، نصب و استفاده از پمپ فشار جايز نيست، و وضو و غسل با آبي که بوسيله پمپ به دست ميآيد، محل اشکال است.س 110: نظر جنابعالي درباره وضو گرفتن قبل از داخل شد وقت نماز چيست؟ در پاسخ به يکي از استفتائات فرمودهايد که با وضوئي که نزديک اول وقت نماز گرفته ميشود، ميتوان نماز خواند. منظور شما از نزديک اول وقت نماز، چه مقدار است؟ملاک صدق عرفي نزديکي وقت نماز است، و اگر در آن وقت براي نماز وضو گرفته شود، اشکال ندارد.س 111: آيا شخصي که وضو ميگيرد، مستحب است هنگام مسح قسمت پائين انگشتان پا يعني جائي را که موقع راه رفتن با زمين تماس پيدا ميکند، مسح نمايد؟محل مسح پا عبارت است از روي پا از سر يکي از انگشتان تا مفصل ساق، و استحباب مسح پائين انگشتان پا ثابت نشده است.س 112: اگر شخص وضو گيرنده، هنگام شستن دستها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته کردن شير آب نمايد، اين کار او چه حکمي دارد؟اشکال ندارد و به صحت وضو لطمهاي نميزند. ولي اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روي شيري که خيس است بگذارد و آب وضوي دست با آب خارج از وضو مخلوط شود، صحت مسح با رطوبتي که مختلط از آب وضو و آب خارج است، محل اشکال ميباشد.س 113: آيا براي مسح ميتوان از غير آب وضو استفاده کرد؟ و همچنين آيا مسح سر حتما بايد با دست راست و از بالا به پايين باشد؟مسح سر و پاها بايد با رطوبتي که از آب وضو در دستها مانده، کشيده شود و اگر رطوبتي باقي نمانده بايد از ريش يا ابرو رطوبت گرفته و مسح نمايد و احتياط آن است که مسح سر با دست راست باشد، ولي کشيدن مسح از بالا به پايين لازم نيست.س 114: بعضي از زنها ادعا ميکنند که وجود رنگ روي ناخن مانع وضو نيست و مسح روي جوراب نازک هم جايز است. نظر شريف جنابعالي در اين باره چيست؟در صورتي که رنگ داراي جرم باشد، مانع از رسيدن آب به ناخن ميباشد و وضو باطل است و مسح بر جوراب هر قدر هم نازک باشد، صحيح نيست.س 115: آيا مجروحان جنگي که قطع نخاع شدهاند و قدرت نگهداري بول را ندارند، جايز است در نماز جمعه شرکت کرده و به خطبهها گوش دهند و با عمل به وظيفه شخص مسلول، نماز جمعه و عصر را بخوانند؟شرکت آنان در نماز جمعه اشکال ندارد، ولي با توجه به اينکه بر آنان واجب است که بعد از وضو گرفتن بدون فاصله زماني، شروع به خواندن نماز کنند، بنابراين وضوي قبل از خطبههاي نماز جمعه در صورتي براي خواندن نماز جمعه کافي است که بعد از وضو حدثي از آنان سر نزند.س 116: شخصي که قادر بر وضو گرفتن نيست، فرد ديگري را براي انجام وضو به نيابت مي گيرد و خودش نيت نموده و با دست خود مسح ميکند و اگر قادر بر مسح نباشد نايب دست او را گرفته و با آن مسح مي نمايد. اگر از اين کار هم عاجز باشد، نائب از دست او رطوبت گرفته و مسح ميکند. حال، اگر اين شخص دست نداشته باشد، چه حکمي دارد؟اگر اين شخص کف دست نداشته باشد، براي مسح، رطوبت از ساعد او گرفته مي شود، و اگر ساعد هم نداشته باشد، رطوبت از صورت او گرفته شده و سر و پا با آن مسح ميشوند.س 117: در نزديکي محل برگزاري نماز جمعه مکاني براي وضو گرفتن وجود دارد که تابع مسجد جامع است و پول آب آن از غير بودجه مسجد پرداخت مي شود. آيا شرکت کنندگان در نماز جمعه جايز است که از آن آب استفاده کنند؟چون آب آن براي وضو گرفتنِ همه نمازگزاران بطور مطلق قرارداده شده است، استفاده از آن اشکال ندارد.س 118: آيا وضوئي که قبل از نماز ظهر و عصر گرفته شده، براي خواندن نماز مغرب و عشا هم با علم به اين که در اين مدت هيچيک از مبطلات وضو از وي سرنزده است، کافي است؟ يا آنکه هر نمازي نيت و وضوي جداگانهاي دارد؟براي هر نمازي وضوي جداگانه لازم نيست. با يک وضو تا زماني که باطل نشده، مي تواند هر مقدار نماز که ميخواهد بخواند.س 119: آيا وضو گرفتن به نيت نماز واجب قبل از داخل شدن به وقت آن جايز است؟وضو گرفتن براي خواندن نماز واجب، اگر نزديک داخل شدن به وقت آن باشد. اشکال ندارد.س 120: به علت فلج شدن هر دو پايم به کمک کفش طبي و عصاي چوبي راه مي روم، و چون به هيچ وجه بيرون آوردن کفش هنگام وضو برايم امکان ندارد، اميدوارم وظيفه شرعي مرا در رابطه با مسح هر دو پا بيان فرمائيد.اگر بيرون آوردن کفش براي مسح پاها براي شما خيلي سخت و دشوار است ، مسح بر روي کفش کافي و مجزي است.س 121: اگر بعد از رسيدن به مکاني تا چند فرسخي آن به جستجوي آب بپردازيم و آب آلوده و کثيفي را بيابيم، در اين حالت تيمم براي ما واجب است يا وضو گرفتن با آن آب؟اگر آن آب پاک و مطلق باشد و استعمال آن ضرري نداشته باشد و خوف ضرر هم در بين نباشد، وضو واجب است و نوبت به تيمم نميرسد.س 122: آيا وضو به خودي خود مستحب است؟ و آيا مي توان قبل از داخل شدن به وقت نماز به قصد قربت وضو گرفت و با همان وضو نماز خواند؟وضو به قصد طهارت از نظر شرعي مستحب و مطلوب است و خواندن نماز با وضوي مستحب جايز است.س 123: کسي که هميشه در وضويش شک ميکند، چگونه ميتواند به مسجد برود و نماز بخواند و به قرائت قرآن کريم و زيارت معصومين عليهم السلام بپردازد؟شک در بقاي طهارت بعد از وضو اعتبار ندارد، و تا يقين به نقض وضو پيدا نکرده است ميتواند با آن نماز بخواند و قرآن قرائت کند و به زيارت برود.س 124: آيا در صحت وضو شرط است که آب بر همه قسمتهاي دست جريان پيدا کند يا آنکه کشيدن دست تر بر آن کافي است؟صدق شستن منوط به رساندن آب به تمام عضو است هر چند بوسيله دست کشيدن باشد. ولي مسح اعضاء با دست مرطوب به تنهائي کافي نيست.س 125: آيا در مسح سر، مرطوب شدن مو کافي است يا اين که رطوبت بايد به پوست سر هم برسد؟مسح بر پوست سر واجب نيست. بلکه بر موي قسمت جلوي سر کافي است.س 126: کسي که از موي مصنوعي استفاده ميکند مسح سر را چگونه انجام دهد؟ و وظيفه او راجع به غسل چيست؟اگر موي کاشته شده، قابل برداشتن نبوده و يا ازاله آن مستلزم ضرر و مشقت باشد و با وجود موها قدرت بر رساندن رطوبت به پوست سر نباشد، مسح بر روي همين موها کافي است، و غسل نيز همين حکم را دارد.س 127: ايجاد فاصله زماني در شستن اعضاء هنگام وضو يا غسل، چه حکمي دارد؟فاصله زماني (عدم موالات) در غسل اشکال ندارد. ولي در وضو اگر فاصله به مقداري باشد که اعضاي قبلي خشک شوند، وضو باطل است.س 128: وضو و نماز کسي که پي در پي از او باد به مقدار کم خارج ميشود، چه حکمي دارد؟اگر نتواند وضوي خود را تا آخر نماز حفظ کند و تجديد وضو در اثناء نماز هم براي او خيلي دشوار باشد، مي تواند با هر وضوئي يک نماز بخواند، يعني براي هر نماز به يک وضو اکتفا کند، هر چند وضوي او در بين نماز باطل شود.س 129: بعضي از افرادي که در مجتمع هاي مسکوني زندگي ميکنند، از پرداخت هزينه خدماتي که از آنها استفاده مي کنند از قبيل هزينه آب سرد و گرم، تهويه، نگهباني و مانند آنها، خودداري مي کنند. آيا روزه و نماز و ساير عبادات اين افراد که بار مالي اين خدمات را بدون رضايت همسايگان به دوش آنان مياندازند، از نظر شرعي باطل است؟هر يک از مشترکين از نظر شرعي به مقداري که از امکانات مشترک استفاده ميکند، نسبت به هزينه خدمات مديون است، و اگر از پرداختِ پول آب، امتناع کند، وضو و غسل او محل اشکال و بلکه باطل است.س 130: شخصي غسل جنابت نموده و بعد از گذشت سه تا چهار ساعت مي خواهد نماز بخواند، ولي نمي داند غسلش باطل شده است يا خير؟ اگر احتياطا وضو بگيرد، اشکال دارد يا خير؟در فرض مذکور وضو واجب نيست، ولي احتياط هم مانعي ندارد.س 131: آيا کودک نا بالغ، محدث به حدث اصغر مي شود ؟ آيا مي توان قرآن را در دسترس او قرارداد تا آن را مسّ کند؟بله، با عارض شدن مبطلات وضو، کودک نابالغ هم محدث مي شود، ولي مس کتابت قرآن بر او حرام نيست و بر مکلّف واجب نيست او را از دست زدن به نوشته قرآن باز دارد.س 132: اگر عضوي از اعضاي وضو بعد از شستن آن و قبل از اتمام وضو ، نجس شود، چه حکمي دارد؟نجس شدن آن عضو، به صحت وضو ضرر نميرساند، ولي تطهير آن عضو براي پاک شدن از نجاست بخاطر نماز واجب است.س 133: آيا بودن چند قطره آب بر روي پا هنگام مسح، براي وضو ضرر دارد؟واجب است که محل مسح از آن قطرات خشک شود تا هنگام مسح، رطوبت دست بر پا تأثير بگذارد نه بر عکس.س 134: کسي که دست راست او از بالاي مرفق قطع شده، آيا مسح پاي راست از او ساقط است؟مسح پاي راست از او ساقط نمي شود، بلکه بايد با دست چپ بر آن مسح کند.س 135: کسي که در اعضاي وضوي او زخم يا شکستگي باشد، چه وظيفه اي دارد؟اگر در اعضاي وضو زخم يا شکستگي است و روي آن باز باشد و آب براي آن ضرر ندارد، بايد آن را بشويد و اگر شستن آن مضر است بايد اطراف آن را بشويد، و احتياط آن است که اگر کشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بکشد.س 136: کسي که محل مسح او زخم است، چه وظيفهاي دارد؟اگر نمي تواند روي زخم محل مسح دستِ تر بکشد بايد به جاي وضو تيمم کند. ولي در صورتي که مي تواند پارچهاي روي زخم قرار دهد و بر آن دست بکشد، احتياط آن است که علاوه بر تيمم، وضو نيز با چنين مسحي بگيرد.س 137: کسي که جاهل به بطلان وضويش است و بعد از وضو متوجه آن مي شود، چه حکمي دارد؟اعاده وضو براي اعمال مشروط به طهارت، واجب است، و اگر با وضوي باطل نماز خوانده باشد، اعاده آن نيز واجب ميباشد.س 138: کسي که در يکي از اعضاي وضويش زخمي وجود دارد که حتي اگر جبيره هم بر روي آن قرار دهد دائما از آن خون مي آيد، چگونه بايد وضو بگيرد؟واجب است جبيرهاي را بر روي زخم بگذارد که خون از آن بيرون نمي آيد، مثل نايلون.س 139: آيا خشک کردن رطوبت بعد از وضو مکروه است؟ در مقابل، آيا خشک نکردن آن مستحب است؟اگر دستمال يا پارچه معيني را مخصوص اين کار قرار دهد، اشکال ندارد.س 140: آيا رنگ مصنوعي که زنها از آن براي رنگ کردن موي سر و ابروي شان استفاده ميکنند، مانع از صحت وضو و غسل است؟اگر صرفا رنگ باشد و داراي جرمي نباشد که مانع از رسيدن آب به مو شود، وضو و غسل صحيح است.س 141: آيا جوهر از موانعي است که وجود آن بر روي دست باعث بطلان وضو ميشود؟اگر جوهر داراي جرم بوده و مانع از رسيدن آب به پوست شود، وضو باطل است، و تشخيص اين موضوع بر عهده مکلّف ميباشد.س 142: اگر رطوبت مسح سر به رطوبت صورت متصل شود، آيا وضو باطل مي شود؟از آنجائي که مسح پاها بايد با رطوبتي که از آب وضو در کف دو دست باقي مانده صورت بگيرد، لذا بايد هنگام مسح سر، دست به قسمت بالاي پيشاني نرسد و با رطوبت صورت برخورد نکند تا اين که رطوبت دست که هنگام مسح پا به آن نياز دارد با رطوبت صورت مخلوط نشود.س 143: شخصي که وضويش نسبت به وضوي متعارف بين مردم وقت بيشتري مي گيرد، براي يقين پيدا کردن به شستن اعضاي وضو چه کاري بايد انجام دهد؟بايد از وسوسه اجتناب نمايد، و براي اين که شيطان از او نااميد شود، بايد به وسوسهها اعتناء نکند و کوشش کند که همانند ساير اشخاص به مقداري که از نظر شرعي واجب است، اکتفا نمايد.
س 144: بعضي از قسمتهاي بدنم خالکوبي شده است، گفته مي شود که غسل و وضو و نمازم باطل هستند و نمازي از من پذيرفته نمي شود. اميدوارم مرا در اينباره راهنمائي فرمائيد.اگر خالکوبي مجرد رنگ باشد و يا در زير پوست بوده و بر ظاهر پوست چيزي که مانع از رسيدن آب بر آن شود، وجود نداشته باشد، وضو و غسل و نماز صحيح است.س 145: اگر بعد از خروج بول، انسان استبراء کرد و وضو گرفت و سپس رطوبتي که مردد بين بول و مني است از او خارج شد، چه حکمي دارد؟در فرض سؤال، براي تحصيل يقين به طهارت از حدث، واجب است که هم غسل کند و هم وضو بگيرد.س 146: لطفا تفاوت وضوي زن و مرد را بيان فرمائيد.بين زن و مرد در افعال و کيفيت وضو فرقي نيست، جز اين که براي مردها مستحب است که هنگام شستن آرنج از قسمت بيروني آن شروع کنند و زنها از قسمت داخلي آن.
https://www.uplooder.net/img/image/29/a58241e86c9929245f65a653084b6977/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(5).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/29/a58241e86c9929245f65a653084b6977/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(5).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 20:39
مسّ اسماء و آيات الهي (https://www.uplooder.net/img/image/69/cc7cd9ae4add65c17dadf5079bde2f22/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(4).jpg)
س 147: مسّ ضميرهائي که به ذات باري تعالي بر مي گردند مثل ضمير جمله �بسمه تعالي� چه حکمي دارد؟ضمير حکم لفظ جلاله را ندارد.س 148: نوشتن اسم جلاله �اللّه� بصورت �ا...� مرسوم شده است. کساني که بدون وضو اين کلمه را مسّ مي کنند، چه حکمي دارند؟همزه و نقاط، حکم لفظ جلاله را ندارد، ومس آن بدون وضو، جائز است.س 149: در جائي که من کار مي کنم در مکاتبات خود کلمه �اللّه� را به صورت �ا...� مينويسند.آيانوشتنالفو سه نقطه به جاي لفظ جلاله�اللّه� ازنظرشرعيصحيحاست؟
از نظر شرعي مانعي ندارد.س 150: آيا جايز است به صرف احتمال مسّ لفظ جلاله �الله� توسط افراد بدون وضو، از نوشتن آن خودداري نموده و يا بصورت �ا...� نوشته شود؟مانعي ندارد.س 151: نابينايان براي خواندن و نوشتن از خط برجستهاي معروف به خط بريل که با لمس انگشتان خوانده ميشود، استفاده ميکنند.آيا بر نابينايان واجب است که هنگام فراگيري قرآن کريم و مسّ اسماء طاهره که با خط برجسته بريل نوشته شده است، وضو داشته باشند يا خير؟اگر نقاط برجسته علامت حروف هستند، حکم آن حروف را ندارند ولي اگر در نظر عرف آگاه بعنوان خط محسوب شوند در مس آنها رعايت احتياط لازم است علامتي براي حروف قرآن کريم و اسماء طاهره استفاده ميشوند، مسّ آنها نياز به طهارت از حدث ندارد.س 152: مسّ اسمهايي از قبيل عبداللّه و حبيب اللّه بدون وضو چه حکمي دارد؟مسّ لفظ جلاله بدون وضو جايز نيست، اگر چه جزئي از يک اسم مرکب باشد.س 153: آيا جايز است که زن حائض گردنبندي را به گردن بيندازد که نام مبارک پيامبر صلي الله و عليه و آله بر آن نقش شده است؟به گردن آويختن آن اشکال ندارد، ولي بنابر احتياط واجب است که اسم مبارک پيامبر �صلي الله عليه و آله� با بدن تماس نداشته باشد.س 154: آيا حرمت مسّ نوشتههاي قرآن بدون وضو اختصاص به موردي دارد که در قرآن کريم باشد، يا شامل مواردي که نوشته قرآني در کتاب ديگري يا تابلو يا ديوار و غير آنها هم باشد، ميگردد؟حرمت مسّ کلمات و آيات قرآني بدون وضو اختصاص به قرآن کريم ندارد. بلکه شامل همه کلمات و آيات قرآني ميشود، هر چند در کتاب ديگري يا در روزنامه، مجله، تابلو، و غير آنها باشد.س 155: خانوادهاي به قصد خير و برکت هنگام خوردن برنج از ظرفي استفاده ميکنند که آيات قرآني از جمله آيةالکرسي روي آن نوشته شده است. آيا اين کار اشکال دارد؟اگر با وضو باشند و يا غذا را با قاشق از ظرف بر ميدارند، اشکال ندارد.س 156: آيا کساني که بوسيله دستگاه تحرير اسماء جلاله يا آيات قرآني و يا نامهاي معصومين عليهم السلام را مينويسند، بايد در حال نوشتن آنها با وضو باشند؟اين کار مشروط به طهارت نيست، ولي نوشتهها را نبايد بدون وضو مسّ کرد.س 157: آيا مسّ آرم جمهوري اسلامي ايران بدون وضوء، حرام است؟اگر در نظر عرف، اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مسّ آن بدون طهارت حرام است و در غير اين صورت اشکال ندارد، اگر چه احوط ترک مس آن بدون طهارت است.س 158: آيا چاپ آرم جمهوري اسلامي ايران بر روي اوراق اداري و استفاده از آن در مکاتبات و غير آن، چه حکمي دارد؟نوشتن و چاپ لفظ جلاله يا آرم جمهوري اسلامي ايران اشکال ندارد، و احوط اين است که احکام لفظ جلاله در آرم جمهوري اسلامي ايران هم رعايت شود.س 159: استفاده از تمبرهاي پستي که بر روي آنها آيات قرآني چاپ شده است، و يا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند �عزّ و جلّ� و آيات قرآني و يا چاپ آرم مؤسساتي که مشتمل بر آياتي از قرآن کريم است، در روزنامهها و مجلات و نشرياتي که همه روزه منتشر ميشوند، چه حکمي دارد؟طبع و نشر آيات قرآني و اسماء جلاله وامثال آن اشکال ندارد، ولي بر کسي که به دستش ميرسد، واجب است که احکام شرعي آنها را رعايت نمايد و از بي احترامي و نجس کردن و مسّ بدون وضوي آنها خودداري کند.س 160: در بعضي از روزنامهها اسم جلاله يا آيات قرآني نوشته ميشود، آيا پيچاندن غذا با آنها، يا نشستن بر آنها و يا استفاده از آنها به جاي سفره و يا انداختن آنها در زباله، با توجه به مشکل بودن استفاده از راههاي ديگر، جايز است يا خير؟استفاده از اين روزنامهها در مواردي که از نظر عرف، بي احترامي شمرده شود جائز نيست و اگر بي احترامي محسوب نشود اشکال ندارد.س 161: آيا مسّ نقش کلمات روي انگشترها، جايز است؟اگر از کلماتي باشد که شرط جواز مسّ آن طهارت است، مسّ آن بدون طهارت جايز نيست.س 162: انداختن چيزي که مشتمل بر نامهاي خداوند است در نهرها و جويها چه حکمي دارد؟ آيا اين عمل اهانت محسوب ميشود؟اگر انداختن آنها در نهرها و جويبارها از نظر عرف اهانت محسوب نشود، اشکال ندارد.س 163: آيا هنگام انداختن اوراق امتحاني تصحيح شده در زباله يا آتش زدن آنها، بايد اطمينان حاصل شود که نامهاي خداوند و اسامي معصومين عليهم السلام در آنها نباشد؟ آيا دور انداختن اوراقي که در يکي از دو طرف آن چيزي نوشته نشده است، اسراف محسوب ميشود يا خير؟فحص و بررسي لازم نيست و هنگامي که وجود اسماء جلاله در ورقه احراز نشود، انداختن آن در زباله اشکال ندارد. اما اوراقي که امکان استفاده از آن در صنعت کارتن سازي و مانند آن وجود دارد و يا بر يک طرف آن نوشته شده است و طرف ديگر آن قابل استفاده براي نوشتن است، سوزاندن و دور انداختن آنها به علت وجود شبهه اسراف، خالي از اشکال نيست.س 164: اسامي مبارکي که احترام آنها واجب و مسّ بدون وضوي آنها حرام است، کدامند؟مسّ اسماء و صفات مخصوص ذات باري تعالي بدون وضو حرام است، و احوط الحاق نامهاي انبياء عظام و ائمه معصومين عليهم السلام به نامهاي خداوند متعال، در حکم مذکور است.س 165: راههاي شرعي محو کردن اسماء مبارک و آيات قرآني هنگام نياز کدامند؟ سوزندان اوراقي که در آن اسم جلاله و آيات قرآني نوشته شده است، هنگام ضرورت براي حفظ اسرار چه حکمي دارد؟دفن آنها در خاک و يا تبديل آنها به خمير بوسيله آب اشکال ندارد. ولي جواز سوزاندن آنها مشکل است و اگر بي احترامي محسوب شود، جايز نيست، مگر در صورتي که اضطرار اقتضا کند و جدا کردن آيات قرآني و نامهاي مبارک امکان نداشته باشد.س 166: قطعه قطعه کردن اسماء مبارکة و آيات قرآني به مقدار زياد به طوري که حتي دو حرف آنها به هم متصل نمانده، و غير قابل خواندن شوند، چه حکمي دارد؟ آيا در محو کردن اسماء مبارکه و آيات قرآني و ساقط شدن حکم آنها، تغيير صورت خطي آنها با حذف و اضافه کردن حروف، کافي است؟تقطيع به نحو مذکور اگر بي احترامي محسوب شود جائز نيست و در غير اين صورت نيز اگر موجب محو نوشته لفظ جلاله و آيات قرآني نشود، کافي نيست، همچنان که تغيير صورت خطي کلمات با اضافه يا کم کردن بعضي حروف نيز باعث زوال حکم شرعي حروفي که به قصد نوشتن لفظ جلاله به کار رفتهاند، نميشود. بلي، زوال حکم بر اثر تغيير حروف به نحوي که ملحق به محو حروف گردد، بعيد نيست، هر چند احتياط، اجتناب از مسّ آن بدون وضو است.
https://www.uplooder.net/img/image/69/cc7cd9ae4add65c17dadf5079bde2f22/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(4).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/69/cc7cd9ae4add65c17dadf5079bde2f22/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(4).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 20:42
احکام غسل جنابت (https://www.uplooder.net/img/image/60/1391feee1621ab733430d57d0b822588/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(3).jpg)
س 167: آيا شخص جنب ميتواند در صورت تنگي وقت با تيمم و نجاست بدن و لباس نماز بخواند يا اين که بايد بعد از تطهير و غسل، نماز را قضا نمايد؟اگر وقت به مقداري نيست که بدن و لباسش را تطهير کند و يا لباس خود را عوض نمايد و به علت سردي هوا و مانند آن نميتواند نماز خود را برهنه هم بخواند، بايد نماز را با تيمم بدل از غسل جنابت با همان لباس نجس بخواند. اين نماز مجزي است و قضاي آن بر او واجب نيست.س 168: آيا رسيدن مني به داخل رحم بدون دخول، سبب جنابت زن ميشود؟در اين صورت جنابت محقق نميشود.س 169: آيا بر زنان پس از انجام معاينات داخلي با وسائل طبي غسل واجب ميگردد؟تا زماني که مني خارج نشود، غسل واجب نيست.س 170: اگر دخول به مقدار حشفه صورت بگيرد، ولي مني خارج نشود و زن نيز به مرحله اوج لذت نرسد، آيا غسل فقط بر زن واجب است يا فقط بر مرد يا بر هر دو؟
با تحقق دخول، ولو به مقدار حشفه، غسل بر هر دو واجب است.س 171: در مورد احتلام زنان، در چه صورتي غسل جنابت بر آنان واجب ميشود؟ و آيا رطوبتي که هنگام ملاعبه و شوخي با همسر از آنان خارج ميشود، حکم مني را دارد؟ و آيا بدون سست شدن بدن و رسيدن به اوج لذت، غسل بر آنها واجب ميشود؟ بطور کلي در زنان بدون نزديکي، جنابت چگونه تحقق مييابد؟اگر زن به اوج لذت جنسي برسد و در آن حال مايعي از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب ميشود و اگر شک کند که به اين مرحله رسيده يا نه و يا شک در خروج مايع داشته باشد، غسل واجب نيست.س 172: آيا خواندن کتاب و يا ديدن فيلمهائي که موجب تحريک شهوت ميشود، جائز است؟جايز نيست.س 173: اگر زن بعد از نزديکي همسرش با وي، در حالي که مني در رحم او باقي مانده است، بلافاصله غسل نمايد و بعد از غسل، مني از رحم خارج شود، آيا غسل او صحيح است؟ آيا مني خارج شده بعد از غسل، پاک است يا نجس و موجب جنابت مجدد ميشود يا خير؟غسل او صحيح است و رطوبتي که بعد از غسل از او خارج ميشود، اگر مني باشد نجس است، ولي اگر مني مرد باشد، باعث جنابت مجدد نميشود.س 174: مدتي است که مبتلا به شک در غسل جنابت شدهام، به طوري که با همسرم نزديکي نميکنم. با اين حال حالتي غيرارادي به من دست ميدهد که گمان ميکنم غسل جنابت بر من واجب شده است و حتي هر روز دو يا سه بار غسل ميکنم، و اين شک مرا آزار ميدهد، تکليف من چيست؟با شک در جنابت حکم جنابت مترتب نميشود، مگر اين که رطوبتي از شما خارج شود که همراه با علامتهاي شرعي خروج مني باشد يا يقين به خروج مني داشته باشيد.س 175: آيا غسل جنابت در حال حيض صحيح است، به طوري که مسقط تکليف زن جنب باشد؟صحت غسل در فرض مذکور محل اشکال است.س 176: اگر زن در حال حيض، جنب يا در حال جنابت حايض شود، آيا بعد از پاک شدن از حيض هر دو غسل بر او واجب است؟ يا اين که با حدوث جنابت در حال حيض، غسل جنابت بر او واجب نيست زيرا در موقع جنابت پاک نبوده است؟در هر دو صورت، علاوه بر غسل حيض، غسل جنابت هم واجب است، ولي جايز است که در مقام عمل، به غسل جنابت اکتفا کند، ليکن احوط اين است که نيت هر دو غسل را بنمايد.س 177: در چه صورتي حکم ميشود که رطوبت خارج شده از مرد مني است؟اگر همراه با شهوت، جستن و سست شدن بدن باشد، حکم مني را دارد.س 178: گاهي اثر گچ يا صابون بعد از غسل کردن در اطراف ناخنهاي دست و پا مشاهده ميشود که در حمام هنگام غسل ديده نميشد، ولي بعد از خروج از حمام و دقت، سفيدي صابون يا گچ آشکار ميشود. در اين حال تکليف چيست؟ در حالي که بعضي از افراد هنگام غسل و وضو به اين مسأله جاهل هستند و يا توجهي به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ يا صابون يقين به رسيدن آب به زير آن حاصل نميشود.مجرد وجود اثر گچ يا صابون که بعد از خشک شدن اعضاء ظاهر ميشود، ضرري به وضو يا غسل نميرساند، مگر اين که داراي جرمي باشد که مانع از رسيدن آب به بشره شود.س 179: يکي از برادران ميگويد صحت غسل مشروط به تطهير بدن از نجاست، قبل از غسل است و اگر تطهير آن از مني يا غير آن در اثناي غسل باشد موجب بطلان غسل ميشود. بر فرض صحت گفته او و با توجه به اين که من جاهل به اين مسأله بودهام، آيا نمازهاي گذشته من باطل بوده و قضاي آنها واجب است؟پاک بودن تمامي بدن قبل از غسل واجب نيست، بلکه پاک بودن هر عضوي هنگام غسل آن کافي است. بنابراين اگر عضو، قبل از غسلآن، تطهير شده باشد، غسل و نمازي که با آن خوانده شده، صحيح است. ولي اگر عضو نجس قبل از غسلآن تطهير نشود، و با يک شستن بخواهد هم آن را پاک کند و هم غسل نمايد، غسل باطل است و نمازي که با چنين غسلي خوانده، باطل و قضاي آن واجب است.س 180: آيا رطوبتي که از انسان در حال خواب خارج ميشود، حکم مني را دارد؟ با آنکه ميدانيم هيچيک از علامتهاي سه گانه (جستن، شهوت و سستي بدن) را ندارد و شخص هم متوجه آن نميشود مگر وقتي که بعد از بيداري لباسهاي زير خود را مرطوب ببيند.اگر علائم سه گانه يا يکي از آنها وجود نداشته باشد و يا شک در آن باشد، حکم مني را ندارد مگر اينکه از راه ديگري يقين کند که مني است.س 181: جواني هستم که در خانواده فقيري زندگي ميکنم و از مني به دفعات زياد از من خارج ميشود و خجالت ميکشم از پدرم تقاضاي پول حمام بکنم، در خانه هم حمام نداريم. تقاضا ميکنم مرا راهنمائي فرمائيد.در انجام تکليف شرعي، حيا معني ندارد. حيا، عذر شرعي براي ترک واجب نيست. به هر حال اگر غسل جنابت براي شما امکان ندارد، وظيفه شما براي نماز و روزه، تيمم بدل از غسل است.س 182: اينجانب با مشکلي مواجه هستم، مشکل من اين است که شستن بدنم، هر چند با يک قطره آب، براي بدنم ضرر دارد، حتي مسح هم همين طور است. هنگام شسستن بدنم ولو به مقدار کم، علاوه بر عوارض ديگر، تپش قلبم زياد ميشود، آيا با اين وضعيت براي من جايز است با همسرم مقاربت نموده و براي چندين ماه تيمم بدل از غسل نمايم و با آن نماز خوانده و داخل مسجد شوم؟ترک مقاربت بر شما واجب نيست، و در صورت جنابت و معذور بودن از انجام غسل، وظيفه شرعي شما براي اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل جنابت است، و با آن تيمم داخل مسجد شدن و خواندن نماز و مسّ نوشته قرآن کريم و بقيه اعمالي که انجام آنها مشروط به طهارت از جنابت است، اشکال ندارد.س 183: استقبال قبله هنگام غسلِ واجب يا مستحب، واجب است يا خير؟استقبال قبله در وقت غسل واجب نيست.س 184: آيا غسل کردن با غُساله حدث اکبر با توجه به قليل بودن آب و طهارت بدن قبل از غسل، صحيح است؟در فرض مرقوم، غسل کردن با آن مانعي ندارد.س 185: اگر از کسي که مشغول غسل جنابت است، حدث اصغر سر بزند، آيا بايد دوباره غسل نمايد يا آنکه غسل را تمام کند و وضو بگيرد؟حدث اصغر در اثناي غسل به صحت غسل ضرر نميرساند و لازم نيست که غسل را از نو شروع کند، ولي چنين غسلي کفايت از وضو براي نماز و ساير اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نميکند.س 186: اگر رطوبت غليظي که شبيه مني است و انسان آن را بعد از بول مشاهده ميکند، بدون شهوت و اراده از انسان خارج شود، آيا حکم مني را دارد؟حکم مني بر آن مترتب نيست، مگر اين که يقين به مني بودن آن حاصل شود يا اين که هنگام خروج، علامتهاي شرعي مني را داشته باشد.س 187: کسي که غسلهاي متعددي اعم از واجب يا مستحب بر ذمّه او باشد، آيا يک غسل، کفايت از غسلهاي ديگر ميکند؟اگر به نيت همه آنها يک غسل بجا آورد، کفايت ميکند و اگر در بين آنها غسل جنابت باشد و به نيت آن غسل کند، از بقيه غسلها هم کفايت ميکند. اگر چه احتياط اين است که همه آنها را نيّت نمايد.س 188: غير از غسل جنابت، آيا بقيه غسلها هم کفايت از وضو ميکنند؟کفايت نميکنند.س 189: به نظر شريف جنابعالي آيا در غسل جنابت جريان آب بر بدن شرط است؟ملاک، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جريان آب بر بدن شرط نيست.س 190: کسي که ميداند اگر با نزديکي با همسرش خود را جنب کند، آبي براي غسل کردن نمييابد و يا وقت براي غسل و نماز ندارد، آيا ميتواند با همسرش نزديکي نمايد؟در صورت عجز از غسل، اگر قدرت بر تيمم داشته باشد، ميتواند با همسرش نزديکي کند.س 191: آيا در غسل جنابت مراعات ترتيب بين سر و ساير اعضاي بدن کافي است يا اين که بايد بين طرف راست و چپ بدن هم ترتيب رعايت شود؟
احتياط واجب آن است که ترتيب بين دو طرف بدن نيز با مقدم داشتن طرف راست بر چپ مراعات شود.س 192: آيا هنگام غسل ترتيبي مانعي دارد ابتدا پشت خود را شسته و بعد نيت غسل ترتيبي نموده و آن را جا آورم؟شستن پشت و يا هر عضوي از اعضاي بدن قبل از نيت غسل و شروع آن، اشکال ندارد. کيفيت غسل ترتيبي به اين صورت است که بعد از تطهير تمام بدن بايد نيت غسل نمود و اول سر و گردن را شست، و سپس بنا بر احتياط واجب طرف راست بدن از شانه تا پائين پا، و در مرحله سوم طرف چپ بدن به همان ترتيب بايد شسته شود. با رعايت اين ترتيب، غسل به طور صحيح انجام ميشود.س 193: آيا بر زن واجب است هنگام غسل، اطراف موهايش را هم بشويد؟ و آيا با توجه به اين که آب به تمام پوست سر رسيده است، نرسيدن آب هنگام غسل به تمام مو، باعث بطلان غسل ميشود؟بنا بر احتياط واجب، بايد تمام مو شسته شود.
https://www.uplooder.net/img/image/60/1391feee1621ab733430d57d0b822588/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(3).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/60/1391feee1621ab733430d57d0b822588/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(3).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 20:44
احکام غسل باطل (https://www.uplooder.net/img/image/56/b1850d379f0bf061f617448679290af4/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(1).jpg)
س 194: کسي که به سن تکليف رسيده ولي جاهل به وجوب غسل و کيفيت آن بوده و بعد از گذشت مدتي در حدود ده سال متوجه مسأله تقليد و وجوب غسل بر او شده است، چه حکمي دارد؟ وظيفه او نسبت به قضاي نمازها و روزههاي گذشتهاش چيست؟قضاي نمازهائي که در حال جنابت خوانده، بر او واجب است، و همچنين قضاي روزه هم در صورتي که ميدانسته جنب است، ولي جاهل به وجوب غسل بر جنب براي روزه گرفتن بوده، بر او واجب است.س 195: جواني بر اثر ناداني قبل از چهارده سالگي و بعد از آن، اقدام به استمناء ميکرده که بر اثر آن از او مني خارج ميشده، ولي نميدانسته که خروج مني باعث جنابت ميشود و بايد براي نماز و روزه غسل کند، تکليف او چيست؟ آيا براي مدتي که استمناء ميکرده و مني از او خارج ميشده، غسل بر او واجب است؟ آيا نماز و روزههاي او از گذشته تا حال که در حال جنابت انجام گرفته باطل بوده و قضاي آنها واجب است؟براي هر چند بار خروج مني اگر تا به حال غسل نکرده است يک غسل جنابت کافي است، و بايد همه نمازهائي را که يقين دارد در حال جنابت خوانده است، قضا نمايد. و اگر در شبهاي ماه رمضان جاهل به اصل جنابت بوده، روزههاي او قضا ندارد و محکوم به صحت است. ولي اگر عالم به خروج مني و جنابت بوده و نميدانسته که براي صحت روزه، غسل بر او واجب است، بايد روزه همه روزهائي را که در حال جنابت گرفته است قضا نمايد.س 196: شخصي که بعد از جنابت، غسل خود را به طور باطل و اشتباه انجام ميدهد، با توجه به جهل او به اين مسأله، نمازهائي را که با اين غسل ميخواند، چه حکمي دارند؟نماز با غسل باطل، باطل است و بايد اعاده يا قضا شود.س 197: به قصد انجام يکي از غسلهاي واجب غسل کردم. پس از خروج از حمام متوجه شدم ترتيب را رعايت نکردهام، و چون احتمال ميدادم که نيّت ترتيب کافي است، دوباره غسل نکردم. اکنون در کارم متحيّر هستم، آيا قضاي همه نمازهائي که خواندهام، واجب است؟
اگر احتمال صحت غسل را ميدهيد و در وقت غسل متوجه انجام آنچه در صحت غسل معتبر است بودهايد، چيزي بر عهده شما نيست. بله، اگر يقين به بطلان غسل پيدا کنيد، قضاي همه نمازها بر شما واجب است.س 198: من غسل جنابت را به اين ترتيب انجام ميدادهام که ابتدا سمت راست بدن بعد سر و سپس قسمت چپ بدن را ميشستم. در سؤال و تحقيق در اين زمينه هم کوتاهي کردهام، نماز و روزهام چه حکمي دارند؟غسل به کيفيت مذکور باطل است و موجب رفع حدث نميشود. لذا نمازهائي که با چنين غسلي خوانده شده، باطل و قضاي آنها واجب است. ولي روزهها با فرض اينکه معتقد به صحت غسل به صورت مذکور بودهايد و بقاي شما بر جنابت، عمدي نبوده است، محکوم به صحت است.س 199: آيا خواندن سورههايي که سجده واجب دارند، بر جنب حرام است؟از جمله کارهائي که بر جنب حرام است، خواندن خصوص آيات سجده اين سورهها است، ولي خواندن ساير آيات از اين سورهها اشکال ندارد.
https://www.uplooder.net/img/image/56/b1850d379f0bf061f617448679290af4/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(1).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/56/b1850d379f0bf061f617448679290af4/hasan_ali_ebrahimi_said_930406_(1).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 20:48
احکام تيمم (https://www.uplooder.net/img/image/72/b49569b0a8592317cb2087eb48f4f151/hasan_ali_ebrahimi_said_930406.jpg)
س 200: اگر چيزهائي مثل خاک، گچ، سنگ که تيمم بر آنها صحيح است، به ديوار چسبيده باشند، آيا تيمم بر آنها صحيح است يا آنکه حتما بايد بر روي زمين باشند؟
در صحت تيمم، بودن آنها بر روي زمين شرط نيست.
س 201: در صورتي که جنب بر اثر عدم امکان رسيدن به حمام، چند روزي جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازي که با تيمم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغري از او سر بزند، آيا براي نماز بعدي بايد دوباره تيمم بدل از غسل نمايد؟ يا آنکه همان تيمم اول از جهت جنابت کفايت ميکند، و براي نمازهاي بعدي از جهت حدث اصغر وضو يا تيمم واجب است؟
شخص جنب پس از آن که به طور صحيح تيمم بدل از غسل جنابت کرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زماني که عذرِ شرعي مجوز تيمم بر طرف نشده است، بنابر احتياط واجب بايد براي اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل نمايد و وضو هم بگيرد و اگر معذور از وضو باشد بايد تيمم ديگري بدل از آن نمايد.
س 202: آيا تيمم بدل از غسل همان احکام قطعي و ثابت غسل را دارد؟ به اين معني که آيا با آن داخل مسجد شدن جايز است؟
ترتيب همه آثار شرعي غسل بر تيمم بدل از غسل جايز است، مگر اين که تيمم بدل از غسل به علت تنگي وقت باشد.
س 203: شخصي که از مجروحين جنگي است و بر اثر قطع نخاع قادر به کنترل ادرار خود نيست، آيا ميتواند به اين دليل که حمام رفتن براي او کمي مشقت دارد، براي انجام اعمال مستحبي مانند غسل جمعه و زيارت و غير آنها تيمم بدل از غسل نمايد؟
صحت تيمم بدل از غسل براي اعمالي که مشروط به طهارت نيست، مانند زيارت محل اشکال است، ولي انجام آن بجاي غسلهاي مستحبي در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبيت اشکال ندارد.
س 204: کسي که فاقد آب است و يا استعمال آب برايش ضرر دارد، آيا در صورت تيمم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت براي او جايز است؟ قرائت قرآن کريم چه حکمي دارد؟
تا زماني که عذر مجوز تيمم باقي است و تيمم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت براي او جايز است.
س 205: رطوبتي از انسان در حال خواب خارج ميشود و بعد از بيداري چيزي به ياد نميآورد ولي لباس خود را مرطوب ميبيند و وقت هم براي به ياد آوردن ندارد زيرا نماز صبح او قضا ميشود. وظيفه انسان در اين حالت چيست؟ چگونه نيت تيمم بدل از غسل نمايد؟ حکم اصلي در اين باره چيست؟
اگر ميداند که محتلم شده، جنب است و بايد غسل کند و در صورت تنگي وقت بايد بعد از تطهير بدنش تيمم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نمايد، ولي در صورت شک در احتلام و جنابت، حکم جنابت بر آن جاري نميشود.
س 206: شخصي که چندين شب متوالي جنب شده، با توجه به اين که در حديث شريف آمده است که چند روز متوالي حمام رفتن انسان را ضعيف ميکند، چه تکليفي دارد؟
غسل بر او واجب است، مگر اين که استعمال آب براي او ضرر داشته باشد که در اين صورت بايد تيمم کند.
س 207: من در يک وضعيت غيرطبيعي به سر ميبرم، بطوري که از من چند دفعه بدون اختيار در نوبتهاي متعدد مني خارج ميشود که خروج آن همراه با لذت نيست. وظيفه من درباره هر نماز چيست؟
اگر غسل کردن براي هر نماز ضرر دارد و يا تکليفِ خيلي دشواري بر شماست، بعد از تطهير بدن با تيمم نماز بخوانيد.
س 208: کسي که غسل جنابت را براي نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد اين که اگر غسل کند، مريض ميشود، تيمم کرده است، چه حکمي دارد؟
اگر به اعتقاد او غسل برايش ضرر دارد، تيمم اشکال ندارد و نماز با آن صحيح است.
س 209: کيفيت تيمم چگونه است؟ آيا فرقي بين تيمم بدل از وضو و غسل هست؟
تيمم بدين ترتيب است: ابتدا بايد نيت نمايد و سپس کف هر دو دست را بر چيزي که تيمم بر آن صحيح است بزند و آن را به تمام پيشاني و دو طرف آن از جائي که موي سر ميرويد تا ابروها و بالاي بيني بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام دست چپ، بکشد و احتياط واجب اين است که بار ديگر دستها را به زمين بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکفدستراسترابر پشت دست چپ بکشد. اين ترتيب در تيمم بدل از وضو و بدل از غسل يکسان است.
س 210: تيمم بر سنگ گچ و آهک و پخته شده آنها و آجر چه حکمي دارد؟
تيمم بر هر آنچه از زمين محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهک، صحيح است. و بعيد نيست، تيمم بر گچ و آهک پخته و آجر و امثال آنها هم صحيح باشد.
س 211: فرمودهايد چيزي که بر آن تيمم ميشود بايد پاک باشد، آيا اعضاء تيمم (پيشاني و پشت دستها) هم بايد پاک باشند؟
احتياط آن است که در صورت امکان، پيشاني و پشت دستها پاک باشند و اگر فردي نتواند محل تيمم را تطهير کند، بدون آن تيمم نمايد؛ هر چند بعيد نيست که طهارت در هر صورت شرط نباشد.
س 212: اگر انسان نتواند وضو بگيرد و تيمم هم براي او امکان نداشته باشد، چه وظيفهاي دارد؟
اگر انسان نتواند براي نماز وضو بگيرد و تيمم هم ممکن نباشد، بنا بر احتياط بايد نماز را در وقت بدون وضو و تيمم بخواند و سپس با وضو يا تيمم قضا کند.
س 213: من به بيماري پوستي مبتلا شدهام، بطوري که هر گاه غسل ميکنم پوست بدنم خشک ميشود. حتي در صورت شستن دست و صورتم هم اين خشکي به وجود ميآيد. بنابراين مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتيجه هنگام وضو بخصوص براي نماز صبح با مشکلاتي مواجه ميشوم. آيا جايز است در نمازهاي صبح به جاي وضو تيمم کنم؟
اگر استعمال آب براي شما ضرر داشته باشد، وضو گرفتن صحيح نيست، و بايد به جاي آن تيمم کنيد.و اگرضرر ندارد و روغن مذکور مانع از رسيدن آب به اعضاي وضو نباشد، بايد وضو بگيريد و اگر مانع است و ميتوانيد روغن را پاک نموده و وضو بگيريد و سپس روغن بزنيد، نوبت به تيمم نميرسد.
س 214: شخصي به خاطر تنگي وقت، نمازش را با تيمم خوانده است. بعد از فراغت از نماز براي او آشکار ميشود که وقت براي وضو داشته است. نماز او چه حکمي دارد؟
اعاده آن نماز بر او واجب است.
س 215: ما در منطقه سردسيري زندگي ميکنيم که نه حمام دارد و نه مکاني براي استحمام، وقتي در ماه مبارک رمضان به حالت جنابت از خواب بيدار ميشويم، با توجه به اين که غسل کردن جوانان در نيمه شب در برابر مردم با آب مشک يا حوض عيب شمرده ميشود و آب هم در آن وقت سرد است، تکليف ما براي روزه فردا چيست؟ آيا تيمم جايز است؟ در صورتي که غسل نکند، افطار کردن روزه آن روز چه حکمي دارد؟
مجرد مشقّت يا عيب شمرده شدن اغتسال جوانان در نيمه شب، عذر شرعي محسوب نميشود، بلکه مادامي که غسل، حرجي و موجب ضرر براي مکلّف نشود، غسل کردن به هرصورتي که امکان دارد واجب است، و در صورت حرج يا ضرر بايد قبل از طلوع فجر تيمم کند و با تيمم بدل از غسل جنابت پيش از طلوع فجر روزهاش صحيح است، و اگر تيمم نکند روزهاش باطل است، ولي امساک در طول روز بر او واجب ميباشد.
https://www.uplooder.net/img/image/72/b49569b0a8592317cb2087eb48f4f151/hasan_ali_ebrahimi_said_930406.jpg (https://www.uplooder.net/img/image/72/b49569b0a8592317cb2087eb48f4f151/hasan_ali_ebrahimi_said_930406.jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:01
احکام بانوان (https://www.uplooder.net/img/image/44/f4ec5f593dc8485c967866efe951a6c6/hasan_ali_ebrahimi_said_930331_(5).jpg)
س 216: مادرم از ذريّه پيامبر اکرم �صلي الله عليه و آله� است. آيا من نيز از سادات محسوب ميشوم؟ آيا ميتوانم عادت ماهيانه ام را تا شصت سالگي، حيض قرار دهم و در آن ايام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟
زني که پدرش هاشمي نيست هر چند مادرش از سادات باشد اگر بعد از پنجاه سالگي خوني را مشاهده کند، محکوم به استحاضه است.
س 217: اگر زني که به خاطر نذر روزه روز معيني روزهدار است، در حال روزه حيض شود، چه تکليفي دارد؟
روزهاش با عادت شدن، ولو در يک جزء از روز باشد، باطل ميشود و قضاي آن روز بعد از پاک شدن بر او واجب است.
س 218: لکههائي که زن بعد از يقين به پاک شدن ميبيند، با توجه به اين که آن لکهها نه اوصاف خون را دارند و نه خون مخلوط با آب را، چه حکمي دارد؟
اگر خون نباشد حکم حيض را ندارد، و اگر خون باشد اگر چه به صورت لکههاي زرد رنگ و از ده روز تجاوز نکند همه آن لکه ها محکوم به حيض است، و تشخيص اين موضوع به عهده زناست.
س 219: جلوگيري از عادت ماهيانه بوسيله دارو به خاطر روزه ماه رمضان چه حکمي دارد؟
اشکال ندارد.
س 220: اگر زني در ايام بارداري به خون ريزي کمي مبتلا شود ولي باعث سقط حمل او نگردد، آيا غسل بر او واجب ميشود يا خير؟ وظيفه او چيست؟
خوني که زن در ايام بارداري ميبيند اگر صفات و شرائط حيض را داشته باشد، و يا در زمان عادت بوده و سه روز اگر چه در باطن استمرار داشته باشد خون حيض است والا استحاضه خواهد بود.
س 221: زني داراي عادت ماهيانه معيني مثلا هفت روز است، به علت گذاشتن دستگاه جلوگيري از حاملگي، هر بار دوازده روز خون ميبيند. آيا خوني که از روز هفتم به بعد ميبيند خون حيض است يا استحاضه؟
اگر خون تا روز دهم قطع نشود، خوني که در ايام عادت ميبيند خون حيض است و باقي استحاضه خواهد بود.
س 222: آيا جايز است زني که در حال حيض و يا نفاس است داخل حرم امامزادگان �عليهم السلام� شود؟
جايز است.
س 223: زني که عمل کورتاژ (سقط جنين) را انجام داده، در حال نفاس است يا خير؟
بعد از سقط جنين ولو به صورت علقه باشد اگر خوني را مشاهده کرد، محکوم به نفاس است.
س 224: خوني که زن در سن يائسگي ميبيند، چه حکمي دارد؟ و وظيفه شرعي او چيست؟
محکوم به استحاضه است.
س 225: يکي از راههاي جلوگيري از حاملگيهاي ناخواسته، استفاده از داروهاي ضد حاملگياست. زنهائي که از اين داروها استفاده ميکنند لکههاي خوني را در ايام عادت و غير آن مشاهده ميکنند. اين لکهها چه حکمي دارد؟
اگر اين لکه ها واجد شرايط شرعي حيض نباشد، حکم حيض را ندارد، بلکه محکوم به استحاضهاست.
https://www.uplooder.net/img/image/44/f4ec5f593dc8485c967866efe951a6c6/hasan_ali_ebrahimi_said_930331_(5).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/44/f4ec5f593dc8485c967866efe951a6c6/hasan_ali_ebrahimi_said_930331_(5).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:12
احکام اموات (https://www.uplooder.net/img/image/82/90abe561d1d942dcaef99a79081f618b/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(7).jpg)
س 226: آيا در غسل و کفن و دفن اموات، مماثلت و همجنس بودن شرط است يا هر يک از زن و مرد ميتواند امور ميت ديگر را انجام دهد؟
همجنس بودن با ميّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتي که غسل دادن ميّت به وسيله همجنس او امکان دارد، غسل دادن به وسيله غير همجنس صحيح نيست و غسل ميّت باطل است. ولي در تکفين و تدفين همجنس بودن شرط نيست.
س 227: امروزه در روستاها متعارف است که اموات را در منزل مسکوني غسل ميدهند. گاهي ميّت وصي نداشته و چند فرزند صغير دارد. نظر مبارک راجع به اين موارد چيست؟
تصرفات مورد نياز براي تجهيز ميّت از قبيل غسل و کفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولي صغير نيست و اشکال از جهت وجود فرزندان صغير ايجاد نميشود.
س 228: شخصي بر اثر تصادف يا سقوط از ارتفاع فوت کرده است و جسد او خونريزي دارد، آيا بايد منتظر ماند تا خون، خود به خود يا با وسائل پزشکي بند بيايد يا اين که با وجود خونريزي جايز است اقدام به دفن او نمايند؟
تطهير بدن ميّت قبل از غسل در صورت امکان واجب است، و اگر انتظار براي توقف خونريزي يا منع آن ممکن باشد، واجب است.
س 229: استخوان مردهاي که حدود چهل يا پنجاه سال از دفن آن ميگذرد و مقبره او از بين رفته و تبديل به ميدان عمومي گرديده است، در اثر کندن نهري در آن ميدان ظاهر شده است. آيا لمس کردن استخوانها براي ديدن آنها اشکال دارد؟ آيا استخوانها نجس هستند؟
استخوان ميّت مسلماني که غسل داده شده است، نجس نيست؛ ولي دفن مجدّد آن زير خاک واجب است.
س 230: آيا براي انسان جايز است که پدر يا مادر و يا يکي از بستگان خود را در کفني که براي خودش خريده است، کفن کند؟
اشکال ندارد.
س 231: يک تيم پزشکي براي انجام آزمايشها و تحقيقات پزشکي احتياج دارند که قلب و بعضي از اعضاي مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت يک روز از انجام آزمايشها و مطالعات، اقدام به دفن آن کنند. اميدواريم لطف نموده به سؤالات زير پاسخ فرمائيد:
- آيا با توجه به اين که امواتي که اين آزمايشها بر روي آنها اعمال ميشود از مسلمانان هستند، اقدام به اين کار براي ما جايز است؟
- آيا دفن قلب و بعضي از اعضاي جسد جداي از بدن ميّت جايز است؟
- آيا با توجه به اين که دفن جداگانه قلب و بعضي از اعضا مشکلات فراواني براي ما ايجاد ميکند، دفن آن اعضاء با بدن ميّت ديگر جايز است يا خير؟
در صورتي که نجات نفس محترمه يا دستيابي به تجارب علوم پزشکي که جامعه به آن محتاج است، و يا شناسائي نوعي بيماري که حيات مردم را تهديد ميکند، متوقف بر تشريح باشد، تشريح جسد ميّت جايز است، لکن لازم است تا آنجا که استفاده از جسد غير مسلمان امکان دارد، از جسد مسلم استفاده نشود. حکم شرعي اعضايي که از جسد مسلمان جدا شدهاند، اين است که با بدن دفن شوند، و اگرامکان نداشت، دفن جداگانه آنها اشکال ندارد.
س 232: اگر شخصي براي خودش کفني بخرد و هميشه در وقت نمازهاي واجب يا مستحب يا هنگام قرائت قرآن کريم، آن را پهن نموده و روي آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان کفن استفاده کند. آيا اين عمل جايز است؟ آيا از نظر اسلام صحيح است که انسان کفني را براي خود بخرد و بر آن آيات قرآني بنويسد و از آن فقط هنگام تکفين استفاده نمايد؟
موارد مذکور اشکال ندارد.
س 233: اخيرا جنازه زني در يک قبر قديمي که تاريخ آن به حدود هفتصد سال پيش بر ميگردد، کشف شده است. اين جنازه مشتمل بر اسکلت استخواني عظيم کامل و سالمي است که بر جمجمه آن مقداري مو وجود دارد. به استناد گفته هاي باستان شناساني که آن را کشف کرده اند، جنازه متعلق به يک زن مسلمان است. آيا جايز است -، اين اسکلت استخواني بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبيعي (بعد از بازسازي شکل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازديد قرار داد تا موجب عبرت بازديد کنندگان از موزه علوم طبيعي گردد و يا با نوشتن آيات و احاديث مناسب باعث تذکر و موعظه ديدار کنندگان شود؟
اگر ثابت شود که اسکلتِ استخواني، متعلق به بدن ميّت مسلمان است، دفن فوري آن واجب است.
س 234: گورستاني در روستائي وجود دارد که ملک خاص کسي نيست و وقف هم نشده است، آيا جايز است اهالي اين روستا از دفن اموات شهر يا روستاهاي ديگر يا ميتي که وصيت کرده در آن قبرستان دفن شود، جلوگيري کنند؟
اگر قبرستان عمومي مزبور ملک خاص کسي يا وقف خاص اهالي آن روستا نباشد، نميتوانند از دفن اموات ديگران در آن قبرستان جلوگيري کنند و اگر شخصي وصيت کرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصيت عمل شود.
س 235: رواياتي وجود دارد دال بر اين که پاشيدن آب بر قبور مستحب است، مانند رواياتي که در کتاب �لآلي الاخبار� ذکر شده است، آيا اين استحباب مخصوص روز دفن ميّت است يا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف �لآلي الاخبار� چنين است؟ نظر جنابعالي در اين باره چيست؟
پاشيدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نيز به قصد رجاء اشکال ندارد.
س 236: چرا ميّت را شب دفن نميکنند؟ آيا دفن ميّت در شب حرام است؟
دفن ميّت در شب اشکال ندارد.
س 237: شخصي بر اثر تصادف ماشين فوت کرده است، پس از غسل و کفن او را به قبرستان آوردند، ولي هنگام دفن متوجه شدند که تابوت و کفن آغشته به خوني است که از او جريان دارد، آيا عوض کردن کفن او در اين حالت واجب است؟
اگر شستن آن قسمت از کفن که به خون آغشته شده است يا بريدن و يا عوض کردن آن امکان داشته باشد، آن کار واجب است، ولي اگر امکان ندارد، دفن ميّت به همان صورت جايز است.
س 238: اگر سه ماه از دفن آن ميّت با کفن آغشته به خون بگذرد، آيا نبش قبر در اين حالت جايز است؟نبش قبر در فرض سؤال جايز نيست.
س 239: از حضرتعالي تقاضا ميکنيم به سه سؤال زير پاسخ فرمائيد.
- اگر زن حاملهاي هنگام وضع حمل از دنيا برود، جنين موجود در رحم زن در موارد زير چه حکمي دارد؟
الف: اگر روح به تازگي در او دميده شده باشد (سه ماه يا بيشتر)، با توجه به اين که احتمال مرگ جنين در صورت خارج کردن آن از رحم مادر بسيار زياد است؟
ب: اگر عمر جنين هفت ماه يا بيشتر باشد؟
اگر جنين در رحم مادر مرده باشد؟
- اگر زن حامله هنگام وضع حمل بميرد، آيا بررسي کامل مرگ و زندگي جنين بر ديگران واجب است؟
- اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت کند و بچه در شکم او زنده بماند و شخصي بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنين دستور دفن مادر با جنين را بدهد، نظر شما در اين باره چيست؟
اگر جنين با مرگ مادرش فوت کند، و يا فوت مادر پيش از دميده شدن روح در جنين باشد، خارج کردن آن از شکم مادر واجب نيست، بلکه جايز هم نيست. ولي اگر روح در او دميده شده و در شکم مادرش که از دنيا رفته است، زنده باشد و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج کردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است که سريعا او را از شکم مادر خارج کنند، و تا وقتي که موت جنين در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنين جايز نيست و اگر جنين زنده همراه مادرش دفن شد و حتي بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج کردن جنين زنده از شکم مادر نمايند. همچنين اگر حفظ حيات جنين در شکم مادرش متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، ظاهر اين است که تأخير دفن مادر واجب است تا جان جنين حفظ شود، و اگر کسي بگويد دفن زن حامله با جنين زندهاي که در رحم او وجود دارد جايز است و ديگران به گمان صحت نظر او اقدام به دفن نمايند و اين کار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن ديه بر کسي که مباشر دفن بوده، واجب است، مگر اين که مرگ جنين مستند به گفته آن شخص باشد که در اين صورت ديه بر او واجب است.
س 240: شهرداري براي استفاده بهينه از زمين، دستور داده است قبرها به صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا ميکنيم حکم شرعي آن را بيان فرمائيد.
جايز است که قبور مسلمانان در چندين طبقه ساخته شود، به شرطي که اين کار سبب نبش قبر و هتک حرمت مسلمان نشود.
س 241: کودکي در چاه سقوط کرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج کردن بدن او است، حکم آن چيست؟جسد کودک در همان چاه به حال خود رها ميشود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملک شخصي کسي نباشد و يا مالک آن به مسدود کردن آن راضي باشد، تعطيل کردن چاه و بستن آن واجب است.
س 242: در منطقه ما مرسوم است که مراسم سينهزني و زنجيرزني به صورت سنتي آن فقط در عزاداري ائمه اطهار �عليهم السلام� و شهدا و بزرگان ديني برگزار ميشود. آيا برپائي اين مراسم به خاطر در گذشت افرادي از نيروهاي بسيج و يا از کساني که به نحوي به حکومت اسلامي و اين ملت مسلمان خدمات کردهاند، جايز است؟اين عمل اشکال ندارد.
س 243: با توجه به اينکه رفتن به قبرستان در شب مکروه است، اگر کسي با اين اعتقاد که شبانه به قبرستان رفتن عامل مؤثري در تربيت اسلامي است، شبانه به قبرستان برود، چه حکمي دارد؟
اشکال ندارد.
س 244: آيا شرکت در تشيع جنازه و حمل آن براي زنان جايز است؟
اشکال ندارد.
س 245: در ميان بعضي از عشاير معمول است که هنگام مرگ بعضي از اشخاص، با قرض، اقدام به خريد تعداد زيادي گوسفند ميکنند تا همه کساني را که در مراسم عزاداري شرکت مينمايند، اطعام کنند. اين کار باعث ضرر فراواني به آنها ميشود، آيا تحمل اين ضررها براي حفظ عادات و رسوم جايز است؟
اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضايت آنها باشد، جايز است. ولي اگر اين کار موجب بروز مشکلات و ضررهاي مالي ميشود از آن اجتناب شود و اگر انفاق از اموال ميّت صورت بگيرد، بستگي به نحوه وصيت او دارد و به طور کلّي در اين گونه امور بايد از اسراف و زياده روي که موجب تضييع نعم الهي ميشود پرهيز گردد.
س 246: اگر در زمان حاضر، شخصي در منطقهاي بر اثر انفجار مين کشته شود، آيا احکام شهيد را دارد؟
سقوطِ تکليف غسل و کفن شهيد از احکام اختصاصي شهيدي است که در ميدان جنگ کشته شود.
س 247: برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که در محورهاي شهرهاي مرزي رفت و آمد ميکنند، گاهي با کمينه ائي که از طرف بعضي از عناصر ضد انقلاب اسلامي گذاشته ميشود، مواجه ميشوند که گاهي منجر به شهادت آنان ميگردد. آيا غسل يا تيمم اين شهداي عزيز واجب است يا اين که آنجا ميدان جنگ محسوب ميشود؟
اگر آن محورها و منطقه مزبور ميدان جنگ بين گروه حق و گروه باطل و ياغي باشد، افرادي که از گروه حق در آنجا به شهادت ميرسند، حکم شهيد را دارند.
س 248: آيا کسي که واجد شرايط امامت در نماز جماعت نيست، جايز است امامت نماز ميّت بر جنازه يکي از مؤمنين را عهدهدار شود؟
بعيد نيست که شرائط معتبر در جماعت و امامت جماعت در ساير نمازها در نماز ميّت شرط نباشد، هر چند احوط اين است که آن شرائط در نماز ميّت هم رعايت شود.
س 249: اگر مؤمني در جائي از جهان در راه اجراي احکام اسلامي يا در تظاهرات و يا در راه اجراي فقه جعفري کشته شود، آيا شهيد محسوب ميشود؟
چنين شهيدي اجر و ثواب شهيد را دارد، ولي احکام تجهيز شهيد اختصاص به کسي دارد که در ميدان جنگ، هنگام درگيري و در معرکه نبرد به شهادت رسيده باشد.
س 250: اگر مسلماني بر اساس قانون و تأييد قوه قضائيه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شود و حکم اعدام درباره او اجرا گردد:
- آيا نماز ميّت بر او خوانده ميشود؟
- شرکت در مجلس عزا و قرائت قرآن کريم و مصيبت خواني براي اهل بيت �عليهمالسلام� که براي او برگزار ميشود، چه حکمي دارد؟
مسلماني که حکم اعدام درباره او اجرا گرديده است، حکم ساير مسلمانان را دارد و همه احکام و آداب اسلامي ميّت در مورد او هم جاري است.
س 251: آيا مسّ کردن استخواني که همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ ميّت ميشود؟
دست زدن به عضوي که از بدن شخص زنده جدا شده است، غسل ندارد.
س 252: آيا دست زدن به عضوي که از بدن انسان، مرده، جدا شده، غسل مسّ ميت واجب ميشود؟دست زدن به عضوي که از بدن مرده جدا شده، پس از سرد شدن و پيش از غسل دادن، در حکم دست زدن به بدن مرده است.
س 253: آيا شخص مسلمان را بايد هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟
شايسته است که شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به طوري که کف پاي او به جانب قبله باشد. بسياري از فقهاء اين عمل را برخود محتضر در صورتي که قادر باشد و بر ديگران، واجب دانستهاند و احتياط در انجام آن ترک نشود.
س 254: اگر هنگام کشيدن دندان مقداري از بافتهاي لثه هم همراه آن کنده شود، آيا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ ميّت ميشود؟
مس آن موجب غسل مس ميت نميشود.
س 255: آيا بر شهيد مسلماني که با لباسش دفن شده است، احکام مسّ ميّت مترتباست؟
با مسّ شهيدي که تغسيل و تکفين در حق او ساقط است، غسل مسّ ميّت واجب نميشود.
س 256: اينجانب دانشجوي رشته پزشکي هستم. گاهي هنگام تشريح مجبور به مسّ جسد کسانيکه از دنيا رفتهاند ميشويم و نميدانيم که آن اموات مسلمان هستند يا خير، و غسل داده شدهاند، يا خير؟ ولي مسئولين ميگويند که اين اجساد غسل داده شدهاند. با توجه به اين مطالب اميدواريم وظيفه ما نسبت به نماز و غير آن را بعد از مسّ آن اجساد بيان فرمائيد، و اينکه آيا بر اساس آنچه ذکر شد، غسل بر ما واجب ميشود يا خير؟
اگر غسل دادن ميّت، احراز نشود و شما در آن شک داشته باشيد، با مسّ جسد يا اجزاء آن، غسل مسّ ميّت بر شما واجب ميشود، و نماز بدون غسل مسّ ميّت صحيح نيست. ولي اگر اصل غسل ميّت احراز شود با مسّ جسد يا بعضي از اجزاي آن، غسل مسّ ميّت واجب نميشود، حتي اگر در صحت غسل آن ميّت شک داشته باشيد.
س 257: شهيدي که نام و نشاني او معلوم نيست، با تعدادي از اطفال در يک قبر دفن شده است. بعد از مدتي شواهدي به دست آمد حاکي از اين که آن شهيد اهل شهري که در آن دفن شده، نيست. آيا نبش قبر او جهت حمل جسد شهيد به شهر خودش جايز است؟
اگر بر اساس موازين و احکام شرعي دفن گرديده، نبش قبر وي جايز نيست.
س 258: اگر آگاهي از داخل قبر و تصوير برداري تلويزيوني از آنچه در آن است، بدون کندن و خاکبرداري، ممکن باشد، آيا بر اين عمل نبش قبر صدق ميکند يا خير؟
بر تصويربرداري از بدن ميتي که در قبر دفن شده است بدون کندن و نبش قبر و آشکار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نميکند.
س 259: شهرداري قصد دارد مقبرههاي اطراف قبرستان را براي توسعه کوچهها، خراب نمايد آيا اين عمل جائز است؟ ثانيا: آيا خارج کردن استخوانهاي آن اموات و دفن آنها در مکاني ديگر جايز است؟
تخريب قبور مومنين و نبش آنها جايز نيست، حتي اگر براي تعريض کوچهها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن ميّت مسلمان يا استخوانهاي آن که هنوز پوسيده نشدهاند، واجب است دوباره دفن شوند.
س 260: اگر شخصي بدون رعايت موازين شرعي اقدام به خراب کردن قبرستان مسلمانان کند، مسلمانهاي ديگر در برابر او چه مسئوليتي دارند؟
وظيفه ديگران در اين باره نهي از منکر با رعايت شرايط و مراتب آن است، و اگر در اثر تخريب قبور استخوان بدن ميت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجددا دفن نمايند.
س 261: پدرم در حدود 36 سال است که در قبرستان دفن شده است. اکنون به فکر افتادهام که با کسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر براي خودم استفاده کنم. آيا با توجه به وقفي بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در اين باره لازم است؟
اجازه گرفتن از ساير ورثه ميّت نسبت به قبري که زمين آن وقف عام براي دفن اموات شده، شرط نيست. ولي قبل از تبديل استخوانهاي ميّت به خاک، نبش قبر براي دفن ميّت ديگري در آن جايز نيست.
س 262: آيا راهي براي خراب کردن قبرستان مسلمانها و تبديل آن به مراکز ديگر وجود دارد، توضيح دهيد؟تغيير و تبديل قبرستان مسلمانان که براي دفن اموات مسلمين وقف شده، جايز نيست.
س 263: آيا نبش قبر و تبديل قبرستاني که براي دفن اموات وقف گرديده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقليد جايز است؟
در مواردي که نبش قبر و تبديلِ قبرستانِ وقف شده براي دفن اموات جايز نيست، اجازه مرجع تقليد اثري ندارد. و اگر از موارد استثناء باشد اشکال ندارد.
س 264: مردي در حدود بيست سال پيش فوت نموده، چندي پيش هم زني در همان روستا از دنيا رفت، اشتباها قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن کردند، با توجه به اين که در داخل قبر هيچ اثري از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظيفه فعلي ما چيست؟
در حال حاضر، با توجه به فرض سؤال، ديگران هيچ تکليفي ندارند و مجرد دفن ميّت در قبر ميّت ديگر موجب جواز نبش قبر براي انتقال جسد به قبر ديگر نميشود.
س 265: در وسط خياباني، چهار قبر وجود دارد که مانع ادامه جاده سازي هستند، از طرفي هم نبش قبر اشکال شرعي دارد. اميدواريم براي اين که شهرداري مرتکب عمل خلاف شرعي نشود، وظيفه ما را بيان فرمائيد.
اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روي قبرها امکان دارد، يا احداث جاده با وجود قبرها ضروري و طبق قانون لازم باشد، احداث آن اشکال ندارد.
https://www.uplooder.net/img/image/82/90abe561d1d942dcaef99a79081f618b/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(7).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/82/90abe561d1d942dcaef99a79081f618b/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(7).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:15
احکام روزه (https://www.uplooder.net/img/image/18/21b394fe91a06a3132de5b8f17a2980f/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(7).jpg)
زن باردار و شيرده (https://www.uplooder.net/img/image/18/21b394fe91a06a3132de5b8f17a2980f/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(7).jpg)
س 745: آيا روزه گرفتن بر زن بارداري که نميداند روزه بر جنين او ضرر دارد يا خير، واجب است؟
اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنين داشته باشد و خوف وي هم داراي منشاء عقلائي باشد، افطار بر او واجب است و در غير اين صورت واجب است که روزه بگيرد.
س 746: زني که کودک خود را شير ميداده و باردار هم بوده و در همان حال روزه ماه رمضان را هم گرفته است، و هنگام زايمان فرزندش مرده به دنيا آمد، اگر از ابتدا احتمال ضرر را ميداده و در عين حال روزه گرفته است:
- آيا روزهاش صحيح است يا خير؟
- آيا ديه بر ذمه او هست يا خير؟
- اگر احتمال ضرر نميداده، ولي بعدا معلوم شده که روزه گرفتن براي جنين ضرر داشته، چه حکمي دارد؟
اگر با وجود خوف از ضرري که داراي منشاء عقلائي است، روزه گرفته باشد و يا بعدا برايش معلوم شود که روزه براي وي يا براي جنيناش ضرر داشته، روزهاش صحيح نيست و قضاي آن بر او واجب است، ولي ثبوت ديه جنين متوقف بر اين است که ثابت شود فوت جنين مستند به روزه گرفتن وي است.
س 747: من به لطف خداوند متعال داراي فرزندي هستم که شيرخوار است. إن شاء الله تعالي بزودي ماه مبارک رمضان فرا خواهد رسيد. در حال حاضر ميتوانم روزه بگيرم ولي در صورت روزه گرفتن، شيرم خشک خواهد شد. با توجه به اينکه داراي بنيه ضعيفي هستم و کودکم هر ده دقيقه شير ميخواهد، چه وظيفهاي دارم؟
اگر به دليل کم يا خشک شدن شيرتان بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل خود داشته باشيد، روزهتان را افطار کنيد، ولي براي هر روزي بايد يک مد طعام به فقير بدهيد و قضاي روزه را هم بعدا بجا آوريد.
بيماري و منع پزشک
س 748: بعضي از پزشکان که به مسائل شرعي ملتزم نيستند، بيماران را از روزه گرفتن به دليل ضرر داشتن منع ميکنند، آيا گفته اين پزشکان حجت است يا خير؟
اگر پزشک امين نباشد و گفته او هم اطمينان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتباري ندارد و در غير اين صورت نبايد روزه بگيرد.
س 749: مادرم تقريبا سيزده سال بيمار بود و به همين دليل نميتوانست روزه بگيرد. من دقيقا اطلاع دارم که علت روزه نگرفتن او احتياج به مصرف دارو بوده است، اميدواريم ما را راهنمائي فرمائيد که آيا قضاي روزهها بر او واجب است؟
اگر ناتواني او از روزه گرفتن بر اثر بيماري بوده، قضا ندارد.س 750: من بر اثر ضعف جسماني از ابتداي سن بلوغ تا دوازده سالگي روزه نگرفتهام، در حال حاضر چه تکليفي دارم؟
واجب است روزههائي را که در ماه مبارک رمضان نگرفتهايد با اينکه به سنّ تکليف رسيده بوديد، قضا کنيد، و اگر افطار روزه ماه رمضان عمدي و اختياري و بدون عذر شرعي بوده، کفاره هم بر شما واجب است.
س 751: چشم پزشک مرا از روزه گرفتن منع کرده و گفته است که به علت ناراحتي چشم به هيچ وجه نبايد روزه بگيرم، ولي من به گفته او توجه نکرده و شروع به روزه گرفتن کردم که باعث بروز مشکلاتي براي من در اثناي ماه رمضان شد. به طوري که در بعضي از روزها هنگام عصر احساس ناراحتي ميکنم، لذا متحير و مردد هستم بين اينکه روزه نگيرم و يا ناراحتيام را تحمل کرده و روزه را تا غروب ادامه دهم. سؤال اين است که آيا اصولا روزه گرفتن بر من واجب است؟ و در روزهائي که روزه ميگيرم و نميدانم قدرت ادامه آن را تا غروب دارم يا نه، آيا روزهام را ادامه دهم؟ و نيت من چگونه بايد باشد؟
اگر از گفته پزشک متدين و امين اطمينان حاصل کنيد که روزه براي چشم شما ضرر دارد و يا خوف ضرر داشته باشيد، روزه گرفتن براي شما واجب نبوده و بلکه جايز هم نيست، و با خوف ضرر نيت روزه صحيح نيست و در صورت عدم خوف ضرر نيت روزه اشکال ندارد، ولي صحت روزه متوقف بر اين است که براي شما واقعا ضرر نداشته باشد.
س 752: من از عينک طبي استفاده ميکنم و در حال حاضر چشمانم بسيار ضعيف است. هنگامي که به پزشک مراجعه کردم به من گفت که اگر براي تقويت چشمانم تلاش نکنم، ضعيفتر خواهند شد، بنابراين اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظيفهاي دارم؟
اگر روزه براي چشمان شما ضرر دارد، واجب نيست روزه بگيريد، بلکه واجب است افطار کنيد و اگر بيماري شما تا ماه رمضان آينده استمرار پيدا کرد، قضاي روزه بر شما واجب نيست، ولي واجب است که عوض هر روز يک مد طعام به فقير بدهيد.
س 753: مادرم به بيماري شديدي مبتلاست و پدرم نيز از ضعف جسماني رنج ميبرد و در عين حال هر دو روزه ميگيرند که گاهي مشخص است که روزه باعث تشديد بيماري آنها ميشود، تاکنون نتوانستهام آنها را قانع کنم که لااقل هنگام شدت بيماري روزه نگيرند. خواهشمنديم ما را در مورد حکم روزه آنها راهنمائي فرمائيد.
ملاک تأثير روزه در ايجاد بيماري يا تشديد آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن تشخيص خود روزه دار نسبت به خودش است و اگر بداند روزه براي او ضرر دارد يا خوف ضرر داشته باشد و در عين حال بخواهد روزه بگيرد، روزه گرفتن براي وي حرام است.
س 754: در سال گذشته توسط پزشک متخصص موردعمل جراحي کليه قرار گرفتم. وي مرا از گرفتن روزه تا آخر عمر منع نمود، ولي در حال حاضر هيچ مشکل و دردي احساس نميکنم و حتي به طور طبيعي غذا ميخورم وآب مينوشم و هيچيک از عوارض بيماري را هم حس نميکنم، وظيفه من چيست؟
اگر خود شما از ضرر روزه خوف نداريد و حجت شرعي هم بر آن نداريد، واجب است روزه ماه رمضان را بگيريد.
س 755: اگر پزشک شخصي را از روزه گرفتن منع کند آيا با توجه به اينکه بعضي از پزشکان اطلاعي از مسائل شرعي ندارند، عمل به گفته او واجب است؟
اگر مکلّف از گفته پزشک يقين پيدا کند که روزه براي او ضرر دارد و يا از گفته وي يا منشاء عقلائي ديگري براي او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن براي او واجب نيست، بلکه جائز هم نيست.
س 756: در کليه هاي من سنگ جمع ميشود و تنها راه جلوگيري از جمع شدن سنگ در کليه، نوشيدن مستمر مايعات است و از آنجائي که پزشکان معتقدند که من نبايد روزه بگيرم، تکليف واجب من نسبت به روزه ماه مبارک رمضان چيست؟
اگر جلوگيري از بيماري کليه مستلزم نوشيدن آب يا ساير مايعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نيست.
س 757: از آنجا که مبتلايان به مرض قند مجبورند هر روز يک يا دو بار آمپول انسولين تزريق کنند و نبايد در وعدههاي غذائي آنها تأخير و فاصله بيفتد، زيرا باعث پائين آمدن ميزان قند خون و در نتيجه نوعي تشنج و بيهوشي ميشود، لذا گاهي پزشکان به آنها توصيه ميکنند که در روز چهار نوبت غذا بخورند، خواهشمنديم نظر شريف خود را درباره روزه اين افراد بيان فرمائيد.
اگر بدانند که خودداري از خوردن و آشاميدن از طلوع فجر تا غروب، به آنان ضرر ميرساند يا خوف ضرر داشته باشند، روزه گرفتن بر آنها واجب نبوده و بلکه جايز نيست.
https://www.uplooder.net/img/image/18/21b394fe91a06a3132de5b8f17a2980f/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(7).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/18/21b394fe91a06a3132de5b8f17a2980f/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(7).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:17
مبطلات روزه (https://www.uplooder.net/img/image/34/d5b3851125e571b2907e6256efd967af/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(6).jpg)
س 758: من در روز ماه رمضان به علّت اغواي شيطان تصميم گرفتم روزهام را باطل کنم لکن قبل از اين که عملي که روزه را باطل ميکند انجام دهم، از تصميم خود منصرف شدم حکم روزهام چيست؟ و اگر اين امر درروزه غير ماه رمضان پيش آيد چه حکمي دارد؟در روزه ماه رمضان اگر در اثناي روز از نيت روزه گرفتن بر گردد بطوري که قصد ادامه روزه نداشته باشد، روزهاش باطل ميشود و قصد دوباره او براي ادامه روزه فايده ندارد. امّا اگر دچار ترديد شود به اين معني که هنوز تصميم نگرفته است روزه را باطل کند، يا تصميم بگيرد کاري را که موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن را انجام نداده در اين دو صورت صحت روزه او محل اشکال است و احتياط واجب آن است که روزه را تمام کند و بعدا هم آن را قضا نمايد. هر روزه واجب معين ديگر - مانند نذر معين و امثال آن - نيز داراي همين حکم است.س 759: آيا اگر از دهان شخص روزه دار خون بيايد، روزهاش باطل ميشود؟روزه به سبب آن باطل نميشود، ولي واجب است که از رسيدن خون به حلق جلوگيري کند.س 760: حکم استعمال دخانيات مانند سيگار در حال روزه چيست؟احتياط واجب آن است که روزهدار از دودهاي انواع دخانيات و نيز مواد مخدّري که از راه بيني يا زير زبان جذب ميشود خودداري کند.س 761: آيا ماده �ناس� که از توتون و غير آن ساخته ميشود و براي چند دقيقه زير زبان گذاشته شده و سپس از دهان بيرون انداخته ميشود، مبطل روزه است يا خير؟اگر آب دهان مخلوط به ماده �ناس� را فرو ببرد، موجب بطلان روزهاش ميشود.س 762: نوعي داروي طبي براي اشخاص مبتلا به تنگي نفس شديد وجود دارد که عبارت است از يک قوطي که در آن مايع فشرده شده وجود دارد و با فشار دادن آن داروي مايع بصورت پودر گاز از طريق دهان وارد ريه شخص بيمار شده و موجب تسکين حال وي ميگردد. گاهي بيمار مجبور ميشود در يک روز چندين بار از آن استفاده کند، آيا با وجود استفاده از اين دارو، روزه گرفتن جايز است؟ با توجه به اينکه بدون استفاده از آن روزه گرفتن غيرممکن و يا بسيار سخت خواهد بود.اگر ماده مذکور هواي فشرده همراه با داروئي هر چند به صورت گاز يا پودر باشد و وارد حلق شود، صحت روزه محل اشکال است و در صورتي که روزه گرفتن بدون استعمال آن، ممکن نيست يا مشقّت دارد، جائز است از آن استفاده کند، لکن احتياط آن است که مبطل ديگري انجام ندهد و در صورت تمکن (بدون استفاده از آن) روزهها را قضا نمايد.س 763: من در بيشتر روزها آب دهانم با خوني که از لثههايم ميآيد مخلوط ميشود و گاهي نميدانم آب دهاني که فرو ميبرم همراه با خون است يا خير؟ روزهام با اين حال چه حکمي دارد؟ اميدوارم مرا راهنمائي فرمائيد.اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود، محکوم به طهارت است و بلعيدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نيست، و همچنين در صورت شک در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشکال ندارد و به صحت روزه ضرر نميزند.س 764: در يکي از روزهاي ماه رمضان روزه گرفتم ولي دندانهايم را مسواک نزدم، و بدون اينکه باقيمانده غذاهاي لابلاي دندانها را عمدا ببلعم، خودبخود بلعيده شده است. آيا قضاي روزه آن روز بر من واجب است؟اگر علم به وجود باقيمانده غذا در بين دندانهايتان و يا علم به رسيدن آن به حلق نداشتهايد و فرو رفتن آن هم عمدي و با التفات نبوده، قضاي روزه بر شما واجب نيست.س 765: از لثه شخص روزهداري خون زيادي خارج ميشود، آيا روزهاش باطل ميشود؟ آيا براي او ريختن آب با ظرف بر سرش جايز است؟با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه باطل نميشود. همچنين ريختن آب بر روي سر توسط ظرف و مانند آن به صحت روزه ضرر نميرساند.س 766: داروهاي مخصوصي براي معالجه بعضي از بيماريهاي زنان وجود دارد (شيافهاي روغني) که در داخل بدن گذاشته ميشود، آيا استفاده از آن موجب بطلان روزه ميشود؟استفاده از آن داروها به روزه ضرر نميرساند.س 767: نظر شريف جنابعالي درباره تزريق آمپول و ساير تزريقات نسبت به روزه داران در ماه مبارک رمضان، چيست؟احتياط واجب آن است که روزهدار از آمپولهاي مقوّي يا مغذّي و هر آمپولي که در رگ تزريق ميشود و نيز انواع سرمها خودداري کند، لکن آمپولهاي داروئي که در عضله تزريق ميشود و نيز آمپولهائي که براي بيحسّ کردن به کار ميرود، مانعي ندارد.س 768: آيا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جايز است يا خير؟اگر خوردن آن در ماه رمضان براي درمان فشار خون ضروري باشد، اشکال ندارد، ولي با خوردن آن روزه باطل ميشود.
س 769: اگر من و بعضي از مردم بر اين عقيده باشيم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوانخوردنوآشاميدنصد نميکند، آياعملبه آن جايز است و به روزهام ضرر نميزند؟خوردن قرص روزه را باطل ميکند.س 770: اگر شوهر با همسر خود در ماه رمضان جماع نمايد و زن نيز به آن راضي باشد چه حکمي دارد؟بر هر يک از آنان حکم افطار عمدي جاري است و علاوه بر قضا، کفاره هم بر هر دو واجب است.س 771: اگر مردي با همسرش در روز ماه رمضان شوخي و ملاعبه نمايد، آيا به روزهاش ضرر ميرساند؟اگر منجر به انزال مني نشود، به روزه خللي وارد نميکند، ولي اگر باعث انزال مني شود، جايز نيست و روزه باطل ميشود.
https://www.uplooder.net/img/image/34/d5b3851125e571b2907e6256efd967af/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(6).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/34/d5b3851125e571b2907e6256efd967af/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(6).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:23
بقاء بر جنابت (https://www.uplooder.net/img/image/34/d5b3851125e571b2907e6256efd967af/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(6).jpg)
س 772: اگر فردي به سبب برخي از مشکلات تا اذان صبح بر جنابت باقي بماند آيا روزه گرفتن در آن روز براي او جايز است؟
در غير ماه رمضان و قضاي آن اشکال ندارد، ولي نسبت به روزه ماه رمضان و قضاي آن، اگر معذور از غسل است، تيمم کردن بر او واجب است و اگر تيمم هم نکند، روزهاش صحيح نيست.
س 773: اگر شخصي در حال جنابت چند روز روزه بگيرد و نداند که طهارت از جنابت شرط صحت روزه است، آيا کفاره روزههائي که در حال جنابت گرفته بر او واجب است يا اينکه قضاي آنها کافي است؟
در فرض مرقوم قضا کفايت ميکند.
س 774: آيا جايز است شخص جنب بعد از طلوع آفتاب غسل جنابت نمايد و روزه قضا يا مستحب بگيرد؟
اگر عمدا تا طلوع فجر بر جنابت باقي بماند، روزه ماه رمضان و قضاي آن از او صحيح نيست، ولي اقوي صحت روزههاي ديگر بخصوص روزه مستحبي است.
س 775: شخصي در ماه رمضان در جائي مهمان شد و شب را در آن منزل خوابيد و در نيمههاي شب محتلم گرديد و چون مهمان بود و با خود لباسي نداشت، براي فرار از روزه، تصميم گرفت بعد از طلوع فجر مسافرت نمايد، لذا بعد از طلوع فجر بدون اينکه چيزي بخورد به قصد مسافرت، حرکت نمود. سؤال اين است که آيا قصد سفر توسط او موجب سقوط کفاره هست يا خير؟
اگر با حالت جنابت از خواب بيدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل يا تيمم نکند، مجرد قصد سفر در شب و يا مسافرت در روز براي سقوط کفاره از او کافي نيست.
س 776: کسي که آب در اختيار ندارد و يا به دليل عذرهاي ديگر غير از تنگي وقت نميتواند غسل جنابت بکند، آيا جايز است عمدا خود را در شبهاي ماه مبارک رمضان جنب کند؟
اگر وظيفه او تيمم باشد و بعد از اينکه خود را جنب کرده، وقت کافي براي تيمم داشته باشد، اين کار براي وي جايز است.
س 777: شخصي در ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح بيدار شده و متوجه محتلم شدن خود نشده و دوباره خوابيده و در اثناي اذان صبح بيدار شده و علم به جنابت خود پيدا ميکند و يقين دارد که احتلامش قبل از اذان صبح بوده است، روزه او چه حکمي دارد؟
اگر پيش از اذان صبح متوجه احتلام خود نشده است، روزهاش صحيح است.
س 778: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از اذان صبح بيدار شود و ببيند که محتلم شده است و دوباره پيش از اذان صبح به اميد اينکه براي غسل کردن بيدار ميشود بخوابد و تا بعد از طلوع آفتاب در خواب بماند و غسل خود را تا اذان ظهر به تأخير بيندازد و بعد از اذان ظهر غسل کرده و نماز ظهر و عصر بخواند، روزه آن روز او چه حکمي دارد؟
در فرض سؤال بايد روزه را قضا نمايد و بنابر احتياط مستحب، کفاره نيز بدهد.
س 779: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از فجر شک کند که محتلم شده يا نه، ولي به شک خود اعتنا نکند و دوباره بخوابد و بعد از اذان صبح بيدار شود و متوجه گردد که قبل از طلوع فجر محتلم شده است، چه حکمي دارد؟اگر بعد از بيداري اول اثري از احتلام در خود مشاهده نکند، بلکه فقط احتمال آن را بدهد و چيزي بر او کشف نشود و تا بعد از اذان بخوابد، روزهاش صحيح است، هر چند بعد از آن معلوم شود که احتلام او مربوط به قبل از اذان صبح است.
س 780: اگر شخصي در ماه مبارک رمضان با آب نجس غسل کند و بعد از يک هفته متوجه شود که آن آب نجس بوده است، نماز و روزه او در اين مدت چه حکمي دارد؟
نمازش باطل و قضاي آن واجب است، ولي روزههاي او محکوم به صحت است.
س 781: شخصي مبتلا به بيماري بيرون آمدن مستمر قطرات بول به صورت موقت است، يعني بعد از بول کردن، به مدت يک ساعت يا بيشتر قطرات آن از او خارج ميگردد. با توجه به اينکه وي در بعضي از شبها جنب شده و گاهي يک ساعت قبل از اذان بيدار ميشود و احتمال ميدهد که بعد از آن مني با قطرات بول خارج شود، نسبت به روزهاش چه تکليفي دارد؟ وظيفه او براي اينکه با طهارت داخل وقت شود، چيست؟
اگر قبل از اذان صبح، غسل جنابت و يا تيمم بدل از آن انجام داده، روزه او صحيح است، هر چند بعد از آن بدون اختيار از او مني خارج شود.
س 782: اگر شخصي قبل از اذان صبح يا بعد از آن بخوابد و در خواب جنب شده و بعد از اذان بيدار شود، چه مدتي براي غسل کردن وقت دارد؟
در فرض سؤال، جنابت به روزه آن روز او ضرر نميزند، ولي واجب است که براي نماز غسل کند و ميتواند غسل را تا وقت نماز به تأخير بيندازد.
س 783: اگر غسل جنابت براي روزه ماه رمضان يا روزههاي ديگر فراموش شود و در اثناء روز به ياد انسان بيفتد، چه حکمي دارد؟
اگر در روزه ماه رمضان غسل جنابت را در شب تا طلوع فجر فراموش کند و با حالت جنابت صبح نمايد، روزهاش باطل است و احوط اين است که قضاي روزه ماه رمضان هم در اين حکم به آن ملحق شود. ولي در ساير روزهها، روزه بر اثر آن باطل نميشود.
https://www.uplooder.net/img/image/34/d5b3851125e571b2907e6256efd967af/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(6).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/34/d5b3851125e571b2907e6256efd967af/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(6).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:28
استمناء (https://www.uplooder.net/img/image/16/b387e24729cec455045ca925171856f9/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(6).jpg)
س 784: حکم کسي که با آميزش جنسي حرام يا استمناء يا خوردن و نوشيدن حرام روزه خود را در ماه رمضان باطل نموده چيست؟
در فرض مرقوم بايد شصت روز روزه بگيرد و يا شصت مسکين را اطعام نمايد و احتياط مستحب آن است که هر دو را انجام دهد.
س 785: اگر مکلّف علم داشته باشد به اينکه استمناء روزه را باطل ميکند، ولي عمدا آن را انجام دهد، آيا کفاره جمع بر او واجب ميشود؟
اگر عمدا استمناء کند و مني هم از او خارج شود، کفاره جمع بر او واجب نميشود لکن احتياط مستحب آن است که کفاره جمع بپردازد.
س 786: در ماه مبارک رمضان بدون وجود هيچيک از آثار استمناء فقط بر اثر حالتي که هنگام مکالمه تلفني با يک زن نامحرم در خود احساس کردم مايع مني از من خارج شد، با توجه به اينکه مکالمه با او به قصد لذت نبوده، خواهشمندم لطف نموده و به سؤالات من پاسخ فرمائيد، آيا روزهام باطل است يا خير؟ در صورت بطلان، آيا کفاره هم بر من واجب است يا خير؟
اگر خروج مني بر اثر صحبت با يک زن جزء عادتهاي قبلي شما نبوده و مکالمه تلفني با او هم بدون قصد لذت و ريبه بوده و در عين حال بطور غيرارادي مني از شما خارج شده است، موجب بطلان روزه نميشود و چيزي هم بر اثر آن بر شما واجب نيست.
س 787: شخصي چندين سال عادت به استمناء در ماه رمضان و غير آن داشته است، نماز و روزه او چه حکمي دارد؟
استمناء مطلقا حرام است و اگر منجر به خروج مني شود، موجب غسل جنابت هم ميشود، و اگر اين عمل در حال روزه در روز ماه رمضان صورت بگيرد، در حکم افطار عمدي با حرام است، و اگر نماز و روزه را با حالت جنابت و بدون غسل و تيمم انجام دهد، نماز و روزهاش باطل و قضاي آنها واجب است.
س 788: آيا استمناء توسط همسر، حکم
استمناء حرام را دارد؟
اين کار، از موارد استمناء حرام نيست.س 789: آيا جايز است شخص مجرد در صورتي که پزشک مني او را براي آزمايش بخواهد و راه ديگري هم براي خارج کردن مني نداشته باشد، استمناء نمايد؟
اگر معالجه متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد.
س 790: بعضي از مراکز پزشکي براي انجام آزمايشهاي پزشکي بر روي مني از انسان ميخواهند که استمناء کند تا معلوم شود که وي قادر بر بچهدار شدن هست يا خير، آيا استمناء براي او جايز است.
استمناء جايز نيست، هر چند براي تشخيص قدرت وي بر بچهدار شدن باشد، مگر آنکه ضرورتي ايجاب کند.
س 791: تخيّل به قصد برانگيختن شهوت در دو صورت زير چه حکمي دارد؟
الف: تخيّل همسر
ب: تخيل زن اجنبي
در فرض اول در صورتي که حرامي مانند انزال بر آن مترتّب نشود، اشکالي ندارد و در فرض دوّم، احتياط در ترک آن است.
س 792: شخصي در ابتداي سن بلوغ روزه ميگرفته، ولي در اثناء روزه استمناء نموده و جنب شده و به همين صورت چند روز روزه گرفته است، در حالي که جهل داشته به اينکه براي روزه گرفتن تطهير از جنابت واجب است. آيا قضاي روزههاي آن روزها کافي است يإ؛لل اينکه تکليف ديگري دارد؟
در فرض سؤال، قضا و بنابر احتياط واجب کفاره بر او واجب است.
س 793: شخص روزهداري در ماه رمضان به صحنه شهوت انگيزي نگاه کرده و جنب شده است. آيا با اين کار روزهاش باطل ميشود؟
اگر نگاه کردن او به قصد انزال بوده و يا ميدانسته که اگر به آن منظره نگاه کند، جنب ميشود و يا عادت او بر اين بوده است و در عين حال عمدا نگاه کرده و جنب شده، حکم جنابت عمدي را دارد يعني هم قضاء بر عهده او ميباشد و هم کفّاره.
س 794: انسان روزه داري که در يک روز بيش از يکبار کاري که روزه را باطل ميکند انجام دهد وظيفهاش چيست؟
فقط يک کفاره بر او واجب ميشود، بلي اگر اين کار آميزش جنسي يا استمناء باشد احتياط واجب آن است که بعدد دفعات آميزش جنسي يا استمناء کفاره بدهد.
https://www.uplooder.net/img/image/16/b387e24729cec455045ca925171856f9/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(6).jpg
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:30
احکام مبطلات روزه (https://www.uplooder.net/img/image/44/48636eaf855304ee3c122fd3f974c4d3/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(5).jpg)
س 795: آيا تبعيت از اهل سنت در وقت افطار روزه در مراسم عمومي و مجالس رسمي و غير آن، جايز است؟ اگر مکلّف تشخيص دهد که اين متابعت از موارد تقيه نيست و دليلي براي التزام به آن وجود ندارد، وظيفهاش چيست؟
تبعيت از ديگران در افطار روزه بدون احراز دخول وقت افطار، جايز نيست، و اگر از موارد تقيه باشد افطار جايز است، ولي روزه آن روز قضا دارد، و جايز نيست به طور اختياري افطار نمايد مگر بعد از آنکه داخل شدن شب و پايان يافتن روز را با يقين حسي و يا با حجت شرعي احراز نمايد.
س 796: اگر روزهدار باشم و مادرم مرا وادار به خوردن غذا يا نوشيدن کند، آيا روزهام باطل ميشود؟
خوردن و آشاميدن روزه را باطل ميکند، هر چند بر اثر درخواست و اصرار شخص ديگري باشد.
س 797: اگر چيزي به زور وارد دهان روزه دار شود و يا سر او به همان صورت داخل آب گردد، آيا روزهاش باطل ميشود؟ اگر وادار به باطل کردن روزهاش شود، مثلا به او بگويند که اگر روزهات را نخوري، ضرري به خودت يا مالت وارد ميسازيم، او هم براي دفع اين ضرر غذا بخورد، آيا روزهاش صحيح است؟
روزه شخص روزه دار با داخل شدن چيزي در حلقش بدون اختيار و يا با فرو بردن سرش به همان صورت به زير آب باطل نميشود، ولي اگر خودش بر اثر اکراه ديگري مرتکب مفطري شود، روزهاش باطل خواهد شد.
س 798: اگر روزه دار جاهل باشد به اينکه تا به حد ترخص نرسيده، نبايد قبل از زوال افطار کند، و قبل از حد ترخص به اين اعتبار که مسافر است، افطار نمايد، روزه اين شخص چه حکمي دارد؟ آيا قضا بر او واجب است يا حکم ديگري دارد؟
حکم او همان حکم افطار عمدي است.
س 799: هنگامي که مبتلا به بيماري زکام بودم، مقداري از اخلاط سر و سينه در دهانم جمع شده بود که به جاي بيرون انداختن، آن را فرو بردم، آيا روزهام صحيح است يا خير؟ در بعضي از روزهاي ماه مبارک رمضان در منزل يکي از اقوام بودم که بر اثر زکام و خجالت و حيا مجبور شدم با خاک، تيمم بدل از غسل واجب بکنم و تا نزديک ظهر غسل نکردم. اين کار براي چند روز تکرار شد، آيا روزهام در آن روزها صحيح است يا خير؟
فرو بردن اخلاط سر و سينه ضرري به روزه نميرساند، ولي اگر به فضاي دهان رسيده باشد بنابر احتياط واجب بايد از فرو بردن آن خودداري نمايد، و اما ترک غسل جنابت قبل از طلوع فجرِ روزي که ميخواهيد روزه بگيريد و ا نجام تيمم بدل از غسل به جاي آن، اگر بخاطر عذر شرعي باشد و يا تيمم در آخر وقت و به خاطر تنگي آن باشد،موجب بطلان روزه نيست و روزه شما با تيمم صحيح است. در غير اين صورت، روزه شما در آن روزها باطل است.
س 800: من در معدن آهن کار ميکنم که طبيعت آن اقتضا ميکند هر روز داخل معدن شده و در آن کار کنم و هنگام استفاده از ابزار کار غبار وارد دهانم ميشود، بقيه ماههاي سال هم به همين صورت بر من ميگذرد، تکليف من چيست؟ آيا روزه من در اين حالت صحيح است؟
فرو بردن غبار هنگام روزه موجب باطل شدن آن است و بايد از آن پرهيز نمود، ولي مجرد داخل شدن غبار در دهان و بيني بدون اينکه به حلق برسد، روزه را باطل نميکند.
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:34
کفاره روزه و مقدار آن (https://www.uplooder.net/img/image/38/ea967461704527fdcef36d1e79e78ce9/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(5).jpg)
س 801: آيا دادن پول يک مد طعام به فقير تا با آن غذائي براي خودش بخرد، کافي است؟
اگر اطمينان داشته باشد که فقير به وکالت از او طعام خريده و سپس آن را به عنوان کفاره قبول ميکند، اشکال ندارد.
س 802: اگر شخصي وکيل در غذا دادن به عدهاي از مساکين شود، آيا ميتواند اُجرت کار و پختن غذا را از اموالي که به عنوان کفاره به او داده شده است، بردارد؟
مطالبه اجرت کار و پخت غذا براي وي جايز است، ولي نميتواند آن را بابت کفاره حساب نمايد و يا از اموالي که بايد به عنوان کفاره به فقرا داده شود، بردارد.
س 803: زني به علت بارداري و نزديکي وقت زايمان، نميتواند روزه بگيرد و ميداند که بايد آنها را بعد از زايمان و قبل از ماه رمضان آينده قضا نمايد، اگر به طور عمدي يا غيرعمدي تا چند سال روزه نگيرد، آيا فقط کفاره همان سال بر او واجب است يا آنکه کفاره تمام سالهائي که روزه را به تأخير انداخته، واجب است؟فديه تأخير قضاي روزه ماه رمضان هر چند به مدت چند سال هم به تأخير افتاده باشد، يکبار واجب است و آن عبارت است از يک مد طعام براي هر روزي، و فديه هم زماني واجب ميشود که تأخير قضاي روزه ماه رمضان تا ماه رمضان ديگر بر اثر سهل انگاري و بدون عذر شرعي باشد، ولي اگر به خاطر عذري باشد که شرعا مانع صحت روزه است، فديهاي ندارد.
س 804: زني به علت بيماري از روزه گرفتن معذور است و قادر بر قضا کردن آنها تا ماه رمضان سال آينده هم نيست، در اين صورت آيا کفاره بر او واجب است يا بر شوهرش؟
اگر افطار روزه ماه رمضان از جهت بيماري و تأخير قضاي آن هم از جهت ادامه بيماري بوده است، براي هر روز يک مدطعام به عنوان فديه بر خود زن واجب است و چيزي بر عهده شوهرش نيست.
س 805: شخصي ده روز روزه بر عهده دارد و در روز بيستم شعبان شروع به روزه گرفتن ميکند، آيا در اين صورت ميتواند عمدا روزه خود را قبل يا بعد از زوال، افطار کند؟ در صورتي که قبل يا بعد از زوال افطار نمايد، چه مقدار کفاره دارد؟
در فرض مذکور افطار عمدي براي او جايز نيست و اگر عمدا افطار کند، در صورتي که قبل از زوال باشد، کفارهاي بر او واجب نيست و اگر بعد از زوال باشد، کفاره بر او واجب است که عبارت است از غذا دادن به ده مسکين، و در صورت عدم تمکن، واجب است سه روز روزه بگيرد.
س 806: زني در دو سال متوالي در ماه مبارک رمضان حامله بوده و قدرت روزه گرفتن در آن ايام را نداشته است، ولي در حال حاضر توانائي روزه گرفتن را دارد، حکم او چيست؟ آيا کفاره جمع بر او و اجب است يا فقط قضاي آن را بايد به جا آورد؟ تأخير او در قضاي روزه چه حکمي دارد؟
اگر بر اثر عذر شرعي روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است، و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنين يا کودکش بوده، بايد علاوه بر قضا، براي هر روز يک مد طعام به عنوان فديه بپردازد، و اگر قضا را بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان سال بعد، بدون عذر شرعي به تأخير انداخته، فديه ديگري هم بر او واجب است يعني بايد براي هر روز يک مد طعام به فقير بدهد.
س 807: آيا رعايت ترتيب بين قضا و کفاره، در کفاره روزه واجب است يا خير؟واجب نيست.
https://www.uplooder.net/img/image/38/ea967461704527fdcef36d1e79e78ce9/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(5).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/38/ea967461704527fdcef36d1e79e78ce9/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(5).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:42
قضاي روزه (https://www.uplooder.net/img/image/82/46a2176f20cd95ce81ef9a20789cd36a/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(4).jpg)
س 808: هجده روز روزه به علت مسافرت در ماه رمضان براي انجام مأموريت ديني بر عهدهام ميباشد، وظيفه من چيست؟ آيا قضاي آنها بر من واجب است؟
قضاي روزههاي ماه رمضان که بر اثر مسافرت از شما فوت شده، واجب است.
س 809: اگر کسي براي گرفتن روزه قضاي ماه رمضان اجير شود و بعد از زوال افطار کند، آيا کفاره بر او واجب است يا خير؟
کفاره بر او واجب نيست.
س 810: کساني که در ماه رمضان براي انجام وظيفه ديني در مسافرت هستند و به همين دليل نميتوانند روزه بگيرند، اگر در حال حاضر بعد از چند سال تأخير، بخواهند روزه بگيرند، آيا پرداخت کفاره بر آنها واجب است؟
اگر قضاي روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذري که مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آينده به تأخير انداخته باشند، قضاي روزههايي که از آنان فوت شده کافي است، و واجب نيست براي هر روزي يک مد طعام فديه بدهند، هر چند احتياط در جمع بين قضا و فديه است. ولي اگر تأخير در قضاي روزه به خاطر سهلانگاري و بدون عذر باشد، جمع بين قضا و فديه بر آنها واجب است.
س 811: شخصي به مدت ده سال بر اثر جهل نماز نخوانده و روزه نگرفته است، فعلا توبه نموده و به سوي خدا بازگشته و تصميم بر جبران آنها گرفته است، ولي توانائي قضاي همه روزههاي فوت شده را ندارد و مالي هم ندارد که با آن کفارههايش را بپردازد، آيا صحيح است که فقط به استغفار اکتفا کند؟
قضاي روزههاي فوت شده در هيچ صورتي ساقط نميشود، ولي نسبت به کفاره افطاره عمدي روزه ماه رمضان، چنانچه قدرت بر روزه دو ماه و يا اطعام شصت مسکين براي هر روز نداشته باشد، بايد به هر تعداد فقير که قادر است غذا بدهد و احتياط آن است که استغفار نيز بکند و اگر به هيچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نيست فقط کافي است که استغفار کند يعني با دل و زبان خود بگويد استغفرالله (از خداوند بخشايش ميطلبم).
س 812: من به علّت عدم قدرت مالي و بدني نتوانستم براي انجام کفاره هائي که بر من واجب شده بود روزه بگيرم و يا به مساکين اطعام نمايم و در نتيجه، استغفار نمودم لکن به لطف الهي اکنون توان روزه گرفتن يا اطعام نمودن دارم، وظيفه ام چيست؟
در فرض مرقوم، انجام کفاره لازم نيست گر چه احتياط مستحب آن است که انجام داده شود.
س 813: اگر شخصي بر اثر جهل به وجوب قضاي روزه تا قبل از ماه رمضان سال آينده قضاي روزههايش را به تأخير اندازد، چه حکمي دارد؟
فديه تأخير قضاي روزه تا ماه رمضان سال بعد، بر اثر جهل به وجوب آن ساقط نميشود.
س 814: فردي که به مدت صدو بيست روز روزه نگرفته، چه وظيفهاي دارد؟ آيا بايد براي هر روز شصت روز روزه بگيرد؟ و آيا کفاره بر او واجب است؟
قضاي آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار عمدي و بدون عذر شرعي بوده، علاوه بر قضا، کفاره هر روز هم واجب است که عبارت است از شصت روز روزه يا اطعام شصت فقير و يا دادن شصت مد طعام به شصت مسکين که سهم هر کدام يک مدّ است.
س 815: تقريبا يک ماه روزه گرفتهام به اين نيت که اگر روزهاي بر عهدهام باشد قضاي آن محسوب شود و اگر روزهاي بر عهدهام نيست به قصد قربت مطلق باشد، آيا اين يک ماه روزه به حساب روزههاي قضائي که بر ذمّه دارم، محسوب ميشود؟
اگر به نيت آنچه که در زمان روزه گرفتن شرعا مأمور به آن بودهايد، اعم از روزه قضاء يا مستحبي، روزهگرفتهايد و روزه قضا هم برعهده شما باشد، به عنوان روزه قضاء محسوب ميشود.
س 816: کسي که نميداند چه مقدار روزه قضا دارد و با فرض داشتن روزه قضا روزه مستحبي بگيرد، اگر معتقد باشد که روزه قضا ندارد، آيا به عنوان روزه قضا محسوب ميشود؟
روزههائي را که به نيت استحباب گرفته به جاي روزه قضايي که بر عهدهاش هست، محسوب نميشود.
س 817: نظر شريف جنابعالي درباره شخصي که بر اثر جهل به مسأله، عمدا روزهاش را افطار کرده، چيست؟ آيا فقط قضا بر او واجب است يا اينکه کفاره هم بايد بدهد؟
اگر به سبب بياطلاعي از حکم شرعي بوده و در يادگيري مسأله کوتاهي نکرده باشد، بايد قضاي روزهها را بجا آورد ولي کفارّهبر او واجب نيست.
س 818: کسي که در اوائل سن تکليف بر اثر ضعف و عدم توانائي، نتوانسته روزه بگيرد، آيا فقط قضا بر او واجب است يا قضا و کفاره با هم بر او واجب است؟
اگر گرفتن روزه براي او حرجي نبوده و عمدا افطار کرده، علاوه بر قضا، کفاره نيز بر او واجب است و اگر خوف داشته باشد که اگر روزه بگيرد مريض شود، فقط قضاي روزهها بر عهده او ميباشد.
س 819: کسي که تعداد روزهائي که روزه نگرفته و مقدار نمازهايي را که نخوانده نميداند، وظيفهاش چيست؟ کسي هم که نميداند روزهاش را بر اثر عذر شرعي افطار کرده و يا عمدا آن را خورده است، چه حکمي دارد؟
جايز است که به قضاي آن مقدار از نماز و روزههايش که يقين به فوت آنها دارد، اکتفا نمايد، و در صورت شک در افطار عمدي کفاره واجب نيست.
س 820: اگر شخصي که در ماه رمضان روزه دار است، در يکي از روزها براي خوردن سحري بيدار نشود و لذا نتواند روزه را تا غروب ادامه دهد و در وسط روز حادثهاي براي او اتفاق بيفتد و روزه را افطار کند، آيا يک کفاره بر او واجب است يا کفاره جمع؟
اگر روزه را تا حدي ادامه دهد که روزه بر اثر تشنگي و گرسنگي براي او حرجي شود و در نتيجه آن را افطار نمايد، فقط قضا بر او واجب است و کفارهاي ندارد.
س 821: اگر شک کنم در اينکه اقدام به گرفتن قضاي روزههائي را که بر عهدهام بوده، کردهام يا خير تکليف من چيست؟
اگر يقين به اشتغال قبلي ذمّه خود داريد، واجب است به مقداري که موجب يقين به انجام تکليف ميشود، روزه قضاء بگيريد.
س 822: کسي که هنگام بلوغ فقط يازده روز از ماه رمضان را روزه گرفته و يک روز را هم در موقع ظهر افطار کرده و در مجموع هجده روز روزه نگرفته است، و در مورد آن هجده روز نميدانسته که با ترک عمدي روزه کفاره بر او واجب است، چه حکمي دارد؟
اگر روزه ماه رمضان را از روي عمد و بدون عذر شرعي افطار کرده، بايد علاوه بر قضا، کفاره هم بدهد اعم از اينکه هنگام خوردن روزه عالم به وجوب کفاره و يا جاهل به آن باشد.
س 823: اگر پزشک به بيماري بگويد که روزه براي شما ضرر داد و او هم روزه نگيرد، ولي بعد از چند سال بفهمد که روزه براي وي ضرر نداشته و پزشک در تشخيص خود اشتباه کرده است، آيا قضا و کفاره بر او واجب است؟اگر از گفته پزشک متخصص و امين و يا از منشأ عقلائي ديگر، خوف از ضرر پيدا کند و روزه نگيرد، فقط قضا بر او واجب است.
https://www.uplooder.net/img/image/70/8695152baeecbf5a1e50dae9c0a3ca42/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(4).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/70/8695152baeecbf5a1e50dae9c0a3ca42/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(4).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:43
مسائل متفرقه روزه (https://www.uplooder.net/img/image/70/8695152baeecbf5a1e50dae9c0a3ca42/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_%284%29.jpg)
س 824: اگر زني در حال روزه نذري معين حيض شود، چه حکمي دارد؟
روزه با عارض شدن حيض باطل ميشود و قضاي آن بعد از طهارت واجب است.
س 825: شخصي از اول ماه رمضان تا بيست و هفتم ماه را در وطن خود روزه گرفته و در صبح روز بيست و هشتم به دبي مسافرت کرده و در روز بيست و نهم به آنجا رسيده و متوجه شده که در آنجا عيد اعلام شده است، او اکنون به وطن خود برگشته، آيا قضاي روزههايي که از وي فوت شده، واجب است؟ اگر يک روز قضا نمايد، ماه رمضان نسبت به او بيست و هشت روز ميشود و اگر بخواهد دو روز قضا کند، روز بيست و نهم در جائي بوده که در آنجا عيد اعلام شده بود، اين شخص چه حکمي دارد؟
اگر اعلان عيد در روز بيست و نهم در آن مکان، به نحو شرعي و صحيح باشد، قضاي آن روز بر او واجب نيست، وليبا فرض اينکه افق دو محل يکي بوده اين امر کشف ميکند که يک روز روزه در اول ماه از او فوت شده، لذا واجب است قضاي روزهاي را که يقين به فوت آن دارد، بجا آورد.
س 826: اگر روزهداري هنگام غروب در سرزميني افطار کرده باشد و سپس به جائي مسافرت کند که خورشيد در آن هنوز غروب نکرده است، روزه آن روز او چه حکمي دارد؟ آيا تناول مفطرات براي او در آنجا قبل از غروب خورشيد جايز است؟
روزه او صحيح است و تناول مفطرات در آن مکان قبل از غروب خورشيد با فرض اينکه در وقت غروب در سرزمين خود افطار کرده، براي او جايز است.
س 827: شهيدي به يکي از دوستانش وصيت نموده که احتياطا از طرف وي چند روز روزه قضا بگيرد، ولي ورثه شهيد به اين مسائل پايبند نيستند و طرح وصيت او هم براي آنها ممکن نيست و روزه گرفتن هم براي دوست آن شهيد مشقت دارد، آيا راه حل ديگري وجود دارد؟
اگر آن شهيد به دوست خود وصيت کرده که خودش شخصا براي او روزه بگيرد، ورثه او در اين مورد تکليفي ندارند، و اگر براي آن فرد روزه گرفتن به نيابت از شهيد مشقت دارد، تکليف از او ساقط است.
س 828: من فردي کثير الشک هستم و يا به تعبير دقيقتر زياد وسوسه ميشوم، و در مسائل ديني بخصوص فروع دين زياد شک ميکنم، يکي از موارد آن اين است که در ماه رمضان گذشته شک کردم که آيا غبار غليظي که وارد دهان من شده آن را فرو بردهام يا خير؟ و يا آبي را که داخل دهانم کردم، خارج کرده و بيرون ريختم يا نه؟ در نتيجه آيا روزه من صحيح است يا خير؟
روزه شما در فرض سؤال محکوم به صحت است و اين شکها اعتباري ندارند.
س 829: آيا حديث شريف کساء را که از حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها نقل شده، حديث معتبري ميدانيد؟ آيا نسبت دادن آن در حالت روزه به حضرت زهراي مرضيه سلام اللّه عليها جايز است؟
اگر نسبت دادن آن به صورت حکايت و نقل از کتابهايي باشد که آن را نقل کردهاند، اشکال ندارد.
س 830: از بعضي از علما و غير آنان شنيدهايم که اگر انسان هنگام روزه مستحبي به خوردن غذا دعوت شود، ميتواند آن را قبول کرده و مقداري از غذا ميل کند و با اين کار روزهاش باطل نميشود، بلکه ثواب هم دارد اميدواريم نظر شريف خود را در اين باره بيان فرمائيد.
قبول دعوت مؤمن در حال روزه مستحبي، شرعا امري پسنديده است و خوردن غذا به دعوت برادر مؤمن هر چند روزه را باطل ميکند، ولي او را از اجر و ثواب روزه محروم نميسازد.
س 831: دعاهائي مخصوص ماه رمضان به صورت دعاي روز اول و روز دوم تا آخر ماه وارد شده است، قرائت آنها در صورت شک در صحت شان چه حکمي دارد؟
به هر حال اگر قرائت آنها به قصد رجاء ورود و مطلوبيت باشد، اشکال ندارد.
س 832: شخصي قصد داشت روزه بگيرد، ولي براي خوردن سحري بيدار نشد، لذا نتوانست روزه بگيرد. آيا گناه روزه نگرفتن او به عهده خود وي است يا کسي که او را بيدار نکرده است؟ اگر فردي بدون سحري روزه بگيرد، آيا روزهاش صحيح است؟
در اين مورد چيزي بر عهده ديگران نيست، و روزه بدون خوردن سحري هم صحيح است.
س 833: روزه روز سوم ايام اعتکاف در مسجد الحرام، چه حکمي دارد؟
اگر مسافر باشد و قصد اقامت ده روز در مکه مکرمه نمايد و يا نذر کرده باشد که در سفر روزه بگيرد، بر او واجب است بعد از اينکه دو روز روزه گرفت، اعتکاف خود را با روزه روز سوم کامل کند. ولي اگر قصد اقامت و يا نذر روزه در سفر نکرده باشد، روزه او در سفر صحيح نيست و با عدم صحتِ روزه، اعتکاف هم صحيح نيست.
https://www.uplooder.net/img/image/82/46a2176f20cd95ce81ef9a20789cd36a/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(4).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/82/46a2176f20cd95ce81ef9a20789cd36a/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_%284%29.jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 21:52
رؤيت هلال (https://www.uplooder.net/img/image/28/85d5e918be3f08ea3afccbe70db6ebd5/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg)
س 834: همانطورکهميدانيد، وضعيت هلال در آخر يااول ماه به يکي از حالتهاي زير است:
- غروب هلال قبل از غروب خورشيد باشد.
- غروب هلال مقارن با غروب خورشيد باشد.
- غروب هلال بعد از غروب خورشيد باشد.
اميدواريم بيان فرمائيد که کداميک از حالات سه گانه فوق را ميتوان به وسيله برنامههاي محاسبه کننده الکترونيکي دقيق براي دورترين نقاط عالم محاسبه کرد؟ آيا استفاده از اين محاسبات براي تعيين اول ماه قبل از حلول آن امکان دارد يا اينکه حتما بايد ماه با چشم رؤيت شود؟
معيارِ اول ماه، هلالي است که بعد از غروب خورشيد غروب کند و رؤيت آن ، قبل از غروب ممکن باشد، و محاسبات علمي اگر موجب يقين براي مکلف نشود، اعتبار ندارد.
س 835: آيارؤيت تصوير هلال ماه با استفاده از دوربين CCD و انعکاس نور و بازخواني اطلاعات ضبط شده توسط رايانه، براي اثبات اول ماه کفايت ميکند؟
رؤيت با وسيله، فرقي با رؤيت به طريق عادي ندارد و معتبر است. ملاک آن است که عنوان رؤيت محفوظ باشد
. پس رؤيت با چشم و با عينک و با تلسکوپ محکوم به حکم واحدند. اما در مورد انعکاس به رايانه که درآن صدق عنوان رؤيت معلوم نيست محل اشکال است.
س 836: اگر هلال ماه شوال در يک شهر ديده نشود، ولي تلويزيون و راديو از حلول آن خبر دهند، آيا کافي است يا تحقيق بيشتري واجب است؟
اگر مفيد اطمينان به ثبوت هلال گردد يا صدور حکم به هلال از طرف ولي فقيه باشد، کافي است و نيازي به تحقيق نيست.
س 837: اگر تعيين اول ماه رمضان و عيد سعيد فطر به علت عدم امکان رؤيت هلال اول ماه به سبب وجود ابر در آسمان يا اسباب ديگر، ممکن نباشد و سي روز ماه شعبان يا ماه رمضان کامل نشده باشد، آيا براي ما که در ژاپن زندگي ميکنيم، جايز است که به افق ايران عمل کرده و يا به تقويم اعتماد کنيم؟ وظيفه ما چيست؟
اگر اول ماه از طريق رؤيت هلال حتي در افق شهرهاي مجاوري که يک افق دارند، و يا از طريق شهادت دو فرد عادل و يا از طريق حکم حاکم ثابت نشود، بايد احتياط کرد تا اول ماه ثابت شود، و رؤيت هلال در ايران که در غرب ژاپن واقع است، براي کساني که مقيم ژاپن هستند، اعتبار ندارد.
س 838: آيا اتحاد افق در رؤيت هلال شرط است يا خير؟
رؤيت هلال در شهرهائي که در افق متحد و يا نزديک به هم هستند و يا در شهرهائي که در شرق واقع شدهاند، کافي است.
س 839: مقصود از اتحاد افق چيست؟
منظور از آن، شهرهائي است که در طول خط واحدي واقع شدهاند. بنابراين اگر دو شهر در يک خط طولي باشند (مراد از طول، طول در اصطلاح علم هيئت است)، گفته ميشود که آنها در افق متحد هستند.
س 840: اگر روز بيست و نهم ماه در تهران و خراسان عيد باشد، آيا براي افرادي هم که در شهري مانند بوشهر مقيم هستند، جايز است افطار کنند؟ با توجه به اينکه افق تهران و خراسان با افق بوشهر يکي نيست.
به طور کلّي اگر اختلاف بين افق دو شهر به مقداري باشد که با فرض رؤيت هلال در يکي، هلال در ديگري قابل رؤيت نباشد، رؤيت آن در شهرهاي غربي براي مردم شهرهاي شرقي که خورشيد در آنها قبل از شهرهاي غربي غروب ميکند، کافي نيست، بر خلاف عکس آن.
س 841: اگر بين علماي يک شهر راجع به ثبوت هلال يا عدم آن اختلاف رخ دهد و عدالت آنها هم نزد مکلّف ثابت بوده و به دقت همه آنها در استدلال خود مطمئن باشد، وظيفه واجب مکلّف چيست؟
اگر اختلاف دو بيّنه به صورت نفي و اثبات باشد، يعني يکي مدعي ثبوت هلال و ديگري مدعي عدم ثبوت آن باشد، اين اختلاف موجب تعارض دو بينه و تساقط هر دو است، و وظيفه مکلّف اين است که هر دو نظر را کنار گذاشته و درباره افطار کردن يا روزه گرفتن به آنچه که مقتضاي اصل است، عمل نمايد. ولي اگر بين ثبوت هلال و عدم علم به ثبوت آن اختلاف داشته باشند، به اين صورت که بعضي از آنها مدعي رؤيت هلال باشند و بعضي ديگر مدعي عدم مشاهده آن، قول کساني که مدعي رؤيت هلال هستند، در صورت عادل بودن، حجت شرعي براي مکلّف است و بايد از آن متابعت کند، و همچنين اگر حاکم شرعي حکم به ثبوت هلال نمايد، حکم وي حجت شرعي براي همه مکلفين است و بايد از آن پيروي کنند.
س 842: اگر شخصي هلال ماه را ببيند و بداند که رؤيت هلال براي حاکم شرع شهر او به هر علتي ممکن نيست، آيا او مکلّف است که رؤيت هلال را به حاکم اطلاع دهد؟
اعلام بر او واجب نيست مگر آنکه ترک آن مفسده داشته باشد.
س 843: همانگونه که ميدانيد اکثر فقهاي بزرگوار پنج راه براي ثبوت اول ماه شوال در رسالههاي عمليه خود بيان کردهاند که ثبوت نزد حاکم شرع در ضمن آنها نيست، بنابراين چگونه بيشتر مؤمنين به مجرد ثبوت اول ماه شوال نزد مراجع، روزه خود را افطار ميکنند؟ شخصي که از اين راه اطمينان به ثبوت هلال پيدا نميکند، چه تکليفي دارد؟تا حاکم حکم به رؤيت هلال نکرده، مجرد ثبوت هلال نزد او، براي تبعيّت ديگران از وي کافي نيست، مگر آنکه اطمينان به ثبوت هلال حاصل نمايند.
س 844: اگر ولي امر مسلمين حکم نمايد که فردا عيد است و راديو و تلويزيون اعلام کنند که هلال در چند شهر ديده شده است، آيا عيد براي تمامي نواحي کشور ثابت ميشود يا فقط براي شهرهايي که ماه در آنها ديده شده و شهرهاي هم افق با آنها، ثابت ميگردد؟
اگر حکم حاکم شامل همه کشور باشد، حکم او شرعا براي همه شهرها معتبر است.
س 845: آيا کوچکي هلال و باريک بودن و اتصاف آن به خصوصيات هلال شب اول، دليل بر اين محسوب ميشود که شب قبل شب اول ماه نبوده، بلکه شب سيام ماه قبلي بوده است؟ اگر عيد براي شخصي ثابت شود و از اين راه يقين پيدا کند که روز قبل عيد نبوده، آيا قضاي روزه روز سيام ماه رمضان را بايد به جا آورد؟
مجرد کوچکيو پائين بودنهلال يا بزرگيو بالا بودنو يا پهنيا باريکبودن آندليل شرعي شباول يا دوم بودننيست، ولياگر مکلّفاز آنعلم به چيزيپيدا کند بايد به مقتضاي علم خود در اين زمينه عمل نمايد.
س 846: آيا استناد به شبي که در آن ماه به صورت قرص کامل است (شب چهاردهم) و اعتبار آن به عنوان دليل براي محاسبه اول ماه جايز است تا از اين راه وضعيت يوم الشک معلوم شود که مثلا روز سي ام ماه رمضان است و احکام روز ماه رمضان بر آن مترتب شود، مثلا بر کسي که اين روز را بر اساس بيّنه روزه نگرفته، حکم به وجوب قضاي روزه شود و کسي هم که به دليل استصحاب بقاي ماه رمضان روزه گرفته، بريء الذمّه باشد؟
امر مذکور حجت شرعي بر آنچه ذکر شد، نيست، ولي اگر مفيد علم به چيزي براي مکلّف باشد، واجب است که طبق آن عمل نمايد.
س 847: آيا استهلال در اول هر ماه واجب کفائي است يا احتياط واجب؟استهلال في نفسه واجب شرعي نيست.
س 848: آيا اول ماه مبارک رمضان و آخر آن با رؤيت هلال ثابت ميشود يا با تقويم، هر چند ماه شعبان سي روز نباشد؟
اول يا آخر ماه رمضان با رؤيت شخص مکلّف يا با شهادت دو فرد عادل يا با شهرتي که مفيد علم است يا با گذشت سي روز و يا بوسيله حکم حاکم ثابت ميشود.
س 849: اگر تبعيت از اعلام رؤيت هلال توسط يک دولت جايز شد، و آن اعلام معياري علمي براي ثبوت هلال سرزمينهاي ديگر را تشکيل دهد، آيا اسلامي بودن آن حکومت شرط است، يا اينکه عمل به آن حتي اگر حکومت ظالم و فاجر هم باشد، ممکن است؟
ملاک در اينمورد، حصولاطمينان بهرؤيت در منطقهاياست که نسبتبه مکلّف کافي محسوبميشود.
س 850: خواهشمند است نظر مبارک خود را در خصوص اعتکاف در مساجد (جامع و غير جامع) بيان فرمائيد.در مسجد جامع صحيح است و در مسجد غير جامع رجاءا اشکال ندارد. و تعريف مسجد جامع در مباحث نماز گذشت.
س 731: دختري که به سن تکليف رسيده، ولي به علت ضعف جسماني توانائي روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نميتواند قضاي آن را به جا آورد تا اينکه ماه رمضان سال بعد فرا ميرسد، چه حکمي دارد؟
ناتواني از گرفتن روزه و قضاي آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضاي روزه نميشود، بلکه قضاي روزههاي ماه رمضان که از او فوت شده، بر وي واجب است.
س 732: دختراني که تازه به سن تکليف رسيدهاند و روزه گرفتن بر آنها مقداري مشکل است، چه حکمي دارند؟ آيا سن بلوغ شرعي دختران اکمال نه سال قمري است؟
بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعي دختران همان تکميل نه سال قمري است که در اين هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضي از عذرها جايز نيست، ولي اگر روزه گرفتن براي ايشان ضرر داشته باشد يا تحمل آن برايشان همراه با مشقت زياد باشد، افطار براي آنها جايز است.
س 733: من زمان دقيق رسيدن به سن تکليف خود را نميدانم، از جناب عالي خواهشمندم بيان فرمائيد که از چه زماني قضاي نماز و روزه بر من واجب است، و آيا کفاره روزه بر من واجب است يا به علت جهل به مسأله قضاي آن کفايت ميکند؟
فقط قضاي آن مقدار از نمازها و روزهها که يقين به فوت آن بعد از رسيدن به سن قطعي تکليف شرعي داريد، بر شما واجب است، و در مورد روزه، اگر بعد از رسيدن قطعي به سن تکليف، در اثر کوتاهي در يادگيري مسأله و حکم شرعي، عمدا افطار کرده باشيد، علاوه برقضا، کفاره هم واجب است.
س 734: اگر دختر نه سالهاي که روزه بر او واجب شده، به دليل دشواري، روزهاش را افطار نمايد، آيا قضا بر او واجب است يا خير؟
قضاي روزههائي که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.
س 735: اگر فردي به خاطر عذري قوي، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نيست و به همين دليل روزه نگيرد، ولي بعدا معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمي دارد؟اگر افطار عمدي روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وي باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلائي داشته باشد، کفاره واجب نيست، ولي قضا بر او واجب است.
س 736: شخصي مشغول انجام خدمت سربازي است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نميتواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگيرد، و هنگام حلول ماه رمضان امسال نيز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگيرد، اگر پس از پايان دوره خدمت سربازي بخواهد روزه اين دو ماه را قضا نمايد، آيا کفاره هم بر او واجب است يا خير؟
کسي که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آينده استمرار داشته، فقط قضاي آن بر او واجب است و کفاره تأخير واجب نيست.
س 737: اگر شخص روزه دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسي نمايد، آيا روزهاش باطل ميشود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسي نموده است، آيا قضاي آن واجب است؟
اگر غسل ارتماسي بر اثر فراموشي و غفلت از روزه دار بودن باشد، غسل و روزه او صحيح است و قضاي روزهاش بر او واجب نيست.
س 738: اگر شخصي بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولي در راه به خاطر پيشامد حادثهاي نتواند در زمان معين به مقصد برسد، آيا روزه او اشکال دارد و آيا کفاره بر او واجب است يا فقط قضاي روزه آن روز را بايد به جا آورد؟
روزهاش در سفر صحيح نيست و بر او فقط قضاي روزه آن روزي که پيش از ظهر به محل اقامتش نرسيده، واجب است و کفارهاي هم ندارد.
س 739: اگر هواپيما در ارتفاع بالا و مسير طولاني در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نيم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپيما براي حفظ تعادل خود هر بيست دقيقه احتياج به نوشيدن آب دارند، در اين صورت آيا در ماه مبارک رمضان، کفاره و قضاي روزه بر آنها واجب ميشود؟
اگر روزه براي آنها ضرر داشته باشد، جايز است که با نوشيدن آب افطار نمايند و قضاي آن را بجا آورند و در اين حالت کفاره بر آنها واجب نيست.
س 740: اگر زن در ماه مبارک رمضان دو ساعت يا کمتر مانده به اذان مغرب حيض شود، آيا روزهاش باطل ميشود؟
روزهاش باطل است.
س 741: کسي که با پوشيدن لباس مخصوص (مانند لباس غواصي) بدون اينکه بدنش خيس شود، در آب فرو رود، روزهاش چه حکمي دارد؟
اگر لباس به سر او چسبيده باشد، صحت روزهاش محل اشکال است و بنا بر احتياط وجوبي قضاي آن لازم است.س 742: آيا مسافرت عمدي در ماه رمضان به قصد افطار و فرار از روزه گرفتن، جايز است؟
مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، و در صورت مسافرت، ولو اينکه براي فرار از روزه باشد، افطار بر او واجب است.
س 743: شخصي که روزه واجب بر عهدهاش است و قصد دارد که آن را بگيرد، ولي بر اثر پيشامدي نتواند روزه بگيرد مثلا بعد از طلوع خورشيد آماده مسافرت شد و به سفر رفت و بعد از ظهر برگشت و در بين راه هم مرتکب هيچيک از مفطرات نشد، ولي وقت نيت روزه واجب از وي فوت شد، و آن روز هم از روزهائي است که روزه در آن مستحب است، آيا ميتواند نيت روزه مستحبي کند يا خير؟
اگر قضاي روزه ماه رمضان بر ذمهاش باشد، نيت روزه مستحبي حتي بعد از فوت وقت نيت روزه واجب، از وي صحيح نيست.
س 744: من معتاد به سيگار هستم و در ماه مبارک رمضان هر چه تلاش ميکنم که تندخو نباشم نميتوانم و همين باعث ناراحتي زياد افراد خانوادهام شده است و خودم هم از وضعيت دشوارم رنج ميبرم، تکليف من چيست؟
روزه ماه مبارک رمضان بر شما واجب است و بنابر احتياط واجب جايز نيست در حال روزه سيگار بکشيد، و نبايد بدون دليل با ديگران تند برخورد کنيد.
https://www.uplooder.net/img/image/28/85d5e918be3f08ea3afccbe70db6ebd5/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/28/85d5e918be3f08ea3afccbe70db6ebd5/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 22:07
احکام خمس (https://www.uplooder.net/img/image/80/e384637fb0a8a38ed627b3c3bd25df77/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg)
هبه، هديه، جايزه بانکي، مهر و ارث
س 851: آيا هبه و هديه عيد (عيدي) خمس دارد؟
هبه و هديه خمس ندارد، هر چند احوط اين است که اگر از مخارج سال زياد بيايد، خمس آن پرداخت شود.س 852: آيا به جايزههايي که توسط بانکها و صندوقهاي قرض الحسنه به افراد پرداخت ميشود، خمس تعلق ميگيرد يا خير؟خمس در جايزه ها و هديه ها واجب نيست.
س 853: آيا مبالغي که بنياد شهيد به خانوادههاي شهدا ميپردازد، به مازاد از مخارج سال آن، خمس تعلق ميگيرد؟چيزي که بنياد شهيد به خانوادههاي عزيز شهدا هديه ميکند، خمس ندارد.
س 854: آيا نفقهاي که شخصي از طرف پدر يا برادر يا يکي از اقوام دريافت ميکند، هديه محسوب ميشود يا خير؟ در صورتي که نفقه دهنده خمس اموال خود را نپردازد، آيا بر نفقه گيرنده پرداخت خمس آنچه که از او ميگيرد، واجب است؟
تحقق عنوان هبه و هديه تابع قصدِ دهنده است و تا نفقه گيرنده يقين نداشته باشد که مالي که به او داده ميشود، متعلق خمس است، پرداخت خمس آن واجب نيست.
س 855: به دخترم يک واحد مسکوني به عنوان جهيزيه عروسيش دادهام، آيا اين واحد مسکوني خمس دارد؟اگر هبه واحد مسکوني که به دخترتان بخشيدهايد، عرفا مطابق شأن شما محسوب شود، و در بين سال خمسي بخشيده باشيد، دادن خمس آن واجب نيست.
س 856: آيا جايز است که انسان مالي را قبل از گذشت يک سال بر آن، به همسرش هديه دهد، با آنکه ميداند وي آن مال را براي خريد خانه در آينده و يا مخارج ضروري، ذخيره خواهد کرد؟
اين کار جايز است و مالي که به همسرتان بخشيدهايد، اگر به مقداري باشد که عرفا مناسب شأن شما و افراد مانند شماست و بخشش صوري و به قصد فرار از خمس هم نباشد، خمس ندارد.
س 857: زن و شوهري براي اينکه خمس به اموال آنها تعلق نگيرد، قبل از رسيدن سال خمسيشان، اقدام به هديه کردن سود سالانه خود به يکديگر ميکنند، اميدواريم حکم خمس آنها را بيان فرمائيد.
با اينگونه بخشش که صوري و براي فرار از خمس است، خمسِ واجب از آنان ساقط نميشود.
س 858: شخصي براي رفتن به حج استحبابي مبلغي را به حساب سازمان حج واريز کرده، ولي قبل از تشرف به زيارت خانه خدا، فوت نموده است، اين مبلغ چه حکمي دارد؟ آيا مصرف کردن آن در نيابت از حج ميت واجب است؟ آيا خمس به آن تعلق ميگيرد؟
فيش حج که در قبال مبلغي که به حساب سازمان حج واريز کرده، دريافت نموده، به قيمت فعلياش از ترکه ميت محسوب ميشود، و ميت اگر حج برذمه ندارد و وصيت به حج هم نکرده، صرف آن در حج نيابي براي ميت واجب نيست، و پرداخت خمس مبلغ پرداختي بابت آن فيش اگر از پولي که خمس به آن تعلق گرفته ولي پرداخت نشدهباشد، در فرض سؤال واجب است.
س 859: باغ پدري از طريق بخشش يا ارث به پسرش منتقل شده است، آن باغ هنگام هديه يا انتقال به او بابت ارث، قيمت زيادي نداشت، ولي در حال حاضر قيمت آن هنگام فروش با قيمت قبلي آن تفاوت زيادي کرده است، آيا به آن مقدار زيادي که بر اثر افزايش قيمت حاصل شده، خمس تعلق ميگيرد؟
ارث و هبه و پول فروش آنها خمس ندارد، هر چند قيمت آنها افزايش يافته باشد، مگر اينکه نگهداري آن به قصد تجارت و زياد شدن قيمت باشد.
س 860: اداره بيمه مبلغي را بابت هزينه درمان به من بدهکار است و مقرر شده که در همين روزها به من پرداخت شود، آيا به اين مبلغ خمس تعلق ميگيرد؟
خمس ندارد.
س 861: آيا به پولي که از حقوق ماهيانهام براي خريد لوازم ازدواج در آينده، پس انداز ميکنم، خمس تعلق ميگيرد؟
اگر عين پولي را که بابت حقوق ماهيانه ميگيريد، پس انداز ميکنيد، بايد سر سال خمس آن پرداخت شود، مگر آنکه بخواهيد در خلال دو سه ماه آينده صرف خريد لوازم ضروري ازدواج نمائيد و با پرداخت خمس آن نتوانيد باقيمانده لوازم مورد حاجت را تهيه کنيد.
س 862: در کتاب �تحرير الوسيله� آمده است که مهريه زن خمس ندارد و فرقي بين مهريه مدت دار و بدون مدت گذاشته نشده است، اميدواريم آن را توضيح فرمائيد.
در عدم وجوب خمس مهريه فرقي بين مهريه مدت دار و بدون مدت و بين پول نقد و کالا وجود ندارد.
س 863: دولت در ايام عيد به کارمندان خود اجناسي را به عنوان عيدي داده که مقداري از آن تا سر سال باقي مانده است. با توجه به اينکه عيدي کارمندان خمس ندارد، ولي چون ما در برابر اين اجناس مقداري پول پرداخت کردهايم، لذا آنچه به ما داده ميشود هديه به معناي دقيق آن نيست، بلکه با قيمت کمتري در برابر عوض داده شده است، آيا خمس آن مقدار از کالا که در برابر آن پول پرداخت شده، بايد داده شود؟ يا اينکه بايد قيمت واقعي آن در بازار آزاد محاسبه و خمس آن پرداخت شود؟ و يا چون عيدي است، هيچگونه خمسي ندارد؟
در فرض مذکور نظر به اينکه قسمتي از اجناس در واقع از سوي دولت مجاني به کارمند داده ميشود و در برابر قسمتي پول دريافت ميکنند، فلذا از کالاي باقيمانده به نسبت مقداري که پول در برابر آن پرداخت نمودهايد، واجب است که خمس عين اجناس باقيمانده يا قيمت فعلي آن را بپردازيد.
س 864: شخصي فوت نموده و هنگام حيات، خمسي را که بر ذمهاش بوده در دفتر خود يادداشت کرده و تصميم به پرداخت آن داشته است، در حال حاضر بعد از فوت وي همه افراد خانواده او به استثناي يکي از دخترانش از پرداخت خمس خودداري کرده و در ترکه متوفّي براي مخارج خود و ميت و غير آن، تصرف ميکنند، خواهشمنديم نظر خود را در رابطه با مسائل زير بيان فرمائيد:
- تصرف در اموال منقول و غيرمنقول متوفّي توسط داماد يا يکي از ورّاث او، چه حکمي دارد؟
- غذا خوردن داماد يا يکي از ورثه در خانه او چه حکمي دارد؟
- تصرفات قبلي اين افراد در اموال ميت و غذا خوردن آنها در خانه متوفّي چه حکمي دارد؟
اگر ميّت وصيت کند که مقداري از دارائي او به عنوان خمس پرداخت شود يا ورثه يقين پيدا کنند که وي مقداري خمس بدهکار است، تا وصيت ميت و يا خمسي را که بر عهده دارد از ما ترک او ادا نکنند، نميتوانند در ترکه او تصرف نمايند، و تصرفات آنان قبل از عمل به وصيت وي يا پرداخت دين او، نسبت به مقدار وصيت يادين در حکم غصب است و نسبت به تصرفات قبلي نيز ضامن هستند.
قرض، حقوق ماهيانه، بيمه، و بازنشستگي
س 865: آيا بر کارمنداني که گاهي مقداري مال از مخارج سالانه آنها زياد ميآيد، با توجه به اينکه بدهيهاي نقدي و قسطي دارند، خمس واجب است؟
اگر بدهي بر اثر قرض کردن در طول سال براي مخارج همان سال يا خريد بعضي از مايحتاج سال به صورت نسيه باشد، در صورتي که بخواهد دين خود را از منافع همان سال ادا نمايد، مقدار دين از باقيمانده درآمد آن سال استثنا ميشود، و در غير اين صورت، تمام درآمد باقيمانده خمس دارد.
س 866: آيا قرضي که براي حج تمتع گرفته ميشود بايد خمس آن داده شده باشد و بعد از پرداخت خمس، باقيمانده آن براي مخارج حج پرداخت شود؟
مالي که قرض گرفته ميشود، خمس ندارد.
س 867: من در خلال پنج سال مبلغي را به بنياد مسکن جهت گرفتن زميني به اميد تأمين مسکن پرداخت کردم، ولي تاکنون تصميمي براي واگذاري زمين گرفته نشده است، لذا تصميم دارم، آن مبالغ را از بنياد مسکن باز پس بگيرم، با توجه به اينکه قسمتي از آن را قرض گرفتهام و قسمتي را هم از فروش فرش خانهام و باقيمانده آن را هم از حقوق همسرم که معلّم است، تهيه کردهام، اميدوارم به دو سؤال ذيل پاسخ فرمائيد.
- اگر بتوانم مبلغ مزبور را پس بگيرم و آن را فقط براي تهيه مسکن (زمين يا خانه) مصرف کنم، آيا خمس به آن تعلق ميگيرد؟
- چه مقدار خمس به آن تعلق ميگيرد؟
در فرض مرقوم که پول از راه هديه يا قرض يا فروش لوازم زندگي تهيه شده، خمس آن واجب نيست.
س 868: چند سال پيش از بانک وام گرفته و آن را به مدت يک سال به حساب بانکيام واريز کردم، و بدون آنکه موفق به استفاده از آن وام شوم، هر ماه قسط آن را ميپردازم، آيا به اين وام، خمس تعلق ميگيرد؟
خمس آن مقدار از وام مزبور که اقساط آن را تا سر سال خمسي از منفعت کسب خود پرداخت کردهايد، واجب است.
س 869: اينجانب مبالغي به خاطر ساختمان منزل بدهکار هستم و اين بدهکاري تا دوازده سال طول خواهد کشيد، خواهشمندم مرا در رابطه با موضوع خمس راهنمائي فرمائيد که آيا اين بدهي از درآمد سال استثناء ميشود؟
اقساط بدهي ساخت مسکن و مانند آن را هر چند ميتوان از درآمد کسب همان سال پرداخت نمود، ولي در صورت عدم پرداخت، از در آمد آن سال استثنا نميشود، بلکه به باقيمانده درآمد سر سال خمسي، خمس تعلق ميگيرد.
س 870: کتابهايي که دانشجو از مال پدر خود يا از وامي که دانشگاه به دانشجويان ميدهد، ميخرد و منبع درآمدي هم ندارد، آيا خمس دارد؟ در صورتي که بداند پدر خمس پول کتابها را نداده، آيا پرداخت خمس آن واجب است؟
کتابهايي که با پول وام و يا با پولي که پدر به او بخشيده، خريده شده است، خمس ندارد مگر آنکه يقين داشته باشد که عين پولي که پدر به او بخشيده، متعلق خمس است که در اين صورت پرداخت خمس آن واجب است.
س 871: اگر شخصي مبلغي را قرض بگيرد و نتواند آن را قبل از آن سال ادا کند، آيا پرداخت خمس آن بر عهده قرض دهنده است يا قرض گيرنده؟
بر قرض گيرنده خمس مال قرضي واجب نيست، ولي قرض دهنده اگر مال قرضي را از درآمد ساليانه کارش و قبل از پرداخت خمس آن قرض داده است، در صورتي که بتواند تا آخر سال قرضش را از بدهکار بگيرد، واجب است که هنگام رسيدن سال خمسياش خمس آن را بپردازد، و اگر نتواند قرض خود را تإ؛هه پايان سال بگيرد، فعلا پرداخت خمس آن واجب نيست، ليکن هر وقت آن را وصول کرد بايد خمس آن را بدهد.
س 872: افراد بازنشسته که همچنان حقوق ماهيانه دريافت ميکنند، آيا بايد خمس حقوقي را که در طول سال دريافت ميکنند، بپردازند؟
مبالغي که از حقوق زمان اشتغال کسر نمودهاند و پس از بازنشستگي، ماهانه ميپردازند، درصورتي که از مخارج سال اضافه بيايد، پرداخت خمس آن واجباست.
س 873: اسيراني که به پدر و مادر آنان از طرف جمهوري اسلامي در طول مدت اسارت، حقوق ماهيانه پرداخت شده و در بانک پس انداز گشته است، آيا با توجه به اينکه آقايان اسراء اگر دسترسي به آن پول داشتند، آن را مصرف ميکردند، به مال مزبور خمس تعلق ميگيرد يا خير؟
پول مذکور خمس ندارد.
س 874: من به شخصي مبلغي پول بدهکارم، اگر سر سال برسد وطلبکار قرض خود را مطالبه نکند و مقداري از درآمد سالانه که با آن ميتوانم قرض خود را ادا کنم، نزد من موجود باشد، آيا اين بدهي از درآمد سالانه استثناء ميشود يا خير؟
بدهي اعم از اينکه بر اثر قرض گرفتن باشد و يا بر اثر خريد نسيه لوازم خانگي، اگر به خاطر تأمين مخارج سالانه زندگي همان سال درآمد باشد اگر بخواهد پرداخت نمايد، از درآمد سال کسر ميشود، ولي اگر براي بدهيهاي سالهاي قبل باشد، هر چند مصرف در آمد سالانه براي پرداخت آن جايز است، ولي اگر تا پايان سال پرداخت نشود از درآمد سالانه استثنا نميشود.
س 875: آيا خمس بر کسي که مالي در حساب سالانهاش باقي مانده، و در حالي سال خمسي اش رسيده که بدهکار است، با توجه به اينکه چند سال براي پرداخت قرضش فرصت دارد، واجب است؟
بدهي پرداخت نشده چه بدون مدت باشد و چه مدت دار، از درآمد سالانه استثنا نميشود، مگر اين که براي تأمين هزينههاي سال درآمد باشد که از درآمد آن سال مقداري را که ميخواهد صرف بدهي خود کند، استثنا ميشود و به معادل آن از درآمد سالانه، خمس تعلق نميگيرد.
س 876: آيا به مالي که شرکتهاي بيمه بر اساس قرارداد براي جبران خسارت به بيمه شده پرداخت ميکنند، خمس تعلق ميگيرد؟
پولي که شرکتهاي بيمه به فرد بيمه شده پرداخت ميکنند، خمس ندارد.
س 877: در سال گذشته مبلغي را قرض گرفته و با آن زميني خريدم به اين اميد که افزايش قيمت پيدا کند و بعد از فروش آن و خانه مسکوني فعلي ام، مشکل مسکن خود را در آينده حل کنم، اکنون سال خمسي من فرا رسيده، سؤال من اين است که آيا ميتوانم آن بدهي را از منفعت کسب سال گذشتهام که خمس به آن تعلق گرفته، استثنا کنم يا خير؟با فرض اين که قرض مزبور جهت خريد زمين براي فروش آن در آينده بوده است، از منفعت کسب سالي که در آن قرض گرفته ايد، استثناء نميشود، و پرداخت خمس درآمد سالانه کسب که از مخارج آن سال زياد آمده، واجب است.
س 878: من از بانک مقداري وام گرفتم که وقت پرداخت آن بعد از تاريخ سال خمسيام فرا ميرسد و ميترسم که اگر آن مبلغ را امسال نپردازم، سال آينده قادر به اداي آن نباشم، تکليف من هنگام رسيدن سال خمسي ام در رابطه با پرداخت خمس چيست؟
اگر درآمد سال را پيش از پايان آن در پرداخت قرض خود مصرف کنيد و قرض هم براي افزايش سرمايه نباشد، خمس ندارد، ولي اگر قرض براي افزايش سرمايه باشد و يا قصد پس انداز درآمد سالانه را داشته باشيد، پرداخت خمس آن بر شما واجب است.
س 879: معمول است که براي اجاره خانه مقداري پولِ پيش پرداخت ميکنند، اگر اين پول از منابع کسب باشد، و چند سال در نزد صاحب خانه بماند آيا پس از دريافت بلافاصله بايد خمس آن پرداخت شود و در صورتي که بخواهد با همان پول در جاي ديگر منزل اجاره کند، چطور؟
مادامي که به اين پول براي اجاره منزل نياز دارد خمس ندارد.
فروش خانه، وسائل نقليه و زمين
س 880: آيا به خانهاي که قبلا با مالي که خمس آن داده نشده، ساخته شده، خمس تعلق ميگيرد؟ بر فرض وجوب پرداخت خمس، آيا خمس بر اساس قيمت فعلي محاسبه ميشود يا قيمت زمان ساخت آن؟
اگر خانه از درآمد بين سال براي زندگي و سکونت ساخته شده و پس از سکونت در آن به فروش رفته است، پول فروش آن خمس ندارد، ولي اگر از درآمدي که سال بر آن گذشته، ساخته شده است، خمس پولي که در ساخت آن هزينه شده، بايد پرداخت شود.
س 881: مدتي قبل آپارتمان مسکوني خود را فروختم. اين معامله هم زمان با رسيدن سال خمسي من بود و چون خود را موظف به اداي حقوق شرعي ميدانم، بر اثر شرايط خاص زندگيام در اين رابطه با مشکل مواجه شدهام، اميدوارم مرا در اين رابطه راهنمائي فرمائيد.
اگر خانه مسکوني فروخته شده را با پولي که خمس نداشته و يا با درآمد بين سال خريدهايد، پول فروش آن در هر صورت خمس ندارد.
س 882: خانه نيمه سازي در يکي از شهرها دارم که به علت سکونت در ساختمانهاي دولتي نيازي به آن ندارم، لذا قصد دارم آن را فروخته و با پول آن ماشيني براي استفاده شخصي بخرم، آيا به پول آن خمس تعلق ميگيرد؟
اگر خانهمزبور را از درآمدسالانهو در بينسالبه قصدسکونتدر آن ساختهيا خريدهايد، و در همان سال آن را فروختهايد پول فروش آن اگر درهمان سال فروش در مؤونه زندگيمصرف شود، خمس ندارد، و همچنين اگر بعد از سکونت در آن، درسال بعد آن را فروخته باشيد، پول فروش آن خمس ندارد.
س 883: تعدادي درب پروفيلي براي خانه مسکونيام خريداري کردم، ولي بعد از دو سال به علت عدم تمايل به استفاده، آنها را فروخته و پولش را به حساب شرکت آلومينيوم واريز کردم تا به جاي دربهاي قبلي، به همان قيمت براي من دربهاي آلومينيومي بسازد، آيا به آن پول خمس تعلق ميگيرد؟
در فرض مرقوم، پول فروش آن خمس ندارد.
س 884: مبلغ صد هزار تومان به مؤسسهاي پرداخت نمودم تا در آينده زمين مسکوني به من تحويل دهد و الآن يک سال از آن ميگذرد و از طرفي قسمتي از آن پول مال خودم است و قسمت ديگر را قرض کرده و مقداري از قرض را هم پرداختهام، آيا به آن خمس تعلق ميگيرد؟ مقدار آن چقدر است؟
اگر گرفتن زمين براي ساخت مسکن مورد نياز متوقف بر پيش پرداخت مقداري از پول آن باشد، مبلغ پرداخت شده خمس ندارد، حتي اگر از درآمد کسب شما باشد.
س 885: اگر شخصي خانه خود را فروخته و پول آن را براي استفاده از سود آن در بانک بگذارد و سپس سال خمسي اش فرا برسد، چه حکمي دارد؟ و اگر اين پول را براي خريد خانه ، پس انداز نمايد، چه حکمي دارد؟
اگر خانه را از درآمد سالانه شغلي و در اثناي همان سال براي سکونت و به حساب مخارج سالانه، ساخته يا خريده و بعد آن را فروخته باشد، پول فروش آن در هر صورت خمس ندارد.
س 886: آيا به اموالي که به تدريج براي خريد خانه يا ساير مايحتاج زندگي پس انداز ميشود، خمس تعلق ميگيرد؟
اگر خريد مايحتاج زندگي برحسب وضع مالي شخص متوقف بر پس انداز درآمد سال باشد، و بنا دارد پس اندازها را در آينده نزديک مثلا دو سه ماه ديگر، صرف خريد مايحتاج زندگي نمايد، خمس ندارد.
س 887: چند سال پيش ماشيني خريدم که در حال حاضر فروش آن به چندين برابر قيمت ممکن است، با توجه به اينکه پول خريد آن، مخمس نبوده است، و در صورت فروش و گرفتن قيمت فعلي آن، ميخواهم خانهاي براي سکونت بخرم، آيا به مجرد دريافت پول، همه آن خمس دارد يا فقط به پولي که با آن ماشين را خريدهام، خمس تعلق ميگيرد و مقدار باقيمانده که همان مقدار افزايش قيمت ماشين است، جزء درآمد سال فروش ماشين محسوب ميشود که اگر تا پايان سال فروش در مخارج زندگي مصرف نشود، خمس به آن تعلّق ميگيرد؟ر
اگر ماشين جزء مؤونه شما باشدو آنرا از درآمدبين سال جهت استفاده شخصي زندگي خريده باشيد، پول فروش آن خمس ندارد. ولي اگر ماشين را براي کار کردن خريدهايد، در صورتي که با مال قرضي يا نسيه خريده باشيد، فقط خمس مالي که براي اداي دين صرف کردهايد، واجباست، و اگر آنرا با عين درآمدي که خمس به آن تعلق گرفته ولي پرداخت نشده، خريدهايد، بايد خمس تمام پول فروش آنرا بپردازيد.
س 888: من مالک خانه بسيار محقري هستم، و به عللي تصميم به خريد خانه ديگري گرفتم، ولي به علت بدهي مجبور به فروش ماشيني که از آن استفاده ميکردم و گرفتن مبلغي وام از بانک استان و صندوق قرض الحسنه شهرمان شدم تا بتوانم پول خانه را بپردازم، با توجه به اينکه ماشين را قبل از تاريخ سال خمسي ام فروخته و پول آن را براي پرداخت مقداري از بدهي هايم مصرف کردهام، آيا به پول حاصل از فروش ماشين خمس تعلق ميگيرد يا خير؟
در فرض سؤال، پول حاصل از فروش ماشين خمس ندارد.
س 889: خانه، ماشين و لوازم مورد نياز انسان يا خانواده او که از درآمد سال خريده شده است، اگر در اثر ضرورت و يا به منظور تبديل به جنس بهتر فروخته شود، از جهت خمس چه حکمي دارد؟پول حاصل از فروش چيزي که از مؤونه بوده، خمس ندارد.
س 890: اگر خانه يا ماشين يا غير آنها از احتياجات زندگي با پولي که خمس آن پرداخت شده، جهت استفاده شخصي نه به قصد استفاده از آنها براي فروش يا تجارت خريداري شده و سپس به علتي فروخته شود، آيا به اضافه قيمت آنها که بر اثر افزايش قيمت بازار بوده، خمس تعلق ميگيرد؟
سود حاصل از افزايش قيمت در فرض سؤال، خمس ندارد.
https://www.uplooder.net/img/image/80/e384637fb0a8a38ed627b3c3bd25df77/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/80/e384637fb0a8a38ed627b3c3bd25df77/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 22:12
گنج، (https://www.uplooder.net/img/image/76/11d1aabf8a29fc21041e468f056aeb5c/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg) غنيمت (https://www.uplooder.net/img/image/76/11d1aabf8a29fc21041e468f056aeb5c/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg) و مال حلال (https://www.uplooder.net/img/image/76/11d1aabf8a29fc21041e468f056aeb5c/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg) مخلوط به حرام (https://www.uplooder.net/img/image/76/11d1aabf8a29fc21041e468f056aeb5c/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg)
س 891: نظر حضرتعالي درباره گنجي که افراد در زميني که مالک آن هستند، پيدا ميکنند، چيست؟
ميزان در اين گونه امور مقررات نظام جمهوري اسلامي است.
س 892: اگر مقداري سکه نقره که تاريخ آن به حدود صد سال پيش بر ميگردد، از زير خاک ساختمان ملکي شخصي پيدا شود، آيا اين سکهها متعلق به مالک فعلي آن ساختمان مانند وارث قانوني يا خريدار است يا خير؟حکم گنج را دارد که قبلا بيان شد.
س 893: شبهه زير براي ما مطرح شده است:
با توجه به اينکه خمس معادن استخراج شده در اين زمان نيز واجب است، زيرا وجوب خمس معادن نزد فقهاي گرانقدر از احکام مسلم است، حکم معادني که دولت آن را استخراج ميکند با التفات به اينکه مجرد اقدام دولت به انفاق آن ميان مسلمانان بلاد اسلامي مانع از وجوب خمس نيست چيست؟ زيرا استخراج معادن يا توسط حکومت بالاصالة صورت ميگيرد و آن را به مصرف ملت ميرساند، در اين حالت دولت مانند شخصي است که اقدام به استخراج معادن نموده و سپس آنها را به شخص ديگري ميبخشد يا هديه ميدهد و يا بر او تصدق ميکند، در هر صورت اطلاق ادله خمس شامل اين فرض نيز ميشود زيرا دليلي بر تقييد وجود ندارد، و يا اينکه حکومت به وکالت از ملت، معادن را استخراج ميکند که در اين صورت در واقع استخراج کننده خود ملت است، در اين فرض پرداخت خمس بر موکل واجب است، و يا اينکه حکومت با ولايت بر ملت، معادن را استخراج مينمايد که در اين حالت استخراج کننده يا خود ولي است يا اينکه مانند نيابت است که بر اساس آن در واقع مولي عليه استخراج کننده است، به هر حال دليلي بر خروج معادن از عمومات خمس نداريم، همانگونه که خود معدن اگر به حد نصاب برسد، متعلق خمس است و مثل ساير درآمدهاي شغلي نيست که با مصرف کردن يا هبه آن، جزء مؤونه سال محسوب گردد و از وجوب خمس استثنا شود، نظر حضرتعالي درباره اين مسأله مهم چيست؟
از شرائط وجوب خمس در معادن اين است که شخص يا اشخاصي با مشارکت با يکديگر آن را استخراج کنند، مشروط بر اينکه سهم هر يک به حد نصاب برسد و آنچه استخراج شده، ملک آنها شود، و معادني که دولت استخراج ميکند، نظر به اينکه ملک خاص شخص يا اشخاص نيست، بلکه ملک جهت است لذا شرط وجوب خمس را دارا نيست و در نتيجه جائي براي وجوب خمس بر دولت و حکومت باقي نميماند، و اين استثنائي بر وجوب خمس در معدن نيست. بله، معادني که توسط شخص خاصي يا با مشارکت اشخاص با يکديگر استخراج ميشود، خمس در آن واجب است، مشروط بر اينکه آنچه آن شخص استخراج کرده و يا سهم هر يک از اشخاصي که با مشارکت با يکديگر اقدام به استخراج کردهاند، بعد از کم کردن هزينههاي استخراج و تصفيه، به مقدار بيست دينار طلا يا دويست درهم نقره يا معادل قيمت يکي از آن دو باشد.
س 894: اگر مال حرامي با مال انسان مخلوط شود، آن مال چه حکمي دارد و چگونه حلال ميشود و در صورت علم به حرمت يا عدم علم به آن وظيفه انسان چيست؟
اگر يقين به وجود مال حرام در اموالش دارد، ولي مقدار دقيق آن را نميداند و صاحب آن را هم نميشناسد، راه حلال کردن آنها اين است که خمس آن را بپردازد، ولي اگر شک در مخلوط شدن مال حرام با اموال خود داشته باشد، چيزي بر عهده او نيست.
س 895: قبل از رسيدن سر سال خمسي ام، مبلغي پول به شخصي قرض دادم، آن فرد قصد داشت آن پول را به کار بيندازد و سود آن بين ما بالمناصفه تقسيم شود، با توجه به اينکه آن مال در حال حاضر در دست من نيست و خمس آن را هم نپرداختهام، نظر حضرتعالي در اين باره چيست؟
اگر آن مال را قرض دادهايد و سر سال خمسي قابل وصول نيست، فعلا خمس آن بر شما واجب نيست، بلکه هنگامي واجب ميشود که آن را دريافت کنيد، ولي در اين صورت شما حقي در سود حاصل از کار قرض گيرنده نداريد، و اگر چيزي از او مطالبه نمائيد، ربا و حرام است، و اگر آن مال را به عنوان سرمايه مضاربه به او دادهايد، بر اساس قرارداد، در سود آن شريک هستيد و واجب است که خمس سرمايه را بپردازيد.
س 896: من در بانک کار ميکنم، براي شروع به کار از روي اجبار مبلغ پانصد هزار تومان را در بانک به وديعه گذاشتم، اين مبلغ به اسم خودم و در يک حساب بلند مدت است که هر ماه سود آن به من پرداخت ميشود، آيا پرداخت خمس اين مال که درحساب بانکي گذاشته شده واجب است؟ قابل ذکر است که اين پول به مدت چهار سال است که در بانک گذاشته شده است.
اگر پس گرفتن اين مبلغ در حال حاضر ممکن نيست تا آن را پس نگرفتهايد، خمس آن واجب نيست. ولي سود سالانه آن در زائد بر مؤونه سال خمس دارد.
س 897: روشي براي سپرده گذاري اموال در بانکها وجود دارد که براساس آن هيچگاه پول به دست استفاده کننده نميرسد، ولي به حساب او در بانک طبق شماره معيني واريز ميشود، آيا به اين اموال خمس تعلق ميگيرد يا خير؟
اگر مالي را که نزد بانک به وديعه گذاشتهايد از منافع کسب شما باشد و هنگام رسيدن سال خمسي گرفتن آن مبلغ از بانک براي شما ممکن باشد، واجب است خمس آن در سر سال خمسي، پرداخت شود.
س 898: آيا خمس مالي که مستأجر به عنوان رهن به مؤجر ميدهد، بر عهده مستأجر است يا مؤجر؟
اگر از منفعت کسب مستأجر باشد، بر او واجب است که بعد از گرفتن آن از مؤجر، خمس آن را بپردازد، مگر آنکه براي اجاره در جاي ديگر به آن نياز داشته باشد که در اين صورت پس از رفع نياز، بايد خمس آن را بپردازد، و خمس آن بر عهده مؤجر که آن مال را به عنوان قرض ميگيرد، واجب نيست.
س 899: حقوق ماهيانه کارمندان که پرداخت آن توسط دولت چند سال به تأخير افتاده، آيا هنگام دريافت، جزء درآمدهاي همان سال (سال دريافت) محسوب ميشود و محاسبه خمس آن در سر سال خمسي واجب است يا اينکه به اين مال اصلا خمس تعلق نميگيرد؟
حقوق معوقه از درآمدهاي سال دريافت آن محسوب ميشود و در مقدار زائد بر مخارج آن سال، خمس واجب است.
https://www.uplooder.net/img/image/76/11d1aabf8a29fc21041e468f056aeb5c/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/76/11d1aabf8a29fc21041e468f056aeb5c/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 22:18
مؤونه (https://www.uplooder.net/img/image/13/4223feed59b453fc68669cf5e9f6e87c/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg)
س 900: شخصي داراي کتابخانهاي شخصي است که مدتي از آن کتابها استفاده مينموده است، فعلا چند سال است که از آن استفاده نميکند، ولي احتمال ميدهد که در آينده از آن بهره ببرد، آيا در مدتي که از کتابها استفاده نميکند، به آن خمس تعلّق ميگيرد؟ و آيا در تعلّق خمس، فرقي بين اينکه خودش خريده باشد يا پدرش، وجود دارد؟
اگر کتابها در زمان خريد آن مورد نياز او براي مراجعه و مطالعه بوده و مقدار آن هم مناسب شأن عرفي او باشد، خمس ندارد، حتي اگر پس از سال اول از آن استفاده نکند. همچنين اگر کتابها به او ارث رسيده و يا از طرف پدر و مادر و يا ديگران به او هديه شده باشد، خمس به آن تعلّق نميگيرد.
س 901: آيا به طلائي که شوهر براي همسرش ميخرد، خمس تعلّق ميگيرد؟
اگر به مقدار متعارف و مناسب شأن او باشد، از مؤونه سال محسوب ميشود و خمس ندارد.
س 902: آيا به پولي که براي خريد کتاب از نمايشگاه بينالمللي کتاب در تهران قبل از تحويل آن پرداخت شده، ولي هنوز کتابها ارسال نشده است، خمس تعلّق ميگيرد؟
اگر کتابهاي مزبور، مورد نياز و به مقدار متناسب با شأن عرفي شخص بوده و تهيه آن متوقف بر پيش پرداخت قيمت آن باشد، خمس ندارد.
س 903: اگر فردي زمين دومي که مناسب شأن او و مورد نياز جهت ساختمان مسکن براي عائله اوست داشته باشد، ولي در طول سال خمسي قدرت ساخت آن را ندارد و يا در يک سال نميتواند آن را تکميل کند، آيا پرداخت خمس آن بر او واجب است؟
در عدم وجوب خمس، در زميني که براي ساخت مسکن بدان نياز دارد، فرقي بين اينکه يک قطعه باشد يا چند قطعه، و يا يک مسکن باشد يا چند مسکن، وجود ندارد، بلکه ملاک، صدق عنوان نياز به آن به مقتضاي موقعيت و شأن عرفي وي و همچنين وضع مالي او براي ساخت تدريجي آن است.
س 904: يک سرويس ظروف منزل وجود دارد، آيا استفاده از بعضي از آنها براي عدم تعلّق خمس به آن کافي است؟
معيار عدم تعلّق خمس به لوازم منزل، صدق عنوان نياز به آن مطابق با شأن عرفي مناسب با انسان است، هرچند در طول سال از آن استفاده نشود.
س 905: اگر فرش و ظرفها اتفاقا در طول سال مورد استفاده قرار نگيرد، ولي براي استفاده ميهمان به آنها نياز باشد، آيا خمس در آنها واجب است؟
در فرض سؤال خمس در آنها واجب نيست.
س 906: با توجه به فتواي امام خميني �قدس سره� در مسأله جهيزيه عروس که دختر هنگام ازدواج به خانه شوهر ميبرد، اگر در منطقهاي رسم براين باشد که خانواده داماد اقدام به تهيه و تأمين اثاثيه و لوازم خانه کنند و به مرور زمان و به تدريج به تهيه آن لوازم بپردازند و سال بر آنها بگذرد، چه حکمي دارد؟
اگر تهيه اساس و لوازم زندگي براي آينده، عرفا جزء مؤونه محسوب شود، خمس ندارد.
س 907: آيا استفاده از يک جلد از دوره کتابي که از چندين جلد تشکيل شده (مانند وسائل الشيعه) باعث ساقط شدن خمس تمام آندوره ميشود يا اينکه بايد از هر جلد کتاب يک صفحه خوانده شود؟
اگر مجموع آن دوره مورد نياز باشد و يا خريد جلدي که به آن احتياج است متوقف بر خريد دوره کامل آن باشد، خمس ندارد، در غير اين صورت بايد خمس مجلّداتي که الآن مورد نياز نيست، پرداخت شود، و مجرد خواندن يک صفحه از هر جلد کتاب، براي ساقط شدن خمس کافي نيست.
س 908: داروهايي که از درآمد وسط سال خريده شده و پول آن توسط سازمان تأمين اجتماعي پرداخت ميشود، اگر بدون فاسد شدن تا سر سال خمسي باقي بماند، خمس به آن تعلّق ميگيرد يا خير؟
اگر خريد داروها جهت استفاده از آن در مواقع نياز باشد و در معرض احتياج هم باشد، خمس ندارد.
س 909: شخصي خانهاي براي سکونت ندارد و براي خريد مسکن يا تهيه مايحتاج زندگي، مالي را پسانداز کرده است، آيا اين مبلغ خمس دارد؟
مال پس انداز شده از منفعت کسب اگر براي تأمين هزينه هاي زندگي باشد، سر سال خمسي، خمس دارد مگر اين که پس انداز براي تهيّه لوازم ضروري زندگي و يا تأمين هزينه هاي لازم باشد که در اين صورت اگر بعد از سال خمسي در آينده نزديک (مثلا دو سه ماه پس از سال خمسي) در راههاي مذکور مصرف شود، خمس ندارد.
س 910: همسر من قالي ميبافد که سرمايه آن متعلّق به خود ماست و براي تهيه آن قرض گرفتهايم، در حال حاضر قسمتي از فرش بافته شده است و از آنجا که سال خمسي من به پايان رسيده، آيا پس از تمام شدن فرش و فروش آن براي تهيه احتياجات خانه، به مقدار بافته شده خمس تعلق ميگيرد يا خير؟ سرمايه ما از جهت خمس چه وضعيتي دارد؟
پس از استثناي سرمايه که قرض است از قيمت فروش قالي، باقيمانده جزء سود سال فروش محسوب ميشود، بنابراين اگر در سالي که بافت قالي تمام و فروخته شده، در مخارج زندگي مصرف شود، خمس ندارد.
س 911: تمام دارائي من ساختمان سه طبقهاي است که هر طبقه آن دو اتاق دارد. در يک طبقه من زندگي ميکنم و در دو طبقه ديگر فرزندانم سکونت دارند، آيا به اين خانه در حال حيات من خمس تعلّق ميگيرد يا اينکه بعد از وفات من خمس دارد تا به ورثهام وصيت کنم که بعد از مردنم خمس آن را بپردازند؟
ساختمان مورد سؤال خمس ندارد، البته کسي که حساب سال نداشتهاست بايد بهنحوي مصالحهنمايد.س 912: خمس لوازم منزل چگونه محاسبه ميشود؟
لوازمي که با استفاده از آنها عين آن باقي ميماند مثل فرش و غير آن، خمس ندارد. ولي از نيازهاي مصرفي روزمره مانند برنج و روغن و غير آنها، آنچه اضافه بيايد و تا سر سال خمسي باقي بماند، خمس دارد.
س 913: شخصي خانه ملکي براي سکونت ندارد، لذا زميني خريده تا در آن خانهاي براي خودش بسازد، ولي چون پول کافي براي ساخت نداشته، سال بر آن گذشته و آن را به فروش هم نرسانده است، آيا خمس آن واجب است؟ بر فرض وجوب، آيا خمس پول خريد را بايد بپردازد يا قيمت فعلي زمين را؟
اگر زمين را از منفعت کسب سال، براي ساخت مسکن مورد نياز، خريده باشد، خمس ندارد.
س 914: در سؤال قبلي، اگر آن شخص شروع به ساختن خانه کند، ولي قبل از اتمام آن، سال خمسي برسد، آيا خمس آنچه در مصالح ساختمان مصرف کرده، واجب است؟
در فرض سؤال، خمس ندارد.
س 915: اگر شخصي براي آينده فرزندانش، با اينکه خودش در طبقه اول زندگي ميکند، اقدام به ساختن طبقه دوم کند، آيا با وجود عدم نياز به آن تا چند سال ديگر پرداخت خمس آنچه در آن خرج کرده، واجب است؟
اگر ساختن طبقه دوم براي آينده فرزندانش در حال حاضر از مخارج مناسب با شأن عرفي وي محسوب شود، آنچه به مصرف رسانده است، خمس ندارد و در صورتي که اين چنين نباشد و در حال حاضر هم، نه خودش و نه فرزندانش به آن نياز ندارند، پرداخت خمس آن واجب است.
س 916: شما ميفرماييد آنچه از مخارج سال محسوب ميشود، خمس ندارد، پس شخصي که خانهاي براي سکونت ندارد، ولي مالک قطعه زميني است که يک سال يا بيشتر بر آن گذشته و او نميتواند آن را بسازد، پس چرا اين از مخارج او محسوب نميشود؟ اميدواريم توضيح بفرماييد.
اگر زمين را براي ساخت مسکن مورد نياز، در آن، از درآمد بين سال خريده باشد، جزء مخارج کنوني وي محسوب ميشود و خمس آن واجب نيست، ولي اگر آن را از درآمد سال به قصد فروش و مصرف پول آن براي ساخت خانه خريده باشد، پرداخت خمس آن واجباست.
س 917: سر سال خمسي من اول شهريور است، معمولا امتحانات دانشگاهها و مدارس در ارديبهشت و خرداد برگزار ميشود و بعد از شش ماه، اجرت اضافهکاري ما در ايام امتحانات پرداخت ميشود، خواهشمندم توضيح فرماييد که اگر اجرت کاري را که قبل از پايان سال خمسي انجام دادهام، بعد از پايان سال دريافت کنم، آيا خمس به آن تعلق ميگيرد؟
حقوق معوّقه جزئي از درآمدهاي سال دريافت آن محسوب ميشود نه سال اضافه کاري، و اگر در هزينههاي سال دريافت مصرف شود، خمس ندارد.
س 918: گاهي لوازم منزل مثل يخچال به قيمتي کمتر از قيمت بازار به ما فروخته ميشود، اين لوازم در آينده يعني پس از ازدواج مورد نياز ماست، با توجه به اينکه بعد از ازدواج بايد آنها را به چند برابر قيمت فعلي تهيه کنيم، آيا به آنها که در حال حاضر بدون استفاده در خانه مانده است، خمس تعلق ميگيرد؟
اگر آنها را با منفعت کسب سال براي استفاده در آينده خريدهايد و در سال خريد مورد نياز شما نبوده، بايد خمس قيمت عادلانه آن را در سر سال خمسي بپردازيد، مگر آنکه به علت عدم توانايي از تهيه يک باره آن هنگام نياز، ناگزير از تهيه تدريجي و نگهداري آن براي زمان احتياج باشيد، و مقدار آن هم به اندازه شأن عرفي شما باشد، که در اين صورت جزء مؤونه محسوب ميشود و خمس ندارد.
س 919: مبالغي را که انسان براي امور خيريه مانند کمک به مدارس، آسيبديدگان از سيل و ملت فلسطين و بوسني، انفاق ميکند، آيا از مؤونه سال محسوب ميشود و خمس ندارد؟
اين چنين انفاقها از مخارج سال انفاق محسوب ميشود و خمس ندارد.
س 920: مبلغي را در سال گذشته براي خريد فرش پسانداز کرديم و در اواخر آن سال به چند فرش فروشي براي خريد آن مراجعه نموديم تا اينکه قرار شد يکي از آنان فرش مناسب با ذوق و سليقه ما را فراهم کند، اين کار تا ماه دوم سال جديد طول کشيد، با توجه به اينکه سر سال خمسي من ابتداي سال هجري شمسي است، آيا به آن مبلغ خمس تعلق ميگيرد؟
مبلغ مذکور و فرش تهيه شده در فرض سؤال خمس ندارد.
س 921: تعدادي از اشخاص اقدام به تأسيس مدرسه خصوصي (غيرانتفاعي) کردهاند و بعد از استفاده از سرمايه کمي که اعضا داشتند، هيئت مؤسسّ تصميم گرفت براي تأمين مخارج آن از بانک وام بگيرد و همچنين مقرر نمود که براي تکميل سرمايه و پرداخت اقساط بانک، هريک از اعضا مبلغي را به طور ماهيانه بپردازد. اين مؤسسه هنوز به مرحله سوددهي نرسيده است، آيا به مبلغي که اعضا ماهيانه ميپردازند، خمس تعلق ميگيرد؟ آيا مجموع سرمايه که همان قيمت مؤسسه است، خمس دارد؟
بر هر يک از اعضا واجب است خمس سهم ماهانه خود را که به عنوان سرمايه شرکت ميپردازند، و همچنين خمس آنچه را که در ابتدا به عنوان سهم مشارکت در تأسيس مدرسه دادهاند، پرداخت نمايند، و پس از آنکه هر يک از اعضا خمس سهم خود از سرمايه شرکت را پرداخت نمود، ديگر مجموع سرمايه دوباره خمس ندارد.
س 922: جايي که در آن کار ميکنم، چند سال است مبلغي به من بدهکار است که تاکنون آن را نپرداخته است، آيا به اين مبلغ به مجرّد دريافت آن خمس تعلق ميگيرد يا اينکه بايد يک سال بر آن بگذرد؟
مبالغي که طلب داريد اگر بابت اجرت کار باشد و سر سال خمسي قابل دريافت نباشد، جزء درآمد سالِ دريافت آن محسوب ميشود، که اگر در همان سالِ دريافت در مؤونه مصرف شود، خمس ندارد.
س 923: آيا ملاک عدم وجوب خمس در مؤونه استفاده از آن در طول سال است يا اينکه نياز به آن در طي سال کافي است، هر چند موردي براي استفاده از آن پيش نيايد؟
ملاک در امثال لباس و فرش و مانند آن از چيزهايي که هنگام استفاده، عين آنها باقي ميماند، نياز به آنها است. ولي معيار در احتياجات مصرفي روزانه زندگي مانند برنج و روغن و غيره، مصرف است که هر چه از مصرف سالانه آنها زياد بيايد، خمس دارد.
س 924: شخصي براي آسايش و رفع نيازهاي خانوادهاش اقدام به خريد ماشيني با مال غير مخمّس و سودي که در وسط سال به دست آمده، نموده است، آيا پرداخت خمس آن بر او واجب است؟ در صورتي که ماشين را براي انجام امور مربوط به کارش و يا به هر دو منظور خريده باشد، چه حکمي دارد؟
ماشين اگر براي انجام امور مربوط به کار و کسب او باشد، حکم ابزار کار را در وجوب خمس دارد، ولي اگر براي رفع نيازهاي زندگي و جزء احتياجات مناسب با شأن عرفي او باشد، خمس ندارد. البته اگر به پول خريد آن خمس تعلق گرفته بايد پرداخت شود. دست گردان، مصالحه و مخلوط شدن خمس با غير آن
س 925: افرادي هستند که خمس بر آنها واجب است، ولي تاکنون آن را نپرداختهاند و در حال حاضر هم توانايي پرداخت آن را ندارند و يا بر آنها بسيار دشوار است، حکم آنان در اين باره چيست؟
مجرد عدم توانائي يا دشواري پرداخت خمس موجب برائت ذمه و سقوط تکليف نيست، بلکه اداي آن تا حد امکان واجب است، چنين افرادي ميتوانند با دست گردانِ مبالغ بدهي خود با ولي امر خمس يا وکيل او، آن را به تدريج برحسب استطاعت خودشان از جهت مقدار و زمان بپردازند.
س 926: خانهاي دارم که داراي وام قسطبندي شده است و مالک محلي تجاري هستم که در آن کاسبي ميکنم و براي عمل به وظيفه شرعيام، سال خمسي براي خود تعيين کردهام، اميدوارم لطف فرموده و مرا از پرداخت خمس آن خانه معاف کنيد. ولي توان پرداخت خمس محل تجاري را به صورت قسطي دارم؟
خانه مسکوني شما در فرض سؤالکه نسيه خريداري شده خمس ندارد، ولي پرداخت خمس محل تجاريتان واجب است، هرچند به تدريج بعد از دست گردان با يکي از وکلاي مجاز ما باشد.
س 927: شخصي در خارج به سر ميبرد که خمس اموالش را نميپرداخته است و خانهاي با مال غير مخمّس خريده که در حال حاضر مال کافي براي اداي خمس آن ندارد، ولي هرسال مقداري بيشتر از خمس به جاي خمسي که بدهکار است ميپردازد، آيا اين کار او صحيح است يا خير؟
در فرض سؤال بايد خمسي را که برعهده دارد، دست گردان کند تا بعدا آن را به تدريج بپردازد، و در مورد آنچه تا به حال پرداخته، به يکي از وکلاي ما مراجعه نمايد.
س 928: شخصي چندين سال است که خمس درآمد سالانه خود را نميپرداخته، و فعلا نميداند چه مقدار بدهي از اين بابت دارد، او در حال حاضر چگونه ميتواند خود را از خمس بريالذمّه نمايد؟
واجب است تمام اموالي را که خمس به آنها تعلق گرفته، حساب کند و خمس آنها را بپردازد، و در موارد مشکوک بايد با ولي امر خمس يا وکيل او مصالحه نمايد.
س 929: من جواني هستم که با خانوادهام زندگي ميکنم، پدرم خمس و زکاتش را نميپردازد، حتي خانهاي را با مال ربوي ساخته است و حرام بودن غذائي که در خانه ميخورم، آشکار است. با توجه به اينکه نميتوانم از خانوادهام جدا شوم، اميدوارم تکليف مرا در اين باره بيان فرمائيد؟
بر فرض که يقين داشته باشيد که اموال پدرتان مخلوط با رباست و يا او خمس و زکات خود رإ؛ئئ نميپردازد، لازمهاش يقين به حرمت چيزي که او مصرف ميکند و يا اموال وي که شما در آن تصرف ميکنيد، نيست، و تا يقين به حرمت اين اموال پيدا نکردهايد، استفاده از آن براي شما اشکال ندارد. البته، اگر يقين به حرام بودن آنچه از اموال او مصرف ميکنيد، داشته باشيد، استفاده از آن براي شما جايز نيست مگر آنکه جدايي از خانواده و قطع رابطه با آنان براي شما، حرجي باشد که در اين صورت استفاده از اموال مخلوط به حرام آنان اشکال ندارد، ولي ضامن خمس، زکات و مال ديگران که در اموال مورد مصرف شما وجود دارد، هستيد.
س 930: من اطمينان دارم که پدرم خمس و زکاتش را نميپردازد، و وقتي به او تذکر ميدهم، در پاسخ ميگويد که ما مستحق هستيم و خمس و زکاتي بر ما واجب نيست، حکم اين مسأله چيست؟
اگر پدرتان مالي که خمس و زکات به آن تعلق بگيرد، نداشته باشد، خمس و زکات بر او واجب نيست و تحقيق در اين زمينه بر شما لازم نيست.
س 931: ما با اشخاصي معامله ميکنيم که خمس نميدهند و حساب سال هم ندارند، با آنان خريد و فروش داريم و به ديدن آنان رفته و با آنان غذا ميخوريم، اين مسأله چه حکمي دارد؟
اگر يقين به وجود خمس در اموالي داريد که از طريق خريد و فروش از آنان گرفتهايد و يا هنگام رفتن نزد آنان، مصرف ميکنيد، معامله در مقدار خمس موجود در اموالي که از طريق خريد و فروش از آنان ميگيريد، فضولي است و احتياج به اجازه ولي امر خمس يا وکيل او دارد، و تصرف در اموال ايشان براي شما جايز نيست مگر اينکه ترک معاشرت و خودداري از خوردن غذاي آنان و تصرف در اموالشان براي شما حرجي باشد که در اين صورت تصرف جايز است، ولي ضامن خمس اموالي که در آنها تصرف ميکنيد، هستيد.
س 932: اگر شخصي مالي را که خمس آن داده نشده، به مسجد ببخشد، آيا گرفتن آن مال از او جايز است؟اگر يقين به وجود خمس در آن مال دارند، گرفتن آن جايز نيست و در صورت دريافت آن، بايد نسبت به خمس آن، به ولي امر خمس يا وکيل او مراجعه نمايند.
س 933: معاشرت با مسلماناني که به امور ديني بخصوص نماز و خمس پايبند نيستند، چه حکمي دارد؟ آيا غذاخوردن در خانههاي آنان اشکال دارد؟ در صورت اشکال داشتن، کسي که چندين بار اين کار را انجام داده، چه حکمي دارد؟
اگر معاشرت با آنان مستلزم تأييد ايشان در عدم التزام به امور ديني نباشد، اشکال ندارد، مگر آنکه ترک معاشرت با آنان مؤثر در اهتمام ايشان به امور ديني باشد که در اين صورت واجب است که معاشرت به طور موقت از باب نهي از منکر ترک شود، ولي استفاده از اموال آنان از قبيل غذا و مانند آن، تا يقين به تعلق خمس به آن نداشته باشيد، اشکال ندارد.
س 934: يکي از دوستانم مرا زياد به صرف غذا دعوت ميکند، به تازگي متوجه شدهام که شوهر او خمس نميدهد، آيا خوردن غذاي کسي که خمس نميدهد، براي من جايز است؟
تا علم به تعلّق خمس به غذايي که در اختيار شما قرار داده ميشود، نداريد، خوردن آن اشکال ندارد.
س 935: فردي براي اولين بار ميخواهد خمس اموالش را حساب کند، خانه مسکوني که نميداند با چه مالي آن را خريده، چه حکمي دارد؟ در صورتي که بداند آن را با مالي که چند سال پسانداز شده، خريده است، حکم آن چيست؟خانه مسکوني يا ساير لوازم زندگي را اگر احتمال ميدهد که با مالي که شرعا متعلّق خمس نبوده (مانند ارث يا هبه) خريده باشد چيزي از بابت خمس آن بر او نيست، ولي اگر يقين دارد که آن را با درآمد کسب خود خريده است، ليکن نميداند که آيا درآمد کسب را در بين سال صرف خريد آن کرده است يا پس از پايان سال و پيش از پرداخت خمس درآمد، بايد با يکي از وکلاي ما مصالحه نمايد و اگر يقين دارد خانه را از درآمد کسبي که چند سال پس انداز کرده است پيش از پرداخت خمس آن خريده است، بايد خمس آن درآمد پس انداز شده را بپردازد.
س 936: عالمي در يکي از شهرها مبلغي را به عنوان خمس دريافت کرده، ولي براي او انتقال عين آن مال به شما يا دفترتان مشکل است، آيا ميتواند آن را از طريق بانک حواله کند؟ با توجه به اينکه مالي که از بانک گرفته ميشود عين مالي که در آن شهر به بانک پرداخت شده، نيست؟
تحويل خمس و ساير حقوق شرعي از طريق بانک اشکال ندارد.
س 937: اگر زميني را با مال غير مخمّس بخرم، آيا نماز خواندن در آن زمين جايز است يإ؛ؤؤ خير؟
اگر زمين با عين مال غير مخمّس خريده شده باشد، معامله به مقدار خمس، فضولي است و متوقف بر اجازه ولي امر خمس است و تا آن را اجازه و تنفيذ نکند، نماز خواندن در آن جايز نيست.
س 938: اگر مشتري بداند که به عين مالي که خريده، خمس تعلّق گرفته و فروشنده آن را نپرداخته است، آيا تصرف در آن کالا براي او جايز است؟
با فرض وجود خمس در کالا، معامله به مقدار خمس فضولي و متوقف بر اجازه ولي امر خمس است.
س 939: اگر صاحب مغازهاي نداند که مشتري که با او معامله ميکند، خمس مالش را پرداخته است يا خير، آيا دادن خمس آن اموال بر او واجب است؟
تا زماني که علم به وجود خمس در پولي که مشتري به او ميپردازد، نداشته باشد، چيزي برعهده او نيست و وظيفهاي هم نسبت به فحص ندارد.
س 940: اگر مثلا چهار نفر با هم صد هزار تومان به عنوان شراکت براي به کارگيري در يک کار توليدي سرمايهگذاري کنند و يکي از آنها خمس ندهد، آيا شراکت با او صحيح است يا خير؟ و آيا ديگر شريکان ميتوانند مال فردي را که خمس نميدهد به عنوان قرضالحسنه گرفته و به کار بياندازند؟ و به طور کلي اگر چند نفر با هم شريک باشند، آيا بر هر کدام از آنها واجب است خمس درآمد خود را به طور مستقل بپردازد يا اينکه خمس بايد از صندوق مشترک پرداخت شود؟
شراکت با شخصي که به سرمايهاش خمس تعلق گرفته ولي آن را نپرداخته است، به مقدار خمس مال او فضولي است که بايد نسبت به آن به ولي امر مراجعه شود، و اگر بعضي از شرکاء خمس سهم خود در سرمايه را نداده باشند، تصرف در سرمايه مشترک جايز نيست، و هنگامي که شرکاء سود حاصل از سرمايه مشترک را دريافت ميکنند، هرکدام از آنان مکلّف هستند خمس مازاد بر مؤونه از سهم خود را سر سال خمسي بپردازند.
س 941: اگر شرکاي من حساب سال خمسي نداشته باشند، تکليف من چيست؟
بر هريک از شرکاء واجب است که حقوق شرعي سهام خود را بپردازند تا تصرفات آنان در مال مشترک حلال باشد، و اگر بقيه شريکها آن را پرداخت نميکنند و انحلال شرکت و جداشدن از آنان براي شما ضرري يا حرجي باشد، مجاز هستيد به شراکت خود با آنان ادامه دهيد.
https://www.uplooder.net/img/image/13/4223feed59b453fc68669cf5e9f6e87c/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/13/4223feed59b453fc68669cf5e9f6e87c/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(3).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 22:24
سرمايه (https://www.uplooder.net/img/image/57/8d018bff053a5fe67c7ac3de81d7b75b/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(2).jpg)
س 942: شرکتي از برادران فرهنگي به نام شرکت تعاوني فرهنگيان چندين سال است که تأسيس گرديده و سرمايه آن از همان ابتدا از سهم تعدادي از فرهنگيان تشکيل شده بود که هريک صد تومان پرداختند، در ابتدا سرمايه شرکت کم بود، ولي در حال حاضر با افزايش تعداد اعضاء، سرمايه آن بالغ بر هجده ميليون تومان به اضافه ماشينهاي شرکت است. سود آن بين سهامداران به نسبت سهمشان تقسيم ميشود، و هريک از آنان براحتي ميتواند سهم خود را دريافت نموده و با شرکت تسويه حساب نمايد. تاکنون خمس سرمايه و سود آن پرداخت نشده است، آيا با توجه به موقعيت من به عنوان رئيس هيئت اداري شرکت، جايز است که اگر خمسي به حساب شرکت تعلق بگيرد، اقدام به پرداخت آن کنم؟ آيا رضايت سهامداران در اين باره شرط است؟
پرداخت خمس سرمايه شرکت و سود حاصل از آن، تکليف هريک از اعضا نسبت به سهم خود از مجموع دارائي شرکت است، و انجام اين کار توسط مسئول هيئت اداري آن، متوقف بر کسب اجازه و وکالت از سهامداران شرکت است.
س 943: تعدادي از افراد تصميم به ايجاد صندوق قرضالحسنه بين خود گرفتهاند تا هنگام نياز به يکديگر قرضالحسنه بدهند. هر عضو علاوه بر مبلغي که در ابتداي تشکيل پرداخته، بايستي هرماه براي افزايش موجودي صندوق مبلغي را بپردازد، اميدواريم لطف فرموده چگونگي پرداخت خمس هر عضو را بيان فرمائيد و در صورتي که سرمايه صندوق به طور دائمي به عنوان قرض در دست اعضا باشد، اداي خمس آن چگونه خواهد بود؟
اگر هر يک از افراد سهامدار سهم شراکت خود را از منفعت کسب يا از حقوق خود بعد از پايان سال خمسي پرداخته باشد، واجب است خمس آن را بپردازد. ولي اگر آن را در بين سال داده است، در صورتي که دريافت آن براي او در پايان سال خمسي وي ممکن باشد، بايد خمس آن را در پايان سال بدهد، و در غير اين صورت تا آن را از صندوق دريافت نکرده، پرداخت خمس آن بر او واجب نيست.
س 944: آيا صندوق قرضالحسنه شخصيت حقوقي مستقلي دارد؟ اگر داشته باشد، آيا به سود حاصل، خمس تعلّق ميگيرد؟ اگر شخصيت حقوقي مستقلي نداشته باشد، کيفيت پرداخت خمس آن چگونه است؟
اگر سرمايه صندوق ملک شخصي اشخاص به نحو اشتراک باشد، سود حاصل از آن، نسبت به سهم هريک از اعضا ملک شخصي او خواهد بود و بايد خمس آن را در زائد برمؤونه سالش بپردازد. ولي اگر سرمايه صندوق ملک شخص يا اشخاص نباشد مثل اينکه از مال وقف عام و مانند آن باشد، سود حاصل از آن، خمس ندارد.
س 945: تعداد دوازده نفر از مؤمنين توافق کردهاند که هريک از آنان هرماه مثلا بيست دينار در صندوقي بريزند، و در هر ماه يک نفر آن مبلغ را برداشته و به مصرف هزينههاي شخصي خود برساند، که بعد از دوازده ماه نوبت به آخرين نفر خواهد رسيد، بدين معني که او آنچه را در اين مدت پرداخته که مقدار آن دويست و چهل دينار ميشود، برميدارد، آيا خمس بر او واجب است يا اينکه جزء مؤونه وي محسوب ميشود؟ اگر اين فرد سال خمسي معيني داشته باشد و مقداري از پولي که دريافت شده، پس از پايان سال نزد او بماند، آيا جايز است براي اين قسمت از آن مبلغ، سال خمسي معيني قرار دهد تا از لزوم پرداخت خمس آن رهائي يابد؟
آنچه را که افراد به صندوق ميپردازند، اگر از درآمد سالانه شان در بين سال باشد، هر آنچه را که هر يک از افراد در نوبت خود از صندوق دريافت مينمايد تا در مخارج سال صرف کند اگر مقداري از آن قرض از صندوق و مقداري معادل مبالغي باشد که از منافع همان سال به صندوق پرداخته است، خمس ندارد، ولي اگر از منافع سال قبل باشد، بايد خمس آنچه را که از منافع سال قبل است، بپردازد، و اگر از منافع هر دو سال باشد، منفعت هرسالي حکم خاص خود را دارد، و چنانچه مبلغ دريافتي او از سهم خود که از منافع سال به صندوق واريز نموده، زائد بر مخارج آن سال باشد، نميتواند براي رهائي از خمس مقدار زائد، سال خمسي مستقلي براي آن قرار دهد، بلکه واجب است که براي همه منافع سالانه خود يک سال خمسي قرار دهد و خمس مازاد بر مؤونه آن سال را بپردازد.
س 946: خانهاي را با پرداخت مبلغي به عنوان رهن اجاره کردهام، آيا پس از گذشت يک سال به آن مبلغ خمس تعلق ميگيرد؟
مبلغي را که به مؤجر قرض دادهايد، اگر از منعفت کسب باشد،تا ماداميکه به آن براي اين منظور نياز داريد پرداخت خمس آن واجب نيست، ولي بعدا هر وقت آن را دريافت نموديد، بايد خمس آن را بپردازيد.
س 947: ما براي انجام کارهاي عمراني احتياج به هزينه زيادي داريم که پرداخت يکباره آن براي ما مشکل است، لذا اقدام به تأسيس صندوقي براي عمران کردهايم، و هر ماه مبلغي را در آن به وديعه ميگذاريم و بعد از آنکه مقداري جمع شد، آن را صرف کارهاي عمراني ميکنيم، آيا به اين مال پسانداز شده خمس تعلّق ميگيرد؟
اگر مبالغ پرداخت شده از طرف هر شخص از در آمد سال او باشد و تا زمان مصرف آن در کارهاي عمراني تحت مالکيت او باقي بماند و آن شخص بتواند در پايان سال خمسي آن را از صندوق پس بگيرد، واجب است که خمس آن را بپردازد.
س 948: چند سال قبل اقدام به محاسبه اموالم و تعيين سال خمسي براي خودم نمودم، در آن زمان نود و هشت رأس گوسفند که خمس آنها داده شده بود و همچنين مقداري پول نقد و يک موتورسيکلت داشتم. چند سال است که گوسفندان من براثر فروش تدريجي آنها کم شده، ولي پول نقدم زياد شده است. در حال حاضر شصت رأس گوسفند و مقداري پول نقد دارم، آيا پرداخت خمس اين پول بر من واجب است يا اينکه فقط بايد خمس مقدار زيادي آن را بدهم؟اگر مجموع قيمت گوسفندهاي موجود با اموال نقدي که داريد، بيشتر از مجموع قيمت نود و هشت رأس گوسفند با پول نقدي باشد که قبلا خمس آن را پرداخت کردهايد، مقدار زائد خمس دارد.
س 949: فردي ملکي (خانه يا زمين) دارد که خمس به آن تعلق گرفته است، آيا ميتواند خمس آن را از درآمد سال بپردازد؟ يا اينکه واجب است اول خمس سود را بدهد و سپس خمس ملک را از سود مخمّس پرداخت کند؟
اگر بخواهد خمس آن را از درآمد سال بپردازد، واجب است که خمس آن را هم بپردازد.
س 950: اموالي را از محل پولي که بنياد شهيد ماهيانه به فرزندان صغير شهداي عزيز ميپردازد يا از محل سود کارخانه يا زمين زراعي که ملک بعضي از شهداي عزيز جهت امرار معاش شان بوده، براي فرزندان شهدا پسانداز کردهايم و گاهي مقداري از اين اموال پس انداز شده براي تأمين نيازهاي ضروري آنان مصرف ميشود. خواهشمنديم بيان فرمائيد که آيا اين سودها و حقوق پسانداز شده خمس دارد يا اينکه تا زماني که بزرگ نشدهاند، خمس ندارد؟
آنچه به فرزندان عزيز شهدا از پدران آنان به ارث ميرسد و يا توسط بنياد شهيد به آنان پرداخت ميشود، خمس ندارد، ولي از سود حاصل از ارث يا هديهاي که بنياد شهيد به آنان ميدهد، آن مقداري که تا زمان رسيدن به بلوغ شرعي در ملک آنان باقي ميماند، بنابر احتياط بر هريک از آنان واجب است که بعد از رسيدن به سن تکليف، خمس سود آن را بپردازد.
س 951: آيا به مالي که انسان براي تحصيل درآمد و انجام معاملات تجاري مصرف ميکند، خمس تعلّق ميگيرد يا خير؟
آنچه را که از در آمد سال براي به دست آوردن درآمد از کارهاي تجاري و غير آن مصرف ميکند از قبيل هزينههاي انبارداري، حمل و نقل، وزن کردن، واسطه معامله و مانند آن، از درآمد همان سال استثنا ميشود و خمس ندارد.س 952: آيا اصل سرمايه و سود آن خمس دارد؟
اگر انسان سرمايه را با کسب و کار (اعم از حقوق و غيره) به دست آورده باشد، خمس دارد، ولي سود حاصل از تجارت با آن هر مقدار که صرف مؤونه زندگي ميشود خمس ندارد، و اگر چيزي از آن از مخارج سال زياد بيايد، خمس دارد.
س 953: اگر کسي طلاي مسکوک داشته باشد و به حد نصاب هم برسد، آيا علاوه بر زکات، پرداخت خمس آن هم واجب است؟
اگر جزء منفعت کسب محسوب شود، حکم ساير درآمدهاي کسب را در وجوب خمس دارد.
س 954: من و همسرم از کارمندان وزارت آموزش و پرورش هستيم، همسرم هميشه حقوق خود را به من هديه ميکند، و با مقداري پول در شرکت کشاورزي کارمندان آموزش و پرورش که عضو آن هستم، سهيم شدهام، ولي نميدانم که آن مبلغ از حقوق خودم بوده يا همسرم، با توجه به اينکه پولي که از حقوق ماهيانه همسرم تا پايان سال خمسيام پسانداز شده کمتر از پولي است که او در طول سال ميگيرد، آيا به مبلغ مذکور خمس تعلق ميگيرد؟
آنچه از اموال پسانداز شده و از پولي که بابت خريد سهم الشرکه پرداختهايد که مربوط به حقوق خودتان است، خمس دارد، و آن قسمت که توسط همسرتان هديه شده، خمس ندارد، و آنچه را هم که شک داريد از حقوق خودتان است يا همسرتان، پرداخت خمس آن واجب نيست، اگر چه احوط پرداخت خمس و يا مصالحه آن است.
س 955: آيا به پولي که به مدت دو سال به صورت قرضالحسنه در بانک بوده، خمس تعلق ميگيرد؟
هر مقداري که از منفعت کسب پسانداز ميشود، يکبار به آن خمس تعلق ميگيرد و پسانداز آن در بانک به صورت قرضالحسنه موجب سقوط خمس آن نميشود. بله، قرضي که نميتواند آن را تا سر سال خمسي از قرض گيرنده پس بگيرد، تا آن را پس نگرفته، پرداخت خمس آن واجب نيست.
س 956: شخصي که برخود يا خانواده تحت تکفل خود سخت ميگيرد تا بتواند مقداري پسانداز نمايد و يا مقداري قرض ميکند تا بتواند مشکلات زندگياش را حلّ کند، اگر مال پسانداز شده و يا مالي که قرض گرفته، تا سر سال باقي بماند، آيا خمس به آن تعلق ميگيرد؟
سود پسانداز شده اگر براي صرف در احتياجات زندگي باشد و در آينده نزديک مثلا تا دو سه ماه بعد از پايان سال خمسي در همان مورد صرف شود، پرداخت خمس آن واجب نيست و خمس پولي که قرض کرده است، برعهده قرض گيرنده نيست، ولي اگر از درآمد سال خود قسطهاي آن را بپردازد و عين مالي که قرض گرفته هنگام رسيدن سال خمسي نزد او باقي باشد، واجب است که خمس آن را به ميزان اقساطي که پرداخت نموده، بپردازد.
س 957: دو سال است قطعه زميني را براي ساخت خانه خريدهام، اگر از مخارج روزمره پولي را براي ساختن خانه در آن پس انداز کنم، زيرا در حال حاضر مستأجر هستم، آيا در پايان سال به آن خمس تعلق ميگيرد؟
اگر عين مال از در آمد سال را قبل از رسيدن سال خمسي به مصالح ساختماني مورد نياز تبديل کنيد، و يا آنکه پول پس انداز شده از درآمد سال را ميخواهيد تا چند ماه پس از پايان سال خمسي صرف ساختمان مسکن خود نمائيد، خمس ندارد.
س 958: من تصميم به ازدواج گرفتهام، و براي کسب درآمد، قسمتي از سرمايه خود را به دانشگاه سپردهام، آيا مصالحه در رابطه با خمس آن امکان دارد؟
اگر مال مذکور از منفعت کسب شما باشد، با گذشت سال خمسي، پرداخت خمس آن واجب است و خمسِ قطعي قابل مصالحه نيست.
س 959: سازمان حج در سال گذشته اقدام به خريد همه اثاثيه و لوازم مورد نياز کاروان حج که ملک اينجانب بود، کرد، من پول لوازم فروخته شدهام را که دويست و چهارده هزار تومان بود، در تابستان امسال دريافت کردم، علاوه بر آن، مبلغ هشتاد هزار تومان در سال گذشته گرفتهام، با توجه به اينکه سال خمسي براي خود تعيين کردهام و هر سال خمس زائد بر مؤونه را ميپردازم، و با توجه به اينکه اثاثيه و لوازم مذکور مورد نياز من در ايام عهده داري مديريت کاروان حج جهت اداره حجّاج بوده است، و در وقت فروش آن ترقي قيمت نسبت به قيمت خريد آن داشته است، آيا پرداخت خمس پول فروش آن يا خمس تفاوت قيمت آن در حال حاضر واجب است؟
اگر لوازم را با مال مخمس خريده باشيد، پول فروش آن خمس ندارد، در غير اين صورت، پرداخت خمس آن واجب است.
س 960: من صاحب مغازهاي هستم که هر سال پول نقد و جنسهاي خود را محاسبه ميکنم و چون بعضي از کالاها تا آخر سال خمسي فروخته نميشود، آيا پرداخت خمس آن در آخر سال و قبل از فروش واجب است يا اينکه بايد بعد از فروش، خمس آنها پرداخت شود؟ اگر خمس کالا را بدهم و سپس آن را بفروشم، چگونه بايد در سال آينده محاسبه کنم؟ و اگر آن را به فروش نرسانم و قيمت آن تغيير کند، چه حکمي دارد؟
کالائي که تا سر سال فروخته نشده و مشتري براي خريد آن پيدا نشده است، در حال حاضر پرداخت خمس افزايش قيمت آن واجب نيست بلکه سود حاصل از فروش آن در آينده از سود سال فروش محسوب ميشود، ولي کالائي که افزايش قيمت پيدا کرده و کسي هست که در طول سال آن را بخرد، ولي شما براي اينکه سود بيشتري ببريد، آن را تا پايان سال نفروختهايد، بايد با رسيدن سال خمسي، خمس افزايش قيمت آن را بپردازيد، و در اين صورت آن کالا به قيمتي که در سر سال خمسي ارزيابي شده و خمس افزايش قيمت آن پرداخت شده، در سال آينده استثناء ميشود.
س 961: سه برادر، خانه سه طبقهاي خريداري نموده و در يک طبقه ساکن شده و دو طبقه ديگر را اجاره، دادهاند. آيا به دو طبقه مورد اجاره خمس تعلق ميگيرد يا خير؟ و آيا جزء مؤونه آنها محسوب ميشود؟
اگر خانه را از محل درآمد سالانه شان براي سکونت تهيه نمودهاند و فعلا به خاطر نياز به مخارج زندگي اجاره دادهاند، به آن خمس تعلق نميگيرد، ولي اگر بعضي طبقات آن را به قصد اجاره دادن ساخته يا تهيه کردهاند تا اجاره آن را صرف هزينههاي زندگي کنند، آن مقدار از خانه حکم سرمايه را دارد، که خمس دارد.
س 962: شخصي مالک مقداري گندم بوده که خمس آن را پرداخت نموده و هنگام برداشت محصول جديد، همان گندم مخمس را مصرف ميکرده و به جاي آن گندم جديد ميگذاشته و چندين سال به همين ترتيب عمل نموده است، آيا به گندمي که به جاي گندم مصرف شده ميگذاشته، خمس تعلق ميگيرد؟ و در صورت تعلق خمس، آيا همه آن خمس دارد؟
گندمي را که خمس آن را پرداخته، اگر مصرف کند، نميتواند معادل آن از گندم جديد را از خمس استثنا کند. بنابراين آنچه را که از گندم جديد مصرف مؤونه سال خود کرده، خمس ندارد، و آنچه که از آن تا سر سال خمسي باقي مانده، خمس دارد.
س 963: من به توفيق خداوند هر سال خمس اموالم را ميپردازم، ولي در طي سالهائي که اقدام به محاسبه خمس اموالم کردهام، هميشه در حساب آنها شک داشتهام، اين شک چه حکمي دارد؟ آيا واجب است امسال همه اموال نقد خود را حساب کنم يا اينکه به شک در اين مسأله اعتنا نميشود؟
اگر در صحت حساب خمس منفعت کسب سالهاي گذشته شک داشته باشيد، به آن اعتنا نميشود و پرداخت مجدد خمس بر شما واجب نيست. ولي اگر در منفعت کسب شک داشته باشيد که آيا جزء منفعت کسب سالهاي قبل است که خمس آن پرداخت شده، يا جزء منفعت کسب امسال است که خمس آن داده نشده، بر شما واجب است که احتياطا خمس آن را بپردازيد، مگر اينکه احراز کنيد که خمس آن را قبلا پرداخته ايد.
س 964: اگر مثلا فرشي را با مال مخمس به قيمت ده هزار تومان بخرم و بعد از مدتي آن را به پانزده هزار تومان بفروشم، آيا پنج هزار تومان اضافه بر مال مخمس، جزء منعفت کسب محسوب ميشود و خمس به آن تعلق ميگيرد؟اگر آن را به قصد فروش خريدهايد، آن مقداري که بيشتر از قيمت خريد است، جزء منفعت کسب محسوب ميشود و در زائد بر مؤونه سال، خمس واجباست.
س 965: آيا کسي که براي هر يک از درآمدهاي خود سال خمس جداگانهاي قرارداده، جايز است خمس سودي را که سر سال خمسي آن رسيده، از سودهاي ديگري که سال بر آنها نگذشته است، بپردازد؟ در صورتي که بداند اين درآمدها به طور کامل تا پايان سال باقي ميمانند و چيزي از آنها صرف مؤونه نميشود، چه حکمي دارد؟
هرگاه بخواهد خمس منفعت يک کسب را از درآمد کسب ديگر بپردازد، بايد خمس مبلغ پرداختي را نيز بپردازد و درآمدهائي که چيزي از آن به مصرف هزينههاي زندگي نميرسد، مخير است بين اينکه خمس آن را هنگام حصول آن بپردازد يا تا رسيدن سال خمسي، صبر کند.
س 966: شخصي مالک ساختمان دو طبق هاي است، و خودش در طبقه بالا سکونت دارد و طبقه پايين را به شخص ديگري داده است و به علت بدهکاري مبلغي از او قرض گرفته بدون اينکه اجارهاي بگيرد، آيا به اين مبلغ خمس تعلق ميگيرد؟
واگذاري استفاده مجاني از خانه به کسي به خاطر اينکه مالي از او قرض گرفته است، وجه شرعي ندارد، و به هر حال مالي که قرض گرفته است، خمس ندارد.
س 967: مکاني را براي معاينه پزشکي بيماران از اداره اوقاف و متولي وقف به مبلغ معيني در هر ماه اجاره کردهام و مبلغي پول هم به عنوان پذيره از من گرفتهاند، با توجه به اينکه در حال حاضر اين پول از ملک من خارج شده و هيچگاه مالک آن نخواهم شد، آيا خمس به آن تعلق ميگيرد؟
اگر پرداخت اين مبلغ در حکم قيمت انتقال سرقفلي باشد و از منفعت کسب باشد، واجب است که خمس آن پرداخت شود.
س 968: شخصي براي احياي زمين موات جهت کاشت درختان ميوه به اميد استفاده از حاصل آن اقدام به حفر چاه عميق نموده است، با توجه به اينکه اين درختان بعد از چند سال ديگر ثمر ميدهند و هزينه زيادي هم دارند، اين شخص مبلغي بيش از يک ميليون تومان صرف آن نموده است. وي تاکنون حساب سال نداشته، ولي در حال حاضر که تصميم گرفته براي اداي خمس، اموالش را حساب کند، ميبيند که قيمت چاه و زمين و باغ بر اثر تورم، معادل چندين برابر هزينه اوليه شده است، بنابراين اگر مکلّف به پرداخت خمس قيمت فعلي آنها شود، توانائي آن را ندارد و اگر مکلّف به دادن خمس از عين زمين و باغ و غير آن شود، در مضيقه و سختي ميافتد، زيرا خود را به زحمت انداخته و به اميد استفاده از ثمرات آن براي تأمين مخارج زندگي خود و خانوادهاش متحمل هزينهها و مشکلاتي شده است، تکليف او نسبت به خمس اموالش چيست؟ چگونه خمس خود را حساب کند تا به راحتي بتواند آن را بپردازد؟
زمين مواتي را که به قصد تبديل آن به باغ ميوه احياء نمود، بعد از کم کردن مخارج احياي آن، خمس دارد، و مخير است که خمس زمين را از عين آن بدهد و يا از قيمت فعلي آن. و همچنين چاه، لوله آب، پمپ آب، نهالها و کاشت و پرورش آن و مانند آن، به قيمت عادلانه فعلي خمس دارد، و اگر پرداخت يکباره خمس براي او مقدور نيست، ميتواند بعد از دستگردان با يکي از وکلاي ما، آن را به تدريج و به نحوي که برايش از لحاظ مقدار و مدت ممکن است، بپردازد.
س 969: شخصي حساب سال براي خمس نداشته و اکنون تصميم گرفته است که حساب سال داشته باشد، وي که از ابتداي ازدواج تا به حال بدهکار بوده است، خمس خود را چگونه محاسبه کند؟
اگر از گذشته تا به حال درآمدي بيشتر از مخارج زندگي نداشته، نسبت به گذشته چيزي بر عهده او نيست.
س 970: منافع و محصولات زمين و اموال موقوفه، از جهت خمس و زکات چه حکمي دارد؟
اعيان موقوفه مطلقا خمس ندارد، حتي اگر وقف خاص باشد، ثمره و نماء آن هم مطلقا خمس ندارد، و به نماء وقف عام قبل از قبض توسط موقوف عليه زکات تعلق نميگيرد، ولي بعد از قبض، پرداخت زکات آنچه از نماء وقف که قبض شده، در صورتي که واجد شرائط وجوب زکات باشد، واجب است، و در نماء وقف خاص هم اگر سهم هر يک از موقوف عليه به حد نصاب برسد، زکات واجباست.
س 971: آيا سهم سادات �کثر هم الله تعالي� و سهم امام �عليهالسلام� به منفعت کسب کودکان تعلق ميگيرد؟
بنابر احتياط بر آنان واجب است که بعد از رسيدن به سن بلوغ خمس منفعت کسب خود را که قبل از بلوغ به دست آوردهاند و تا زمان بلوغ بر ملک ايشان باقي مانده است، بپردازند.
س 972: آيا به ابزاري که در کار و کسب استفاده ميشود، خمس تعلق ميگيرد؟
ابزار و آلات کسب، حکم سرمايه را دارد که اگر از درآمد کسب تهيه شود، خمس دارد.
س 973: چند سال قبل مبلغي را جهت ثبت نام براي رفتن به حج به بانک واريز کرديم، ولي تاکنون موفق به تشرف نشدهايم و نميدانيم که آيا خمس آن را پرداختهايم يا خير، آيا در حال حاضر پرداخت خمس آن واجب است؟ آيا پولي که براي ثبت نام حج پرداخته ميشود و چند سال بر آن ميگذرد، خمس دارد يا خير؟
مبلغي که براي ثبت نام حج پرداخت ميشود، اگر به عنوان قيمت يا اجرت سفر حج بر اساس قرارداد منعقده با سازمان حج و زيارت باشد و از منفعت کسب همان سال شما باشد، و ثبت نام کننده با آن ولو پس از چند سال به حج برود، خمس ندارد.
س 974: کارمنداني که سر سال خمسي آنها در پايان ماه اسفند است و حقوق خود را پنج روز زودتر از سر سال خمسي ميگيرند تا در ماه اول سال جديد مصرف کنند، آيا پرداخت خمس آن واجب است؟
اگر حقوقي را که قبل از پايان سال دريافت ميکنند تا آخر سال خمسي در مؤونه مصرف نکنند، پرداخت خمس آن واجب است.
س 975: بسياري از دانشجويان براي حل مشکلات غيرقابل پيش بيني خود در هزينههاي زندگي صرفهجوئي ميکنند و در نتيجه مبلغ قابل توجهي از کمک هزينه تحصيلي که به آنها پرداخت ميگردد، جمع ميشود، سؤال اين است که با توجه به اين که اين مبلغ از طريق صرفه جوئي در پولي که وزارت آموزش عالي به آنها ميپردازد، جمع ميشود، آيا به آن خمس تعلق ميگيرد؟
کمک هزينه تحصيلي خمس ندارد.
https://www.uplooder.net/img/image/57/8d018bff053a5fe67c7ac3de81d7b75b/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(2).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/57/8d018bff053a5fe67c7ac3de81d7b75b/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(2).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 22:29
نحوه محاسبه خمس (https://www.uplooder.net/img/image/92/6703f044e08bc7db379581d07f9a792d/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(2).jpg)
س 976: تأخير پرداخت خمس تا سال آينده چه حکمي دارد؟
تأخير پرداخت خمس از سال خمسي به سال ديگر جايز نيست، هر چند هر وقت آن را بپردازد اداي بدهي حاصل ميشود. مکلف پس از رسيدن سال خمسي تا خمس مالش را نداده، نميتواند در آن تصرف کند، و اگر در آن قبل از پرداخت خمس تصرف کند، مقدار خمس آن را ضامن است، و چنانچه با عين مال غير مخمّس کالا يا زمين و يا مانند آنها بخرد، معامله در مقدار خمس فضولي و موقوف بر اجازه ولي امر خمس است، که پس از اجازه ولي امر بايد خمس آن کالا يا زمين را به قيمت فعلي حساب نمايد و آن را بپردازد.
س 977: من مالک مالي هستم که مقداري از آن نقد و مقدار ديگر به صورت قرض الحسنه نزد بعضي از افراد است و از طرفي به علت خريد زمين مسکوني مقروض هستم و بايد يکي از چکهاي آن را چند ماه ديگر بپردازم، آيا جايز است بدهي زمين را از مبلغ مذکور (نقد و قرض الحسنه) کم کنم و خمس باقيمانده را بپردازم؟ همچنين آيا زميني که براي سکونت خريداري شده، خمس دارد؟
مالي که از درآمد سال به بعضي افراد قرض دادهايد، اگر تا سر سال خمسي قابل وصول نباشد، پرداخت خمس آن تا وصول نشده است، واجب نيست و اموالي که از درآمد سال در دست شماست جايز است که از آن، قبل از رسيدن سر سال خمسي، بدهي خود را که مهلت آن چند ماه ديگر ميرسد، بپردازيد، ولي اگر در اثناي سال آن را در اداي قرض مصرف نکنيد و سر سال خمسي شما برسد، نميتوانيد قرض خود را از آن مبلغ استثنا کنيد، بلکه واجب است خمس همه آن را بپردازيد. ولي اگر بنا داريد تمام يا قسمتي از آن را تا چند ماه ديگر صرف اداي بدهي خود نمائيد و چنانچه بخواهيد خمس آن را بپردازيد، باقيمانده وافي براي اداي بدهي نيست و از اين بابت در زحمت و مشقت قرار ميگيريد، در اين صورت پرداخت خمس آنچه را که ميخواهيد صرف اداي بدهي نمائيد، واجب نيست. اما زميني که براي سکونت مورد نياز از درآمد بين سال تهيه ميشود، خمس ندارد.
س 978: از آنجا که تا کنون ازدواج نکردهام، آيا جايز است مقداري از مالي را که در حال حاضر دارم، براي هزينههائي که در آينده به آنها نياز دارم، پس انداز کنم؟
پس انداز درآمد سال اگر براي هزينه ازدواج در چند ماه آينده باشد، به نحوي که اگر خمس آن را بپردازيد نتوانيد تمام هزينه ازدواج را تأمين نمائيد، خمس ندارد.
س 979: سر سال خمسي من آخر ماه دهم از هر سال است، آيا حقوق ماه دهم را که در آخر آن ميگيرم، خمس دارد؟ اگر بعد از دريافت، مقدار باقيمانده آن را (که طبق عادت، هر ماه پس انداز ميشود) به همسرم هديه کنم، آيا خمس به آن تعلق ميگيرد؟
حقوقي که قبل از سال خمسي دريافت ميکنيد و يا قبل از آخرين روز سال خمسي قابل دريافت است، پرداخت خمس مقدار زائد بر مؤونه سال آن واجب است. اما آنچه به همسر خود يا به ديگري هديه مينمائيد، اگر صوريو به قصدفرار از خمسنباشد و بهمقدار مناسببا شأنعرفيشما باشد، خمس ندارد.
س 980: پول يا کالاي مخمسي دارم که اقدام به مصرف آن کردهام، آيا جايز است در پايان سال، مقداري از درآمد سال به جاي آن پول يا کالائي که خمس آن پرداخت شده، استثنا شود؟
چيزي از درآمد سال به جاي مال مخمسي که مصرف شده، استثنا نميشود.
س 981: اگر مالي که خمس ندارد مانند جايزه و مانند آن، با سرمايه مخلوط شود، آيا در پايان سال خمسي جايز است که آن را از سرمايه استثنا کرد و سپس خمس بقيه اموال را پرداخت؟
استثناي آن اشکال ندارد.
س 982: سه سال پيش مغازهاي را با مالي که خمس آن پرداخت شده، افتتاح کردم و سر سال خمسيام هم پايان سال شمسي يعني شب عيد نوروز است، و تاکنون هرگاه سر سال خمسيام رسيده، مشاهده کردهام که همه سرمايهام به صورت قرض بر عهده مردم است و در عين حال خودم هم مبلغ زيادي بدهکارم، اميدواريم ما را نسبت به تکليفمان راهنمائي فرمائيد.
اگر سر سال خمسي چيزي از سرمايه و سود نزد شما نباشد و يا چيزي بر سرمايه شما افزوده نشده باشد، پرداخت خمس بر شما واجب نيست و طلب هاي شما که ناشي از فروش نسيه کالا به مردم است، جزء درآمد سالي محسوب ميشود که آنها را دريافت ميکنيد.
س 983: تعيين قيمت کالاهاي موجود در مغازه، هنگام حساب سال خمسي، مشکل است، چگونه بايد آن را حساب کرد؟
تعيين قيمت اجناس موجود در مغازه به هر صورت ممکن هر چند با تخمين، براي محاسبه درآمد سال که بايد خمس آن پرداخت شود، واجب است.
س 984: اگر چند سال درآمد سالانهام را محاسبه نکنم تا اينکه اموال من نقد و سرمايهام زياد شود و بعد از آن، خمس غير از سرمايه قبلي ام را بپردازم، آيا اين کار اشکال دارد؟
اگر در اموال شما هنگام رسيدن سال خمسي، خمس هر چند به مقدار کم باشد، تا خمس آن را نپردازيد، حق تصرف در آن اموال را نداريد، و اگر با عين آن اموال قبل از پرداخت خمس خريد و فروش کنيد، معامله نسبت به مقدار خمس آن، فضولي و متوقف بر اجازه ولي امر خمس است.
س 985: خواهشمنديم آسانترين راه ممکن براي پرداخت خمس توسط صاحب مغازه را بيان فرمائيد.
هر چه کالا و پول نقد دارد، در سر سال خمسي حساب کرده و قيمت گذاري ميکند و سپس مجموعه آن را با سرمايه اصلي ميسنجد، اگر چيزي اضافه بر سرمايه موجود باشد، سود محسوب ميشود و به آن خمس تعلق ميگيرد.
س 986: سر سال خمسيام را اول ماه سوم سال گذشته قرار دادهام و در همين تاريخ براي محاسبه خمس سود حساب بانکيام مراجعه کردم، آيا اين روش براي حساب سال مالي درست است؟
ابتداي سال خمسي شما، روزي است که براي اولين بار سود قابل دريافت براي شما حاصل شده است، و تأخير ابتداي سال از آن روز براي شما جايز نيست.
س 987: اگر وسائل و چيزهاي مورد نياز زندگي مانند ماشين، موتور، فرش که خمس آن داده نشده است، فروخته شود، آيا پس از فروش بايد خمس آنها فورا پرداخت شود؟
وسايل ذکر شده اگر جزو احتياجات زندگي بوده و از درآمد بين سال آن را تهيه کرده است، پول فروش آن خمس ندارد، ولي اگر وسايل را با پولي که سال بر آن گذشته بدون اداي خمس تهيه کرده، بايد خمس پول خريد آنها را بدهد، هر چند آن وسايل را نفروشد و اگر حساب سال نداشته در مورد پول خريد آنها بايد با يکي از نمايندگان ما مصالحه نمايد.
س 988: کسي که نياز به تهيه يکي از لوازم خانگي مانند يخچال دارد و استطاعت خريد آن را يکجا ندارد و ماهيانه پولي پسانداز مينمايد تا وقتي که پول به حد لازم رسيد، آن را خريداري نمايد، اکنون که سال خمسي او رسيده، آيا به پولي که به اين منظور کنار گذاشته شده، خمس تعلق ميگيرد؟
پول پس انداز شده اگر جهت تهيه مايحتاج زندگي در آينده نزديک (مثلا دو تا سه ماه پس از پايان سال خمسي) مورد نياز باشد، خمس ندارد.
س 989: اگر کسي قبل از سال خمسياش، مقداري از درآمد خود را به کسي قرض دهد و بعد از گذشت چند ماه از سر سال خمسي خود آن را دريافت کند، اين مبلغ چه حکمي دارد؟
پرداخت خمس قرض پس از گرفتن آن از بدهکار، واجباست.
س 990: اشيائي را که انسان در طول سال خمسي ميخرد و سپس آن را بعد از سال خمسياش ميفروشد، چه حکمي دارد؟
اشياء ياد شده اگر جزو لوازم زندگي است و جهت استفاده شخصي خريده است، خمس ندارد؛ ولي اگر آن را براي فروش خريده و فروش آن هم تا سر سال خمسي ممکن است، پرداخت خمس سود آن واجب است. در غير اين صورت، تا آن را نفروخته، خمس ندارد و هنگامي که آن را فروخت، سود حاصل از فروش آن از درآمدهاي همان سال فروش محسوب ميشود.
س 991: اگر کارمندي حقوق سال خمسي خود را بعد از رس
يدن آن دريافت کند، آيا دادن خمس بر او واجب است يا خير؟
اگر تا سر سال خمسي قابل دريافت باشد، پرداخت خمس آن واجب است، هر چند هنوز آن را نگرفته باشد؛ در غير اين صورت، جزء درآمدهاي سالي که آن را دريافت ميکند، محسوب ميشود.
س 992: خمس سکههاي طلا که قيمت آنها هميشه در حال تغيير است، چگونه است؟
اگر قصد دارد خمس را از قيمت آنها بدهد، ملاک، قيمت روز پرداخت است.
س 993: اگر شخصي سال مالي خود را به قيمت طلا محاسبه نمايد، به طور مثال اگر همه سرمايهاش معادل با صد سکه طلا از نوع بهار آزادي باشد که مقدار بيست سکه از آن را به عنوان خمس پرداخته و هشتاد سکه مخمس باقي بماند و در سال بعد اگر قيمت سکه افزايش يابد (ولي سرمايه او معادل همان هشتاد سکه است)، آيا به آن خمس تعلق ميگيرد؟ آيا واجب است که خمس افزايش قيمت را بپردازد؟
ملاک در استثناي سرمايه مخمس، همان سرمايه اصلي است. اگر سرمايه اصلي که با آن کار ميکند، سکههاي طلا از نوع مثلا بهار آزادي باشد، در سر سال مالي سکههاي مخمس استثنا ميشوند، هر چند قيمت آنها به واحد ريال نسبت به سال گذشته، افزايش يافته باشد. ولي اگر سرمايه او پول نقد يا کالا باشد که در سر سال خمسي آن را با سکههاي طلا مقايسه کرده و خمس آن را داده باشد، بايد در سر سال خمسي آينده فقط قيمت سکه هاي طلا را که سال گذشته آنها را حساب کرده، استثنا کند نه تعداد سکهها را. بنابراين اگر قيمت سکهها در سال آينده افزايش يابد، مقدار افزايش قيمت، استثنا نميشود، بلکه سود محسوب شده و پرداخت خمس آن واجب است.
https://www.uplooder.net/img/image/92/6703f044e08bc7db379581d07f9a792d/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(2).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/92/6703f044e08bc7db379581d07f9a792d/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(2).jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-25, 22:31
تعيين سال مالي (https://www.uplooder.net/img/image/16/fee72846bd71f5e011e70855c17f014d/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_%28.jpg)
س 994: کسي که اطمينان دارد به اينکه چيزي از درآمد سالانهاش تا پايان سال باقي نميماند، بلکه تمامي درآمد و منفعت او در خلال سال خرج هزينههاي زندگي او ميشود، آيا واجب است براي خود سال خمسي تعيين کند؟ کسي که بر اثر اطمينان به اينکه چيزي از درآمدش زياد نميآيد، سال خمسي تعيين نکرده، چه حکمي دارد؟
ابتداي سال خمسي با تعيين از جانب مکلّف مشخص نميشود، بلکه يک امر واقعي است که براي کسي که شغل او کاسبي است با شروع کاسبي و براي کشاورز با رسيدن وقت برداشتِ محصول و براي کارگر و کارمند با دستيابي به اولين درآمد، آغاز ميشود. حساب سر سال خمسي و محاسبه درآمد سالانه واجب مستقلي نيست، بلکه راهي براي شناخت مقدار خمس است و وقتي محاسبه واجب ميشود که بداند خمسي به او تعلق گرفته، ولي مقدار آن را نميداند و اگر از منفعت کسب چيزي نزد او نماند و همه آن در مؤونه زندگي مصرف شود، خمس هيچکدام از آنها بر او واجب نيست.
س 995: آيا ابتداي سال مالي همان ماه اول کار است يا اولين ماهي که حقوق دريافت ميکند؟
شروع سال خمسي حقوق بگيران اعم از کارگران و کارمندان و غيره همان روز اولي است که مزد يا حقوق خود را دريافت ميکنند و يا ميتوانند دريافت نمايند.
س 996: تعيين ابتداي سال براي پرداخت خمس چگونه است؟
شروع سال خمسي نياز به تعيين از سوي خود مکلف ندارد، بلکه خود بخود بر اساس چگونگي حصول درآمد سالانه متعيّن ميشود. بنابراين ابتداي سال خمسي امثال کارگران و کارمندان از اولين روز امکان دريافت اولين درآمد از درآمدهاي کار و کارمندي است، و سال خمسي تجّار و مغازه داران از تاريخ شروع به خريد و فروش و سال خمسي امثال کشاورزان از تاريخ برداشت اولين محصول کشاورزي سال شروع ميشود.
س 997: آيا تعيين سال خمسي بر جوانان مجردي که با پدر و مادر خود زندگي ميکنند، واجب است؟ ابتداي سال خمسي آنان از چه زماني است و چگونه بايد آن را حساب کنند؟
اگر جوان مجرد درآمد شخصي هر چند به مقدار کم داشته باشد، واجب است که سال خمسي تعيين نموده و درآمد سالانه خود را محاسبه کند تا در صورتي که چيزي از درآمد تا پايان سال باقي ماند، خمس آن را بپردازد و ابتداي سال خمسي او هنگام حصول اولين درآمد است.
س 998: آيا زن و شوهري که حقوق خود را به طور مشترک در امور منزل مصرف ميکنند، ميتوانند سال خمسي مشترک داشته باشند؟
هر يک از آنان سال خمسي مستقلي به حساب درآمد خودش دارد، و واجب است، هر کدام خمس باقيمانده حقوق و درآمد سالانه خود را در پايان سال خمسي بپردازد.
س 999: من زني خانهدار و مقلد حضرت امام �قدس سره� هستم و همسرم سال خمسي دارد که در آن هنگام خمس اموال خود را ميپردازد و من نيز گاهي درآمدي دارم، آيا ميتوانم براي خودسال خمسي جهت پرداخت خمس قرار دهم و ابتداي آن را زمان دستيابي به اولين سودي که خمس آن را ندادهام، قرار دهم و در پايان سال خمس باقيمانده را بعد از کم کردن مؤونه بپردازم؟ آيا به آنچه در طول سال خرج زيارت، هديه و مانند آن کردهام، خمس تعلق ميگيرد؟
بر شما واجب است که زمان دستيابي به اولين درآمد سال را ابتداي سال خمسي خود قرار دهيد، و هر چه را در طول سال از منفعت کسب خرج مصارف شخصي خود از قبيل آنچه ذکر کردهايد، ميکنيد خمس ندارد و هر چه از منفعت کسب سال، از مؤونه و مخارج سالانهتان تا سر سال زياد بيايد، واجب است که خمس آن را بپردازيد.
س 1000: آيا سال خمسي بايد شمسي باشد يا قمري؟
مکلّف در اين مورد مخيّر است.
س 1001: شخصي ميگويد که سر سال خمسياش ماه يازدهم سال بوده است، ولي بر اثر فراموش کردن آن، قبل از پرداخت خمس در ماه دوازدهم براي خانهاش فرش و ساعت و موکت خريده است و در حال حاضر تصميم گرفته که سال خمسي اش را به ماه رمضان تغيير دهد، اشاره به اين نکته لازم است که اين شخص مبلغ هشتاد و سه هزار تومان سهمين مربوط به سال گذشته و امسال بدهکار است که آن را به صورت قسطي ميپردازد، نظر شريف حضرتعالي راجع به سهم امام و سادات کالاهاي مذکور چيست؟
تقديم و تأخير سال خمسي جايز نيست مگر با اجازه ولي امر خمس و بعد از حساب مدت گذشته و مشروط است به اينکه موجب وارد شدن ضرر به صاحبان خمس نشود، و در مورد اجناسي که پول پرداختي بابت خريد آن از درآمد سال قبل بوده است، بايد خمس آن پولها پرداخت شود.
س 1002: آيا انسان ميتواند خودش خمس مالش را حساب نموده و سپس آنچه را بر او واجب است به وکلاي جنابعالي بپردازد؟
اشکال ندارد.
https://www.uplooder.net/img/image/16/fee72846bd71f5e011e70855c17f014d/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_(.jpg (https://www.uplooder.net/img/image/16/fee72846bd71f5e011e70855c17f014d/hasan_ali_ebrahimi_said_930315_%28.jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-28, 22:20
خمس (https://www.uplooder.net/img/image/29/96b306a910f723f13122af5cccee59e5/hasan_ali_ebrahimi_said_930201_%284%29.jpg)
س 1003: با توجه به نظر مبارک حضرت امام راحل �قدس سره� و نظر مبارک حضرتعالي و بعضي فقهاي ديگر که امر و جوهات راجع به ولي امر مسلمين است، پرداخت وجوهات به غير ولي امر چه حکمي دارد؟
مقلدين هر يک از مراجع محترمِ تقليد دامت برکاتهم، اگر در پرداخت سهمين مبارکين به استناد فتواي مرجع تقليد خود عمل کنند، موجب برائت ذمه ميشود.
س 1004: آيا مصرف سهم مبارک سادات در امور خيريه ماننه ازدواج سادات، جايز است؟
سهم سادات مانند سهم مبارک امام عليه السلام در اختيار ولي امر مسلمين است و در صورتي که اذن خاص باشد، مصرف سهم سادات در آنچه ذکر شده، اشکال ندارد.
س 1005: آيا اجازه گرفتن از مجتهدي که مقلد از او تقليد ميکند، براي مصرف سهم امام عليه السلام در عمل خير مثلا در حوزه علميه يا دارالايتام، ضرورت دارد و يا اجازه هر مجتهدي کافي است؟ و اصولا آيا اجازه مجتهد ضروري است؟
اختيار سهمين مبارکين به طور کلي مربوط به ولي امر مسلمين است و کسي که بر عهده او و يا در مال وي مقداري حق امام عليه السلام يا سهم سادات باشد، بايد آن را به ولي امر خمس يا وکيلي که از طرف او اجازه دارد، تسليم کند، و اگر ميخواهد آن را در يکي از موارد مقرر مصرف کند، بايد ابتدا راجع به آن اجازه بگيرد، و در عين حال مکلّف بايد فتواي مرجع تقليد خود را در آن رعايت نمايد.
س 1006: آيا وکلاي حضرتعالي يا اشخاصي که وکيل در اخذ حقوق شرعي نيستند، مکلّف به دادن قبض رسيد سهمين به پرداخت کنندگان آن هستند يا خير؟
کساني که حقوق شرعي خود را به وکلاي محترم ما يا به اشخاص ديگر به قصد وصول به دفتر ما ميدهند، ميتوانند از آنها قبضي را که داراي مهر ما ميباشد، مطالبه کنند.
س 1007: هنگامي که خمس را به وکلاي حضرتعالي در منطقه تحويل ميدهيم، گاهي سهم امام عليه السلام را به ما بر ميگردانند و ميگويند که از طرف حضرتعالي در اين کار مجاز هستند، آيا مصرف مبلغي که به ما برگردانده شده، در امور خانواده جايز است؟
اگر در اجازه کسي که مدعي اجازه است، شک داريد، ميتوانيد به صورت محترمانه از او بخواهيد که اجازه خطي خود را به شما نشان بدهد و يا از او قبض رسيد را که مهر ما بر آن خورده، درخواست کنيد، اگر آنان طبق اجازهاي که از ما دارند عمل کردهاند، عملشان مورد تأييد است.
س 1008: شخصي ملکي را با مال غير مخمّس به قيمت بالائي خريده و مبلغ زيادي هم خرج اصلاح و تعمير آن کرده است و بعد آن را به فرزند غير بالغ خود هبه کرده و بطور رسمي به اسم او نموده است، با توجه به اينکه آن فرد در قيد حيات است، مسأله خمس مکلّف مذکور چگونه است؟
اگر آنچه را براي خريد ملک و اصلاح و تعمير آن صرف کرده، از درآمدهاي سال باشد و بخشش آن ملک به فرزندش در همان سال و متناسب با شأن عرفي او باشد، خمس ندارد. در غير اين صورت واجب است که خمس آن را بدهد.
سهم سادات و انتساب به آنان
س 1009: مادر من از سادات است، لطف فرموده امور ذيل را بيان فرمائيد:
- آيا من هم از سادات محسوب ميشوم؟
- آيا فرزندان من هر چقدر پائين روند، از سادات شمرده ميشوند؟
- بين کسي که از طرف پدر سيد است و کسي که از طرف مادر سيد است، چه تفاوتي وجود دارد؟
گرچه منتسبين به پيامبر اکرم �صلي الله عليه و آله� از طرف مادر هم از اولاد رسول اکرم �صلي الله عليه و آله� محسوب ميشوند، ولي ملاک ترتب آثار و احکام شرعي سيادت، انتساب از طرف پدر است.
س 1010: آيا فرزندان عباس بن علي بن ابي طالب عليهم السلام احکام ساير سادات را دارند، مثلا آيا طلبه علوم ديني که منسوب به اين خانواده است، ميتواند ملبس به لباس سادات شود؟ آيا اولاد عقيل بن ابي طالب هم اين حکم را دارند؟
کسي که از طرف پدر به عباس بن علي بن ابي طالب �عليهم السلام� منسوب است، سيد علوي ميباشد و همه سادات علوي و عقيلي، هاشمي هستند و حق استفاده از مزاياي خاص سادات هاشمي را دارند.
س 1011: به تازگي به سند شخصي يکي از فرزندان عموي پدرم دست يافتهام که در آن اسم صاحب سند شخصي با عنوان سيد ذکر شده، بنابراين و با توجه به اينکه در ميان فاميل مشهور است که ما از سادات هستيم و با قرينه بودن دليلي که اخيرا به آن دست يافتهام، خواهشمندم نظر مبارک خود را راجع به سيادت من بيان فرمائيد.
صرف ذکر عنوان سيّد در سندي که به نام يکي از اقوام نسبي شماست، حجت شرعي بر سيادت شما محسوب نميشود، و تا زماني که سيادت خود را با اطمينان يا با استناد به دليل شرعي احراز نکردهايد، احکام و آثار شرعي سيادت بر شما مترتب نميشود.
س 1012: کودکي را به فرزندي پذيرفته و نام او را علي گذاشتهام و براي گرفتن شناسنامه به اداره ثبت احوال مراجعه کردم و در آنجا براي فرزند خواندهام لقب سيد گذاشتند، ولي من به علت خوف از جدم رسول الله �صلي الله عليه و آله� آن را نپذيرفتم و در حال حاضر مردد هستم بين اينکه فرزند خواندگي آن طفل را رد کنم و يا اينکه مرتکب معصيت قبول سيادت کسي شوم که سيد نيست، کداميک از دو راه را انتخاب کنم؟ اميدوارم مرا راهنمائي فرمائيد.
بر فرزند خواندگي آثار شرعي بنوّت مترتب نميشود، و کسي هم که از طرف پدر واقعي اش سيّد نيست، آثار و احکام سيادت را ندارد، ولي به هر حال نگهداري کودک بي سرپرست شرعا عمل بسيار خوب و پسنديدهاي است.
موارد مصرف خمس، کسب اجازه، هديه و شهريه حوزوي
س 1013: بعضي از اشخاص از طرف خود اقدام به پرداخت قبض آب و برق سادات ميکنند، آيا احتساب آن از خمس جايز است يا خير؟
آنچه را تاکنون به قصد سهم سادات پرداختند، مورد قبول است، ولي براي موارد بعدي، قبل از پرداخت، لازم است کسب اجازه کنند.
س 1014: آيا حضرتعالي مصرف ثلث سهم مبارک امام عليه السلام را براي خريد و توزيع کتابهاي ديني، اجازه ميفرمائيد؟
اگر وکلاي مجاز ما تهيه و توزيع کتابهاي مفيد ديني را لازم بدانند، جايز است که از ثلثي که مجاز به صرف آن در موارد معين شرعي هستند، آن کار را انجام دهند.
س 1015: آيا جايز است سهم سادات به علويه فقيري که ازدواج کرده و فرزنداني دارد ولي شوهرش غير علوي و فقير است، داده شود، و آيا او ميتواند آن را صرف فرزندان و شوهرش نمايد؟
اگر شوهر بر اثر فقر نتواند نفقه همسرش را بدهد و همسر وي هم شرعا فقير باشد، ميتواند براي رفع نيازش، سهم سادات بگيرد و آن را براي خود و فرزندان و حتي شوهرش مصرف کند.
س 1016: گرفتن سهم امام �عليه السلام� و سهم سادات توسط اشخاصي که علاوه بر شهريه حوزه درآمدهاي ديگري که براي تأمين زندگي آنها کافي است داشته باشند، چه حکمي دارد؟
کسي که شرعا مستحق نبوده و مشمول مقررات شهريه حوزه هم نباشد، گرفتن سهمين براي او جايز نيست.
س 1017: زن علويهاي ادعا ميکند که پدرش در پرداخت هزينه خانوادهاش کوتاهي نموده و مجبور به گدائي در کنار مساجد شدهاند تا از اين طريق مالي به دست آورده و مصرف کنند. اهالي منطقه هم آن سيد را فردي ثروتمند، ولي خسيس نسبت به خانوادهاش ميدانند، آيا دادن نفقه آنان از سهم سادات جايز است؟ و بر فرض که پدر بگويد که بر من فقط دادن هزينه پوشاک و خوراک واجب است، ولي پرداخت بقيه مخارج مثل لوازم اختصاصي زنان و پول روزانه کودکان، واجب نيست، آيا ميتوان به مقدار رفع احتياج از سهم سادات به آنان داد؟
در صورت اول اگر نميتوانند نفقه خود را از پدرشان بگيرند، جايز است به مقدار نفقه از سهم سادات به آنان داده شود. همچنين در صورت دوم، اگر علاوه بر خوراک و پوشاک، به چيز ديگري که مناسب حالشان است، نياز داشته باشند، جايز است به مقدار رفع نياز از سهم سادات به آنان پرداخت شود.
س 1018: آيا اجازه ميفرمائيد که افرادي خودشان سهم سادات را به سادات فقير بدهند؟
کسي که سهم سادات بر عهده اوست، واجب است در پرداخت آن به مستحقين اجازه بگيرد.
س 1019: آيا مقلدين حضرتعالي در مصرف خمس ميتوانند سهم سادات را به سيد فقير بدهند يا اينکه بايد همه خمس يعني سهم سادات و سهم امام �عليه السلام� را تحويل وکيل شما بدهند تا در موارد شرعي آن مصرف کند؟
در اين رابطه فرقي بين سهم سادات و سهم مبارک امام �عليه السلام� نيست.
س 1020: آيا حقوق شرعي (خمس، ردّ مظالم، زکات) از شؤون حکومت است يا خير؟ و کسي که خمس بر عهده اوست، آيا ميتواند خودش سهم سادات و ردّ مظالم و زکات را به افراد مستحق بدهد؟
در زکات جايز است که خودش آنها را به فقراي متدين و عفيف بدهد، و در ردّ مظالم أحوط آن است که با اذن حاکم شرع باشد، ولي در خمس واجب است که همه آن را به دفتر ما و يا به يکي از وکلاي مجاز ما تحويل دهد تا در موارد شرعي که براي آن مقرر شده، مصرف شود، و يا در پرداخت آن به مستحقين اجازه بگيرد.
س 1021: آيا ساداتي که داراي شغل و کسبي هستند، استحقاق خمس دارند يا خير؟ اميدوارم توضيح فرمائيد.
اگر درآمد آنان براي زندگيشان به طور متعارف و مناسب با شأن عرفيشان کافي باشد، مستحق خمس نيستند.
س 1022: جواني بيست و پنج ساله و کارمند هستم، تا به حال مجرد بوده و با پدر و مادرم زندگي ميکنم، پدرم پيرمردي کهنسال و از کار افتاده است که درآمدي ندارد و چهار سال است که همه مخارج زندگي را من تأمين ميکنم. با توجه به اينکه نميتوانم هم خمس درآمد سالانه را بدهم و هم مخارج زندگي را تأمين کنم، و مبلغ نوزده هزار تومان هم از خمس درآمد سالهاي قبل بدهکارم و آن را يادداشت کردهام تا بعدا بپردازم، خواهشمندم توضيح فرمائيد که آيا جايز است خمس درآمدهاي سال را به نزديکان خود مثل پدر و مادر بدهم؟
اگر پدر و مادر شما قدرت مالي اداره امور زندگي خود را ندارند و شما توانائي کمک به آنان را داريد، کمک به آنان بر شما واجب ميشود، و آنچه را که جهت تأمين نفقه آنان ميپردازيد، جزو مؤونه شما محسوب است، ولي شرعا نميتوانيد آن را به جاي خمس که دادن آن هم واجب است، حساب نمائيد.
س 1023: مبلغي بابت سهم مبارک امام �عليه السلام� بر عهده من است که بايد آن را به حضرتعالي بپردازم، و از طرفي مسجدي هست که احتياج به کمک دارد، آيا اجازه ميفرمائيد که مبلغ مزبور را به امام جماعت آن مسجد بدهم تا در ساختمان و تکميل آن مصرف نمايد؟
در حال حاضر، سهمين مبارکين براي اداره حوزههاي علميه مورد نياز است. براي ساختمان مسجد و تکميل آن ميتوان از کمکهاي مؤمنين استفاده کرد.
س 1024: با توجه به اينکه احتمال ميدهيم پدر ما در زمان حيات خمس اموال خود را به طور کامل نپرداخته باشد، و ما قطعهاي از زمينهاي او را براي ساخت بيمارستان بخشيدهايم، آيا ميتوان آن زمين را از خمس اموال متوفّي حساب کرد؟
زمين مذکور به عنوان خمس محسوب نميشود.
س 1025: در چه مواردي بخشيدن خمس به کسي که آن را ميدهد، جايز است؟
سهم مبارک امام عليه السلام و سهم سادات، قابل بخشش نيست.
س 1026: شخصي در پايان سال خمسي، به طور مثال صد هزار تومان زائد بر مؤونه دارد که خمس آن را داده است، اگر در سال بعد مقدار آن به صد و پنجاه هزار تومان برسد، آيا در سال جديد بايد خمس پنجاه هزار تومان را بپردازد يا اينکه بايد دوباره خمس صد و پنجاه هزار تومان را بدهد؟
اگر مالي که خمس آن داده شده، در سال جديد مصرف نشود و باقي بماند، دوباره خمس ندارد، و اگر درآمد آن سال به طور مشترک با مال مخمس در مؤونه سال مصرف شود، واجب است که خمس باقيمانده در پايان سال به نسبت غير مخمّس به مخمّس پرداخت شود.
س 1027: طلاب علوم ديني که هنوز ازدواج نکردهاند و مسکني ندارند، اگر درآمدي از طريق تبليغ و کار يا سهم امام عليه السلام داشته باشند، آيا مشمول خمس است يا اينکه ميتوانند بدون پرداخت خمس، آن را به اين دليل که از وجوب خمس استثنا شده، براي هزينههاي ازدواج پس انداز کنند؟
حقوق شرعي که از طرف مراجع به طلّاب محترمي اهدا ميشود که مشغول تحصيل در حوزههاي علوم ديني هستند، خمس ندارد، ولي ساير درآمدهائي که از راه تبليغ و کار دارند، اگر تا سر سال خمسي باقي بماند، خمس آن واجب است.
س 1028: اگر شخصي پس اندازي داشته باشد که مخلوطي از مال مخمّس و غير مخمّس است و گاهي از آن براي مخارج خود برداشت کرده و گاهي هم به آن اضافه ميکند. با توجه به اينکه مقدار مال مخمّس معلوم است، آيا پرداخت خمس مجموع مبلغ باقيمانده واجب است يا اينکه بايد فقط خمس مال غير مخمّس را بدهد؟
واجب است که خمس مبلغ باقيمانده را به نسبت مال غير مخمّس به مخمّس، بپردازد.
س 1029: کفني را خريده و چندين سال مانده است، آيا پرداخت خمس آن واجب است يا اينکه فقط پرداخت خمس قيمت خريد آن واجب است؟
پولي که با آن کفن خريده، اگرمخمّس باشد، ديگر خمس ندارد وگرنه بايد خمس کفن را بپردازد.
س 1030: من طلبه علوم ديني هستم، مقداري پول داشتم که با آن و کمک ديگران و استفاده از سهم سادات و گرفتن قرض، توانستم خانه کوچکي بخرم و اکنون آن را فروختهام، اگر بر پول آن سال بگذرد و خانهاي نخرم، آيا به آن پول که آماده براي خريد خانه است، خمس تعلق ميگيرد؟
خانهاي که از شهريه حوزه علميه و کمک افراد خيّر و حقوق شرعي ديگر و قرض خريداري شده، پول فروش آن خمس ندارد.
https://www.uplooder.net/img/image/29/96b306a910f723f13122af5cccee59e5/hasan_ali_ebrahimi_said_930201_(4).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/29/96b306a910f723f13122af5cccee59e5/hasan_ali_ebrahimi_said_930201_%284%29.jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-28, 22:22
مسائل متفرقه خمس (https://www.uplooder.net/img/image/35/ae919303adbb8f7127478b2e1fa9bd2d/hasan_ali_ebrahimi_said_930201_%2810%29.jpg)
س 1031: من در سال 1341 شمسي از امام خميني �قدس سره� تقليد نموده و حقوق شرعي خود را طبق فتاواي ايشان به او ميپرداختم. در سال 1346 امام �قدس سره� در ضمن پاسخ به سؤالي درباره حقوق شرعي و ماليات، فرمودند که حقوق شرعي همان خمس و زکات است، ولي ماليات جزء حقوق شرعي نيست. در حال حاضر که در دوران جمهوري اسلامي به سر ميبريم، خواهشمنديم وظيفه ما را نسبت به حقوق شرعي مالي و ماليات بيان فرمائيد.
مالياتي که حکومت جمهوري اسلامي بر اساس قوانين و مقررات وضع ميکند، هر چند پرداخت آن بر کساني که قانون شامل آنان ميشود، واجب است، و مالياتِ پرداختي هر سال از مؤونه همان سال محسوب است، ولي از سهمين مبارکين محسوب نميشود، بلکه بر آنان دادن خمس درآمد سالانهشان در زائد بر مؤونه سال به طور مستقل، واجب است.
س 1032: آيا تبديل حقوق شرعي به ارزي که داراي قيمت ثابت است، با توجه به عدم ثبات قيمت برابري پولهاي ديگر، از نظر شرعي جايز است يا خير؟
اين کار براي شخصي که حقوق شرعي بر ذمّه دارد، جايز است، ولي بايد هنگام پرداختِ حقوقِ واجبِ شرعي خود، آن را به قيمت روزِ پرداخت محاسبه کند، ولي کسي که از طرف ولي امر در گرفتن حقوق شرعي وکيل است و به او اعتماد شده، نميتواند آنچه را دريافت کرده، به پول ديگري تبديل کند، مگر آنکه در اين کار مجاز باشد، و تغيير قيمت مجوّز شرعي تبديل آن نيست.
س 1033: در يک مؤسسه فرهنگي براي تأمين نيازهاي مالي آن در آينده، واحدي تجاري تشکيل شده که سرمايه آن از حقوق شرعي است، آيا پرداخت خمس درآمد آن واجب است؟ آيا مصرف خمس آن به نفع مؤسسه جايز است؟
تجارت با حقوق شرعي که واجب است به مصرف موارد مقرره شرعيه آن برسد و خودداري از مصرف آن، هر چند به قصد استفاده از منافع آن در يک مؤسسه فرهنگي باشد، بدون اجازه ولي امر خمس اشکال دارد، و در صورتي که با آن تجارت شود، سود حاصله تابع سرمايه است که بايد در همان موارد مصرف سرمايه صرف شود و خمس ندارد. بله، تجارت با هدايايي که به مؤسسه داده ميشود، اشکال ندارد، و سود و درآمد آن در صورتي که سرمايه ملک مؤسسه باشد، خمس ندارد.
س 1034: اگر در چيزي شک داشته باشيم که خمس آن را دادهايم يا خير، ولي ظنّ غالب به پرداخت خمس آن باشد، وظيفه ما چيست؟
اگر مشکوک از چيزهائي باشد که خمس به آن تعلق گرفته است، تحصيل يقين به پرداختِ خمس آن واجب است.
س 1035: هفت سال پيش مقداري خمس بر من واجب شد، و آن را با مجتهد دستگردان کرده و قسمتي از آن را پرداختم، بقيه آن بر ذمّهام باقي ماند و از آن تاريخ تاکنون نتوانستهام مبلغ باقيمانده را بپردازم، تکليف من چيست؟
مجرد عجز از پرداخت خمس، موجب فراغت ذمّه نميشود، بلکه واجب است که هر زماني که توانائي پرداختِ بدهي بابت خمس را داشتيد، آن را هر چند به تدريج بپردازيد.
س 1036: آيا مبلغي را که به عنوان خمس مالي که متعلق خمس نبوده، پرداختم، ميتوانم بابت خمس مالي که فعلا بدهکارم، حساب کنم؟
اگر در مصارف شرعي آن مصرف شده، بابت اداي بدهي کنوني شما از خمس محسوب نميشود.ولي اگر عين آن موجود باشد ميتوانيد آن را مطالبه نمائيد.
س 1037: آيا خمس و زکات بر کودکاني که هنوز به سن تکليف نرسيدهاند، واجب ميشود؟
زکات مال بر شخص غيربالغ واجب نيست، ولي اگر خمس به مال او تعلق بگيرد (مثل اينکه معدن يا حلال مخلوط به حرام باشد)، بر ولي شرعي او پرداخت آن واجب است، مگر خمسِ سودِ حاصل از تجارت با اموالِ او يا منافع کسبش که پرداخت آن بر ولي واجب نيست، بلکه بنابراحتياط در صورتيکه سود حاصله باقي بماند اداي خمس آن بر خود طفل بعد از رسيدن به سن تکليف، واجب است.
س 1038: اگر شخصي مقداري از حقوق شرعي و سهم امام عليه السلام و چيزهائي را که صرف آن در مصارف شرعيش بايد با اجازه يکي از مراجع باشد، در يکي از مؤسسات ديني يا ساختمان مدرسه يا مسجد يا حسينيّه مصرف کند، آيا شرعا حق دارد آنچه را که به عنوان اداي حقوق شرعي که بر عهده او بوده، به مصرف رسانده، پس بگيرد و يا زمين آن را پس بگيرد و يا اقدام به فروش ساختمان آن مؤسسه نمايد يا خير؟
اگر اموال خود را طبق اجازه کسي که واجب بود حقوق شرعي خود را به او تسليم نمايد، به نيتِ پرداختِ حقوقِ شرعي که بر عهده داشت، براي تأسيس مدرسه و مانند آن به مصرف رسانده است، حق پس گرفتن و تصرف مالکانه در آن را ندارد.
https://www.uplooder.net/img/image/35/ae919303adbb8f7127478b2e1fa9bd2d/hasan_ali_ebrahimi_said_930201_(10).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/35/ae919303adbb8f7127478b2e1fa9bd2d/hasan_ali_ebrahimi_said_930201_%2810%29.jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-28, 22:25
انفال
https://www.uplooder.net/img/image/52/68060b26325799fa2b4430b323bd04f2/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_(3).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/52/68060b26325799fa2b4430b323bd04f2/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_%283%29.jpg)
س 1039: بر اساس قانون زمين شهري: - زمينهاي باير جزء انفال محسوب و تحت تصرف حکومت اسلامي است. - زمينهاي باير و غير آن در شهرها اگر مالک خصوصي داشته باشد، در صورت نياز دولت و شهرداريها به آن ميتوانند آن را به قيمت متعارف در آن منطقه از مالکين استملاک نمايند. سؤال اين است: - اگر شخصي زمين بايري را که سند آن به نام او بوده، ولي بر اثر قانون زمين شهري از اعتبار ساقط شده است به عنوان سهم امام عليه السلام و سهم سادات بدهد، چه حکمي دارد؟ - اگر شخصي زميني اعم از باير يا داير داشته باشد و از طرف دولت يا شهرداري بر اساس قانون مجبور به فروش آن شود، ولي او آن را به عنوان سهم امام و سادات بدهد، چه حکمي دارد؟ زميني که در اصل موات است و شرعا ملک کسي که سند به نام اوست، نيست، واگذاري آن به عنوان خمس و احتساب آن به جاي بدهي خمس صحيح نيست. همچنين زمين ملکي که گرفتن آن توسط دولت يا شهرداري، با عوض يا بدون عوض، بر اساس قانون جايز است، مالک آن نميتواند آن را به عنوان خمس واگذار نمايد و به جاي بدهي خمس حساب کند. س 1040: اگر شخصي زميني را در کنار کارخانههاي آجرسازي براي استفاده از فروش خاک آن بخرد، آيا از انفال محسوب ميشود؟ بر فرض اينکه از انفال نباشد، با توجه به اينکه به نسبت ده درصد به شهرداري داده ميشود، آيا دولت حق مطالبه ماليات براي خاک آن دارد؟ زمين مورد معامله، اگر آباد و ملک خاص شرعي فروشنده باشد، گرچه با خريد آن ملک خاص خريدار ميشود و جزو أنفال محسوب نيست، ليکن پرداخت مالياتِ درآمدِ حاصل از فروش خاک آن، اگر مستند به قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي (در ايران) و مورد تأييد شوراي نگهبان قانون اساسي باشد، لازم است و دولت حق مطالبه آن را دارد. س 1041: آيا شهرداري حق بهرهبرداري اختصاصي از ماسهها و شنهاي کف رودخانهها براي آباداني و احداث شهر و غير آن را دارد، و در صورتي که اين حق را داشته باشند، اگر شخصي غير از شهرداري مدعي مالکيت آن باشد، آيا دعواي او مسموع است يا خير؟ اين کار براي شهرداريها جايز است و ادعاهاي مالکيت خصوصي کف و بستر رودهاي بزرگ و عمومي از سوي اشخاص پذيرفته نيست. س 1042: آيا حق اولويت عشائر در استفاده از چراگاههاي خود (هر قبيلهاي نسبت به چراگاه خودش) با کوچ کردن از آن و تصميم به بازگشت دوباره به آنجا از بين ميرود؟ با توجه به اينکه اين کوچ کردن از قديم بوده و در طول دهها سال ادامه داشته است. ثبوت حق اولويت شرعي براي آنان نسبت به چراگاه چهارپايانشان، بعد از کوچ کردن از آنجا، محل اشکال است و احتياط در اين مورد خوب است. س 1043: روستائي از نظر چراگاه و زمينهاي زراعي در مضيقه است و هزينههاي عمومي آن از راه فروش علفهاي چراگاه تأمين ميشود، اين وضعيت بعد از انقلاب اسلامي هم تاکنون استمرار داشته، ولي مسئولين آنان را از اين کار منع کردهاند، با توجه به فقر مادي اهالي روستا و باير بودن چراگاهها، آيا شوراي روستا حق دارد که اهالي را از فروش علفهاي چراگاه منع کرده و درآمد حاصل از فروش آن را براي تأمين هزينههاي عمومي روستا اختصاص دهد؟ علفهاي چراگاههاي عمومي طبيعي که سابقه ملکيت خصوصي ندارد، ملک اختصاصي کسي نيست و فروش آن از سوي کسي جايز نيست، ولي کسي که از طرفِ دولت، مسئول امور روستاست، ميتواند مبلغي را براي مصالح عمومي روستا از کساني که اجازه چراندن چهارپايان در آن مراتع را دارند، بگيرد. س 1044: آيا براي عشائر جايز است که چراگاههاي تابستاني و زمستاني را که از دهها سال پيش به صورت دورهاي در آن تردد دارند، به مالکيت خود در آورند؟ چراگاههاي طبيعي که کسي نسبت به آنها سابقه ملکيت اختصاصي ندارد، از انفال و اموال عمومي است که اختيار آن با ولي امر مسلمين است و سابقه تردد عشائر موجب مالکيت آنان نميشود. س 1045: خريد و فروش چراگاههاي عشائري در چه زماني صحيح است و در چه زماني صحيح نيست؟ خريد و فروش چراگاههايي که ملک کسي نيست و از انفال و اموال عمومي است، در هيچ حالي صحيح نيست. س 1046: شغل ما دامداري است که چهارپايان خود را در يکي از جنگلها ميچرانيم و بيشتر از پنجاه سال است که به اين کار مشغول هستيم، سندي نزد ما وجود دارد که دلالت ميکند که ما از طريق ارث مالک شرعي اين جنگل هستيم، سند مزبور هم يک سند قانوني است، بعلاوه اين جنگلها وقف اميرالمومنين و سيدالشهداء و ابوالفضل العباس �سلام الله عليهم اجمعين� است، و دامداران سالياني است که در اين جنگل زندگي ميکنند و خانههاي مسکوني و زمينهاي زراعي و بستان دارند. اخيرا جنگلبانان تصميم گرفتهاند ما را از آن اخراج نموده و بر آن مسلط شوند، آيا آنان حق اخراج ما را از اين جنگل دارند؟ از آنجائي که شرعا صحت وقف متوقف بر سابقه ملکيت شرعي است، همانگونه که انتقال از طريق ارث هم متوقف بر مالکيت شرعي مورّث است، لذا جنگلها و چراگاههاي طبيعي که تا به حال ملک کسي نبوده است و هيچگونه سابقه احيا و آباد کردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصي کسي محسوب نميشود تا وقفيّت آن صحيح باشد يا از طريق ارث انتقال يابد. به هر حال هر مقدار از جنگل که به صورت مزرعه يا مسکن و مانند آن احيا شده و ملک شرعي گرديده، اگر وقف باشد، حق تصرف در آن با متولّي شرعي آن است و اگر وقف نباشد حق تصرف در آن با مالک آن است، و اما آن مقدار از جنگل و مراتع که به صورت جنگل طبيعي يا مرتع طبيعي باقي مانده است، از انفال و اموال عمومي است و اختيار آن براساس مقررات قانوني، با دولت اسلامي است. س 1047: دامداراني که اجازه چراندن حيوانات خود را دارند، آيا جايز است که وارد مزرعههاي خصوصي کنار چراگاه شده تا خود و چهارپايان آنان از آب مزرعه، بدون رضايت مالک آن بنوشند؟ مجرد داشتن اجازه چراندن حيوانات در چراگاههاي مجاور املاک اشخاص، براي جواز ورود در ملک غير و استفاده از آب ملکي آن کافي نيست و اين کار براي آنان بدون رضايت مالک آن جايز نميباشد.
https://www.uplooder.net/img/image/52/68060b26325799fa2b4430b323bd04f2/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_(3).jpg
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-28, 22:26
انفال
https://www.uplooder.net/img/image/52/68060b26325799fa2b4430b323bd04f2/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_(3).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/52/68060b26325799fa2b4430b323bd04f2/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_%283%29.jpg)
س 1039: بر اساس قانون زمين شهري: - زمينهاي باير جزء انفال محسوب و تحت تصرف حکومت اسلامي است. - زمينهاي باير و غير آن در شهرها اگر مالک خصوصي داشته باشد، در صورت نياز دولت و شهرداريها به آن ميتوانند آن را به قيمت متعارف در آن منطقه از مالکين استملاک نمايند. سؤال اين است: - اگر شخصي زمين بايري را که سند آن به نام او بوده، ولي بر اثر قانون زمين شهري از اعتبار ساقط شده است به عنوان سهم امام عليه السلام و سهم سادات بدهد، چه حکمي دارد؟ - اگر شخصي زميني اعم از باير يا داير داشته باشد و از طرف دولت يا شهرداري بر اساس قانون مجبور به فروش آن شود، ولي او آن را به عنوان سهم امام و سادات بدهد، چه حکمي دارد؟ زميني که در اصل موات است و شرعا ملک کسي که سند به نام اوست، نيست، واگذاري آن به عنوان خمس و احتساب آن به جاي بدهي خمس صحيح نيست. همچنين زمين ملکي که گرفتن آن توسط دولت يا شهرداري، با عوض يا بدون عوض، بر اساس قانون جايز است، مالک آن نميتواند آن را به عنوان خمس واگذار نمايد و به جاي بدهي خمس حساب کند. س 1040: اگر شخصي زميني را در کنار کارخانههاي آجرسازي براي استفاده از فروش خاک آن بخرد، آيا از انفال محسوب ميشود؟ بر فرض اينکه از انفال نباشد، با توجه به اينکه به نسبت ده درصد به شهرداري داده ميشود، آيا دولت حق مطالبه ماليات براي خاک آن دارد؟ زمين مورد معامله، اگر آباد و ملک خاص شرعي فروشنده باشد، گرچه با خريد آن ملک خاص خريدار ميشود و جزو أنفال محسوب نيست، ليکن پرداخت مالياتِ درآمدِ حاصل از فروش خاک آن، اگر مستند به قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي (در ايران) و مورد تأييد شوراي نگهبان قانون اساسي باشد، لازم است و دولت حق مطالبه آن را دارد. س 1041: آيا شهرداري حق بهرهبرداري اختصاصي از ماسهها و شنهاي کف رودخانهها براي آباداني و احداث شهر و غير آن را دارد، و در صورتي که اين حق را داشته باشند، اگر شخصي غير از شهرداري مدعي مالکيت آن باشد، آيا دعواي او مسموع است يا خير؟ اين کار براي شهرداريها جايز است و ادعاهاي مالکيت خصوصي کف و بستر رودهاي بزرگ و عمومي از سوي اشخاص پذيرفته نيست. س 1042: آيا حق اولويت عشائر در استفاده از چراگاههاي خود (هر قبيلهاي نسبت به چراگاه خودش) با کوچ کردن از آن و تصميم به بازگشت دوباره به آنجا از بين ميرود؟ با توجه به اينکه اين کوچ کردن از قديم بوده و در طول دهها سال ادامه داشته است. ثبوت حق اولويت شرعي براي آنان نسبت به چراگاه چهارپايانشان، بعد از کوچ کردن از آنجا، محل اشکال است و احتياط در اين مورد خوب است. س 1043: روستائي از نظر چراگاه و زمينهاي زراعي در مضيقه است و هزينههاي عمومي آن از راه فروش علفهاي چراگاه تأمين ميشود، اين وضعيت بعد از انقلاب اسلامي هم تاکنون استمرار داشته، ولي مسئولين آنان را از اين کار منع کردهاند، با توجه به فقر مادي اهالي روستا و باير بودن چراگاهها، آيا شوراي روستا حق دارد که اهالي را از فروش علفهاي چراگاه منع کرده و درآمد حاصل از فروش آن را براي تأمين هزينههاي عمومي روستا اختصاص دهد؟ علفهاي چراگاههاي عمومي طبيعي که سابقه ملکيت خصوصي ندارد، ملک اختصاصي کسي نيست و فروش آن از سوي کسي جايز نيست، ولي کسي که از طرفِ دولت، مسئول امور روستاست، ميتواند مبلغي را براي مصالح عمومي روستا از کساني که اجازه چراندن چهارپايان در آن مراتع را دارند، بگيرد. س 1044: آيا براي عشائر جايز است که چراگاههاي تابستاني و زمستاني را که از دهها سال پيش به صورت دورهاي در آن تردد دارند، به مالکيت خود در آورند؟ چراگاههاي طبيعي که کسي نسبت به آنها سابقه ملکيت اختصاصي ندارد، از انفال و اموال عمومي است که اختيار آن با ولي امر مسلمين است و سابقه تردد عشائر موجب مالکيت آنان نميشود. س 1045: خريد و فروش چراگاههاي عشائري در چه زماني صحيح است و در چه زماني صحيح نيست؟ خريد و فروش چراگاههايي که ملک کسي نيست و از انفال و اموال عمومي است، در هيچ حالي صحيح نيست. س 1046: شغل ما دامداري است که چهارپايان خود را در يکي از جنگلها ميچرانيم و بيشتر از پنجاه سال است که به اين کار مشغول هستيم، سندي نزد ما وجود دارد که دلالت ميکند که ما از طريق ارث مالک شرعي اين جنگل هستيم، سند مزبور هم يک سند قانوني است، بعلاوه اين جنگلها وقف اميرالمومنين و سيدالشهداء و ابوالفضل العباس �سلام الله عليهم اجمعين� است، و دامداران سالياني است که در اين جنگل زندگي ميکنند و خانههاي مسکوني و زمينهاي زراعي و بستان دارند. اخيرا جنگلبانان تصميم گرفتهاند ما را از آن اخراج نموده و بر آن مسلط شوند، آيا آنان حق اخراج ما را از اين جنگل دارند؟ از آنجائي که شرعا صحت وقف متوقف بر سابقه ملکيت شرعي است، همانگونه که انتقال از طريق ارث هم متوقف بر مالکيت شرعي مورّث است، لذا جنگلها و چراگاههاي طبيعي که تا به حال ملک کسي نبوده است و هيچگونه سابقه احيا و آباد کردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصي کسي محسوب نميشود تا وقفيّت آن صحيح باشد يا از طريق ارث انتقال يابد. به هر حال هر مقدار از جنگل که به صورت مزرعه يا مسکن و مانند آن احيا شده و ملک شرعي گرديده، اگر وقف باشد، حق تصرف در آن با متولّي شرعي آن است و اگر وقف نباشد حق تصرف در آن با مالک آن است، و اما آن مقدار از جنگل و مراتع که به صورت جنگل طبيعي يا مرتع طبيعي باقي مانده است، از انفال و اموال عمومي است و اختيار آن براساس مقررات قانوني، با دولت اسلامي است. س 1047: دامداراني که اجازه چراندن حيوانات خود را دارند، آيا جايز است که وارد مزرعههاي خصوصي کنار چراگاه شده تا خود و چهارپايان آنان از آب مزرعه، بدون رضايت مالک آن بنوشند؟ مجرد داشتن اجازه چراندن حيوانات در چراگاههاي مجاور املاک اشخاص، براي جواز ورود در ملک غير و استفاده از آب ملکي آن کافي نيست و اين کار براي آنان بدون رضايت مالک آن جايز نميباشد.
https://www.uplooder.net/img/image/52/68060b26325799fa2b4430b323bd04f2/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_(3).jpg
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-28, 22:28
جهاد (https://www.uplooder.net/img/image/78/493903eaf877904b5128b813dc1b5975/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_%281%29.jpg)
https://www.uplooder.net/img/image/78/493903eaf877904b5128b813dc1b5975/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_(1).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/78/493903eaf877904b5128b813dc1b5975/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_%281%29.jpg)
س 1048: جهاد ابتدائي در زمان غيبت امام معصوم �عليه السلام� چه حکمي دارد؟
آيا جايز است که فقيه جامع الشرائط مبسوط اليد (ولي امر مسلمين) حکم به آن کند؟
بعيد نيست که حکم به جهاد ابتدائي توسط فقيه جامع الشرائطي که متصدّي ولايت امر مسلمين است، در صورتي که مصلحت آن را اقتضا کند، جايز باشد، بلکه اين نظر اقوي است.
س 1049: اقدام به دفاع از اسلام هنگام تشخيص خطر براي اسلام، بدون رضايت والدين چه حکمي دارد؟
دفاع از اسلام و مسلمين واجب است و متوقف بر اذن والدين نيست، ولي در عين حال سزاوار است که انسان تا ميتواند رضايت آنان را جلب کند.
س 1050: آيا اهل کتابي که در کشورهاي اسلامي زندگي ميکنند، حکم اهل ذمّه را دارند؟
آنان تا زماني که مطيع قوانين و مقررات دولت اسلامي که در حمايت آن زندگي ميکنند، باشند و کاري که منافي با أمان است، انجام ندهند، حکم معاهد را دارند.
س 1051: آيا جايز است که يکي از مسلمانان يک کافر کتابي يا غير کتابي، اعم از زن يا مرد را در سرزمين کفر يا سرزمين مسلمانان به تملک خود در آورد؟
اين کار جايز نيست، هر گاه کفّار به سرزمين اسلامي حمله کنند و کساني از آنان به دست مسلمين اسير شود، سرنوشت اسيران جنگي در دست حاکم اسلامي است و آحاد مسلمانان حق تعيين سرنوشت اسراء را ندارند.
س 1052: اگر فرض کنيم که حفظ اسلام ناب محمدي �صلي الله عليه و آله� متوقف بر ريختن خون نفس محترمي باشد، آيا اين کار جايز است؟
ريختن به ناحقِ خونِ نفسِ محترمه شرعا حرام است و با احکام اسلام ناب محمدي �صلي الله عليه و آله� تعارض دارد. بنابراين سخن مزبور که حفظ اسلام ناب محمدي متوقف بر ريختن خون انسان بيگناهي باشد، بي معني است، ولي اگر منظور از آن اقدام مکلّف به جهاد في سبيل الله عزّت آلاؤه و دفاع از اسلام ناب محمدي در مواردي که احتمال کشته شدن او وجود دارد، باشد، اين فرض موارد مختلفي دارد، اگر مکلف طبق تشخيص خود احساس کند که کيان اسلام در خطر است، بايد براي دفاع از اسلام قيام کند، حتي اگر در معرض کشته شدن باشد.
https://www.uplooder.net/img/image/78/493903eaf877904b5128b813dc1b5975/hasan_ali_ebrahimi_said_930131_(1).jpg
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-28, 22:30
امر به معروف و نهي از منکر
شرائط وجوب امر به معروف و نهي از منکر س 1053: اگر امر به معروف و نهي از منکر مستلزم بي آبروئي کسي که واجب را ترک کرده و يا فعل حرام را به جا آورده باشد، و موجب کاسته شدن احترام او در برابر مردم گردد، چه حکمي دارد؟ اگر در امر به معروف و نهي از منکر، شرائط و آداب آن رعايت شود و از حدود آن تجاوز نشود، اشکال ندارد. س 1054: بنابر اينکه وظيفه مردم در امر به معروف و نهي از منکر در نظام جمهوري اسلامي، اکتفا به امر به معروف و نهي از منکر زباني است و مراتب ديگر آن بر عهده مسئولين است، آيا اين نظريه، حکم از طرف دولت است يا فتوي؟ فتواي فقهي است. س 1055: آيا در مواردي که راه جلوگيري از وقوع منکر منحصر به ايجاد مانع بين فعل حرام و فاعل آن، و آن هم متوقف بر کتک زدن وي يا زنداني کردن و سخت گرفتن بر او و يا تصرف در اموال وي هر چند با تلف کردن آن باشد، ميتوان بدون کسب اجازه از حاکم، اقدام به آن از باب نهي از منکر نمود؟ اين موضوع حالات و موارد مختلفي دارد، به طور کلي مراتب امر به معروف و نهي از منکر، اگر متوقف بر تصرّف در نفس يا مال کسي که فعل حرام را بجا آورده نباشد، احتياج به کسب اجازه از کسي ندارد، بلکه اين مقدار بر همه مکلّفين واجب است. ولي مواردي که امر به معروف و نهي از منکر متوقف بر چيزي بيشتر از امر و نهي زباني باشد، اگر در سرزميني باشد که داراي نظام و حکومت اسلامي است و به اين فريضه اسلامي اهميت داده ميشود، احتياج به اذن حاکم و مسئولين ذيربط و پليس محلي و دادگاههاي صالح دارد.
س 1056: اگر نهي از منکر در امور بسيار مهم مانند حفظ نفس محترمه، متوقف بر کتک زدني که منجر به زخمي شدن مهاجم و احيانا قتل او باشد، آيا در اين موارد هم اذن حاکم شرط است؟
اگر حفظ نفس محترمه و جلوگيري از وقوع قتل، مستلزم دخالت فوري و مستقيم باشد، جائز بلکه شرعا از باب وجوب حفظ جان نفس محترمه واجب است و از جهت ثبوتي متوقف بر کسب اجازه از حاکم و يا وجود امر به آن نيست، مگر آنکه دفاع از نفس محترمه متوقف بر قتل مهاجم باشد که صورتهاي متعددي دارد که احکام آنها هم ممکن است متفاوت باشد.
س 1057: کسي که ميخواهد شخصي را امر به معروف و نهي از منکر نمايد، آيا بايد قدرت بر آن را داشته باشد؟ در چه زماني امر به معروف و نهي از منکر بر او واجب ميشود؟
آمر به معروف و نهي کننده از منکر بايد عالم به معروف و منکر باشد، و همچنين بداند که فاعل منکر هم به آن علم دارد و در عين حال عمدا و بدون عذر شرعي مرتکب آن ميشود، و زماني اقدام به امر ونهي واجب ميشود که احتمال تأثير امر به معروف و نهي از منکر در مورد آن شخص داده شود، و ضرري براي خود او نداشته باشد، و در اين مورد بايد تناسب بين ضرر احتمالي و اهميت معروفي را که به آن امر مينمايد يا منکري که از آن نهي ميکند، ملاحظه نمايد. در غير اين صورت، امر به معروف و نهي از منکر بر او واجب نيست. س 1058: اگر يکي از اقوام انسان مبادرت به ارتکاب معصيت کند و نسبت به آن لاابالي باشد، تکليف ما نسبت به رابطه با او چيست؟ اگر احتمال بدهيد که ترک معاشرت با او موقتا موجب خودداري او از ارتکاب معصيت ميشود، به عنوان امر به معروف و نهي از منکر واجب است، و در غير اين صورت ،قطع رحم جايز نيست. س 1059: آيا ترک امر به معروف و نهي از منکر بر اثر ترس از اخراج از کار، جايز است؟ مثلا با اينکه ميبيند مسئول يکي از مراکز آموزشي که با طبقه جوان در دانشگاه ارتباط دارد، مرتکب اعمال خلاف شرع ميشود و يا زمينه ارتکاب گناه در آن مکان را فراهم ميآورد. اگر او را نهي از منکر نمايد ترس آن دارد که از طرف مسئول مقدمات اخراج او از کار فراهم شود. به طور کلي اگر خوف دارد که در صورت اقدام به امر به معروف و نهي از منکر ضرر قابل توجهي متوجه خود او شود، انجام آن واجب نيست
س 1060: اگر در بعضي از محيطهاي دانشگاهي معروف ترک شود و معصيت رواج پيدا کند و شرائط امر به معروف و نهي از منکر هم وجود داشته باشد و امر کننده به معروف و نهي کننده از منکر شخصي مجرّد باشد که هنوز ازدواج نکرده است آيا به خاطر مجرّد بودن، امر به معروف و نهي از منکر از او ساقط ميشود يا خير؟
اگر موضوع و شرائط امر به معروف و نهي از منکر محقق باشد، تکليف شرعي و وظيفه واجب اجتماعي و انساني همه مکلفين است، و حالتهاي مختلف مکلّف مانند مجرّد يا متأهل بودن در آن تاثير ندارد، و به صرف اينکه مکلّف مجرد است، تکليف از او ساقط نميشود.
س 1061: اگر شخصي داراي نفوذ و موقعيت اجتماعي خاصي باشد که اگر بخواهد ميتواند بر معترضين به خود ضرر وارد سازد، و شواهدي هم دلالت کند بر اينکه وي مرتکب گناه و کارهاي خلاف و دروغگوئي ميشود، با اين وضع، آيا جايز است امر به معروف و نهي از منکر را در مورد او ترک کنيم يا اينکه با وجود ترس از ضرر رساندن او، واجب است او را امر به معروف و نهي از منکر کنيم؟
اگر ترس از ضرر منشاء عقلائي داشته باشد، مبادرت به امر به معروف و نهي از منکر واجب نيست، بلکه تکليف از شما ساقط ميشود. ولي سزاوار نيست کسي به مجرد ملاحظه مقام کسي که واجب را ترک کرده و يا مرتکب فعل حرام شده و يا به مجرد احتمال وارد شدن ضرر کمي از طرف او، تذکر و موعظه به برادر مؤمن خود را ترک کند. س 1062: گاهي در اثناي امر به معروف و نهي از منکر مواردي پيش ميآيد که شخص گناهگار بر اثر عدم آگاهي از واجبات و احکام اسلامي، با نهي از منکر، نسبت به اسلام بدبين ميشود، و اگر هم او را به حال خود رها کنيم، زمينه فساد و ارتکاب گناه توسط ديگران را فراهم ميکند، تکليف ما در اين موارد چيست؟ امر به معروف و نهي از منکر با رعايت شرائط آن يک تکليف شرعي عمومي براي حفظ احکام اسلام و سلامت جامعه است، و مجرّد توهم اينکه موجب بدبيني فاعل منکر يا بعضي از مردم نسبت به اسلام ميگردد، باعث نميشود که اين وظيفه بسيار مهم ترک شود. س 1063: اگر مأموراني که از طرف دولت وظيفه جلوگيري از فساد را بر عهده دارند، در انجام وظيفه خود کوتاهي کنند، آيا خود مردم ميتوانند اقدام به اين کار کنند؟ دخالت اشخاص ديگر در اموري که از وظائف نيروهاي امنيتي و قضائي محسوب ميشود، جايز نيست، ولي مبادرت مردم به امر به معروف و نهي از منکر با رعايت حدود و شرائط آن، اشکال ندارد.
س 1064: آيا وظيفه افراد در امر به معروف و نهي از منکر اين است که فقط به امر به معروف و نهي از منکر زباني اکتفا کنند؟ و اگر اکتفا به تذکر زباني واجب باشد، اين امر با آنچه در رسالههاي عمليه بخصوص تحرير الوسيله آمده است، منافات دارد، و اگر مراتب ديگرِ امر به معروف و نهي از منکر هم براي افراد در موارد لزوم جايز باشد، آيا در صورت نياز ميتوان همه مراتب مذکور در تحرير الوسيله را انجام داد؟
با توجه به اينکه در زمان حاکميت و اقتدار حکومت اسلامي ميتوان مراتب ديگر امر به معروف و نهي از منکر را که بعد از مرحله امر و نهي زباني هستند، به نيروهاي امنيتي داخلي (پليس) و قوه قضائيه واگذار کرد، بخصوص در مواردي که براي جلوگيري از ارتکاب معصيت چارهاي جز اعمال قدرت از طريق تصرف در اموال کسي که فعل حرام انجام ميدهد يا تعزير و حبس او و مانند آن نيست، در چنين زماني با حاکميت و اقتدار چنين حکومت اسلامي، واجب است مکلفين در امر به معروف و نهي از منکر به امر و نهي زباني اکتفا کنند، و در صورت نياز به توسل به زور، موضوع را به مسئولين ذيربط در نيروي انتظامي و قوه قضائيه ارجاع دهند و اين منافاتي با فتاواي امام راحل �قدسسره� در اين رابطه ندارد. ولي در زمان و مکاني که حاکميت و اقتدار با حکومت اسلامي نيست، بر مکلفين واجب است که در صورت وجود شرائط، جميع مراتب امر به معروف و نهي از منکر را با رعايت ترتيب آنها تا تحقق غرض انجام دهند.
س 1065: بعضي از رانندگان از نوارهاي موسيقي غنا و حرام استفاده ميکنند و عليرغم نصيحتها و راهنمائيها آن را خاموش نميکنند، خواهشمنديم نحوه برخورد مناسب با اين موارد و اين افراد را بيان فرمائيد، آيا برخورد شديد با آنان جايز است يا خير؟
با تحقق شرائط نهي از منکر، بر شما بيشتر از نهي زباني از منکر واجب نيست، و در صورتي که مؤثر واقع نشود، واجب است که از گوش دادن به غنا و موسيقي حرام اجتناب کنيد، و اگر به طور غير ارادي صداي موسيقي حرام و غنا به گوش شما برسد، چيزي بر شما نيست.
س 1066: من در يکي از بيمارستانها به کار مقدس پرستاري مشغولم، گاهي در بعضي از قسمتهاي محل کارم ملاحظه ميکنم که تعدادي از بيماران به نوارهاي موسيقي مبتذل و حرام گوش ميدهند، من آنان را نصيحت ميکنم که اين کار را نکنند و بعد از نصيحت مجدد آنان، چنانچه بي اثر باشد، نوار را از ضبط صوت بيرون آورده و پس از پاک کردن، آن را به آنان بر ميگردانم، آيا اينگونه برخورد جايز است يا خير؟
محو محتويات باطل براي جلوگيري از استفاده حرام از نوار، جايز است، ولي اين کار منوط به اجازه مالک يا حاکم شرع است.
س 1067: از بعضي از منازل صداي موسيقي شنيده ميشود که معلوم نيست جايز است يا خير، و گاهي صداي آن بلند است به طوري که باعث اذيت و آزار مؤمنين ميشود، وظيفه ما در برابر آن چيست؟ تعرض به داخل خانههاي مردم جايز نيست، و امر به معروف و نهي از منکر متوقف بر تشخيص موضوع و تحقق شرائط آن است.
س 1068: امر و نهي زناني که حجاب کامل ندارند، چه حکمي دارد، و در صورتي که انسان هنگام نهي زباني از تحريک شهوت خود بترسد، چه حکمي دارد؟
نهي از منکر متوقف بر نگاه با ريبه به زن نامحرم نيست، و بر هر مکلفي واجباست که از حرام اجتناب کند، بخصوص زماني که مبادرت به انجام فريضه نهي از منکر ميکند. کيفيت امر به معروف و نهي از منکر (https://www.uplooder.net/img/image/43/7b21c674b30e5d2e77733622dd1d942a/hasan_ali_ebrahimi_said_930131.jpg)
س 1069: وظيفه فرزند در برابر پدر و مادر و يا زن در برابر شوهرش، اگر خمس يا زکات اموال را نپردازند، چيست؟ آيا براي آنان تصرف در مالي که خمس يا زکات آن پرداخت نشده و مخلوط به حرام است با توجه به تأکيدات وارد در روايات مبني بر عدم استفاده از آن، به سبب آلوده کردن روح انسان جايز است؟
بر آنان واجب است که هنگام مشاهده ترک معروف يا انجام حرام توسط پدر و مادر يا شوهر، به امر به معروف و نهي از منکر در صورت تحقق شرائط آن مبادرت کنند، ولي تصرّف در اموال آنان اشکال ندارد، مگر آنکه يقين به وجود خمس يا زکات در خصوص مالي که مصرف ميکنند، داشته باشند، که در اين صورت واجب است که از ولي امر خمس و زکات نسبت به آن مقدار اجازه بگيرند. س 1070: روش مناسبي که بهتر است فرزند در برابر پدر و مادري که بر اثر عدم اعتقاد کامل به تکاليف ديني، به آنها اهميت نميدهند، اتخاذ نمايد، کدام است؟ واجب است که با زبان نرم و مراعات احترام ايشان به عنوان پدر و مادر، آنان را امر به معروف و نهي از منکر کند.
س 1071: برادر من مسائل شرعي و اخلاقي را رعايت نميکند و تاکنون نصيحت در او تأثيري نداشته است، وظيفه من هنگام مشاهده رفتارهاي او چيست؟
واجب است از اعمال خلاف شرع وي اظهار تنفر کنيد و او را به هر روش برادرانهاي که مفيد و مؤثر ميدانيد، موعظه کنيد، ولي قطع رحم، جائز نيست. س 1072: رابطه با اشخاصي که در گذشته مرتکب اعمال حرامي مانند شرب خمر شدهاند، چگونه بايد باشد؟ معيار وضعيت فعلي اشخاص است، اگر از آنچه انجام دادهاند، توبه کرده باشند، معاشرت با آنان مانند معاشرت با ساير مؤمنين است. ولي کسي که در حال حاضر هم مرتکب حرام ميشود، بايد او را از طريق نهي از منکر از آن کار منع کرد، و اگر از انجام فعل حرام اجتناب نميکند مگر با دوري جستن از او، قطع رابطه و ترک معاشرت با وي از باب نهي از منکر واجب ميشود.
س 1073: با توجه به هجوم مستمر فرهنگ غربي که در تضاد بااخلاق اسلامي است، و رواج بعضي از عادتهاي غيراسلامي، مثل به گردن آويختن صليب طلائي توسط بعضي از مردان، و يا استفاده بعضي از زنان از مانتو با رنگهاي زننده، و يا استفاده بعضي از مردان و زنان، از زيورآلات و عينکهاي تيره و ساعت هائي که جلب نظر ميکند و استفاده از آنها نزد عرف مردم قبيح است، و عدهاي از آنها حتي بعد از امر به معروف و نهي از منکر هم اصرار بر کار خود دارند، اميدواريم حضرتعالي روشي را که بايد در برابر اين افراد در پيش گرفت، بيان فرمائيد.
پوشيدن طلا يا آويختن آن به گردن بر مردان مطلقا حرام است، و پوشيدن لباسهائي که از نظر دوخت يا رنگ يا غير آن تقليد و ترويج فرهنگ مهاجمِ غير مسلمانان در نظر عرف محسوب ميشود، جايز نيست. همچنين استفاده از زيور آلاتي که استعمال آن تقليد از فرهنگ تهاجمي دشمنان اسلام و مسلمين محسوب شود، جايز نيست، و بر ديگران واجب است که در برابر اينگونه مظاهر فرهنگي تقليدي از بيگانگان مبادرت به نهي از منکر زباني کنند.
س 1074: گاهي مشاهده ميکنيم که دانشجوي دانشگاهي و يا کارمندي مرتکب فعل حرام ميشود، حتي بعد از تذکرات و راهنمائيهاي مکرر هم از کار خود دست برنميدارد، بلکه بر انجام کارهاي زشت که باعث ايجاد جو فاسد در دانشگاه است، اصرار ميورزد، نظر شريف جنابعالي درباره اِعمال بعضي از مجازاتهاي اداري مؤثر مثل ثبت در پرونده آنها چيست؟
با مراعات نظام داخلي دانشگاه اشکال ندارد، و بر جوانان عزيز لازم است که مسأله امر به معروف و نهي از منکر را جدي گرفته و شرائط و احکام شرعي آن را به دقت بياموزند و اين اصل را عام و فراگير نموده و روشهاي اخلاقي و مؤثر را براي تشويق فعل معروف و جلوگيري از ارتکاب محرمات به کار بگيرند، و از استفاده از آن براي اغراض شخصي بايد خودداري نمايند و بدانند که اين راه بهترين و مؤثرترين روش براي ترويج کار خير و جلوگيري از شرّ است. خداوند شما را به آنچه رضاي او در آن است، موفق بدارد.
س 1075: آيا جواب ندادن به سلام کسي که فعل حرام انجام ميدهد، براي تنبيه او جايز است؟
جوابِ سلامِ مسلمان شرعا واجب است، ولي اگر بر خودداري از جواب سلام به قصد نهي از منکر، عرفا نهي و منع از منکر صدق کند، جايز است.
س 1076: اگر براي مسئولين به طور قطعي ثابت شود که بعضي از کارمندان ادارات در خواندن نماز کوتاهي کرده و يا اصلا نماز نميخوانند و نصيحت و راهنمائي هم تأثيري نداشته باشد، در برابر اينگونه افراد چه وظيفهاي دارند؟
در عين حال واجب است که از تأثير مداومت بر امر به معروف و نهي از منکر با رعايت شرائط آن غفلت نکنند، در صورت نااميدي از تأثير امر به معروف نسبت به آنان، اگر بر حسب مقررات قانوني محروم ساختن اينگونه افراد از مزاياي شغلي مجاز باشد، بايد در مورد آنان اجرا شود و به آنان تذکر هم داده شود که اين محروميت بر اثر سستي و کوتاهيشان در انجام اين فريضه الهي اتخاذ شده است.
https://www.uplooder.net/img/image/43/7b21c674b30e5d2e77733622dd1d942a/hasan_ali_ebrahimi_said_930131.jpg (https://www.uplooder.net/img/image/43/7b21c674b30e5d2e77733622dd1d942a/hasan_ali_ebrahimi_said_930131.jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-31, 00:16
مسائل متفرقه امر به معروف و نهي از منکر (https://www.uplooder.net/img/image/15/d973209a0c98034aed02e992a3b92385/hasan_ali_ebrahimi_said_930226_%282%29.jpg)
س 1077: خواهرم مدتي است با مردي ازدواج کرده که نماز نميخواند و چون هميشه در جمع ما حضور دارد، مجبور به صحبت و معاشرت با وي هستم و گاهي بنا به درخواست خودش او را در بعضي از کارها کمک ميکنم، سؤال من اين است که آيا شرعا براي من سخن گفتن با وي و معاشرت و ياري کردن او جايز است؟ و نسبت به او چه تکليفي دارم؟
بر شما به جز مداومت بر امر او به معروف و نهي وي از منکر، در صورت تحقق شرائط آن، چيزي واجب نيست، و معاشرت و ياري کردن او اگر سبب تشويق بيشتر او بر ترک نماز نباشد، اشکال ندارد.
س 1078: اگر رفت و آمد و معاشرت علماي اعلام با ظالمين و سلاطين جور باعث کاهش ظلمشان شود، آيا جايز است يا خير؟
اگر براي عالم در اين موارد ثابت شود که ارتباط او با ظالم منجر به منع ظلم او ميشود و در نهي وي از منکر مؤثر است و يا مسأله مهمي مستلزم اهتمام و پيگيري آن نزد ظالم باشد، اشکال ندارد.
س 1079: چند سالي است که ازدواج کردهام و به مسائل شرعي و امور ديني اهميت فراواني ميدهم و مقلد امام راحل �قدس سره� هستم، ولي متأسفانه همسرم به مسائل ديني اهميت چنداني نميدهد، گاهي بعد از مشاجره لفظي، يک بار نماز ميخواند، ولي باز دوباره ترک ميکند و اين رفتار او مرا بسيار رنج ميدهد، وظيفه من در برابر او چيست؟
وظيفه شما فراهم نمودن زمينه اصلاح او به هر وسيله ممکن است، و بايد از هرگونه خشونت که حاکي از بداخلاقي و ناسازگاري شما باشد، خودداري کنيد، و اطمينان داشته باشيد که شرکت در مجالس ديني و رفت و آمد با خانوادههاي متديّن تأثير بسيار زيادي در اصلاح او دارد.
س 1080: اگر مرد مسلماني با استناد به قرائني اطلاع پيدا کند که همسرش با اينکه چندين فرزند دارد، به طور پنهاني مرتکب اعمال خلاف عفت ميشود، ولي دليل شرعي براي اثبات آن مثل شاهدي که حاضر به شهادت دادن باشد، در اختيار ندارد. با توجه به اينکه فرزندان او تحت تربيت چنين زني هستند، رفتار وي با او چگونه بايد باشد؟ در صورت شناسائي فرد يا افرادي که مرتکب اين عمل شنيع و مخالف احکام الهي شدهاند، با توجه به اينکه ادلّه قابل ارائه به دادگاه شرعي بر عليهشان وجود ندارد، چگونه بايد با آنان برخورد کرد؟
واجب است از سوء ظن و استناد به قرائن و شواهد ظني اجتناب شود، و در صورت احراز ارتکاب فعلي که شرعا حرام است، جلوگيري از آن از طريق تذکر و نصيحت و نهي از منکر واجب است، و اگر نهي از منکر مؤثر نباشد، در صورت وجود دلائل اثبات کننده، ميتوان به مراجع قضائي مراجعه کرد.
س 1081: آيا دختر ميتواند پسر جواني را راهنمائي کرده و با رعايت موازين اسلامي به او در درس و غير آن کمک کند؟
در فرض سؤال اشکال ندارد، ولي بايد از فريب و وسوسههاي شيطاني جدا پرهيز شود، و احکام شرع در اين رابطه مانند خلوت نکردن با اجنبي مراعات گردد.
س 1082: اگر کارکنان ادارات و مؤسسات در محل کار خود ارتکاب تخلفات اداري و شرعي را توسط مسئولين مافوق مشاهده کنند، چه وظيفهاي دارند؟ اگر کارمندي خوف داشته باشد که در صورت مبادرت به نهي از منکر ضرري از طرف مسئولين بالاتر متوجه او شود، آيا تکليف از او ساقط ميشود؟
اگر شرائط امر به معروف و نهي از منکر وجود داشته باشد، بايد امر به معروف و نهي از منکر کنند، در غير اين صورت تکليفي در آن مورد ندارند. همچنين با وجود خوف از ضرر هم تکليف از آنان ساقط ميشود، اين حکم در مواردي است که حکومت اسلامي حاکم نباشد. ولي با وجود حکومت اسلامي که اهتمام به اجراي اين فريضه الهي دارد، بر کسي که قادر بر امر به معروف و نهي از منکر نيست، واجب است که نهادهاي مربوطه را که از طرف حکومت براي اين کار اختصاص يافتهاند، مطلع نمايد و تا کنده شدن ريشههاي فاسد که فساد آور هم هستند، موضوع را پيگيري کند.
س 1083: اگر در يکي از ادارههاي دولتي اختلاس از بيت المال صورت بگيرد و اين اختلاس استمرار داشته باشد و شخصي اين توانائي را در خود ببيند که اگر مسئوليت آن اداره را بر عهده بگيرد، ميتواند اين وضع را اصلاح کند، و اين کار هم فقط از طريق دادن رشوه به يکي از کساني که مسئول آن هستند، امکانپذير است، آيا دادن رشوه براي جلوگيري از اختلاس در بيتالمال، که در حقيقت دفع افسد به فاسد است، جايز است يا خير؟
وظيفه اشخاصي که از تخلفات قانوني مطلع ميشوند، نهي از منکر با رعايت شرائط و ضوابط شرعي آن است، و توسل به رشوه و راههاي غيرقانوني براي هر عملي هر چند به منظور جلوگيري از فساد، جايز نيست. البته، با فرض وقوع چنين عملِ خلافِ شرع و قانون در کشوري که نظام اسلامي بر آن حاکم است، وظيفه مردم به مجرد عجز شخصي از امر به معروف و نهي از منکر ساقط نميشود، بلکه واجب است که به نهادهاي مربوط اطلاع داده و موضوع را پيگيري نمايند.
س 1084: آيا منکرات امور نسبي هستند تا با مقايسه محيط دانشگاه مثلا با محيطهاي بدتر از آن، نهي از منکر نسبت به بعضي از منکرات ترک شود و جلوي آن به دليل اينکه نسبت به ساير منکرات حرام و منکر محسوب نميشود، گرفته نشود؟
منکرات از اين جهت که منکر هستند، فرقي بين آنها نيست، ولي در عين حال ممکن است که بعضي از آنها در مقايسه با منکرات ديگر داراي حرمت شديدتري باشد. به هرحال نهي از منکر براي کسي که شرائط آن را احراز کرده، يک وظيفه شرعي است و ترک آن جايز نيست، و در اين حکم بين منکرات و محيطهاي دانشگاهي و غير دانشگاهي تفاوتي وجود ندارد.
س 1085: مشروبات الکلي که در حوزههاي مأموريتي متخصصينِ بيگانه که گاهي در بعضي از مؤسسات کشور اسلامي کار ميکنند، يافت ميشود و آن را در منازل يا محل اختصاصي سکونت خود تناول ميکنند، و همچنين آماده کردن گوشت خوک و خوردن آن توسط آنان چه حکمي دارد؟
و ارتکاب اعمال منافي عفت و ارزشهاي حاکم بر مردم، توسط آنان داراي چه حکمي است؟ مسئولين کارخانهها و اشخاصي که با آنان در ارتباط هستند، چه تکليفي دارند؟ بعد از اعلام به مسئولين کارخانهها و نهادهاي مربوطه در آن استان، اگر هيچگونه اقدامي انجام ندهند، تکليف چيست؟
بر مسئولين مربوطه واجب است که به آنان دستور دهند که از تظاهر به اموري مثل شرابخواري، خوردن گوشتهاي حرام خودداري کنند و آنان را از خوردن علني آنها منع نمايند. ولي اموري که با عفت عمومي منافات دارد، به هيچ وجه نبايد به آنان اجازه انجام آن داده شود. به هر حال، از طرف مسئولين مربوطه بايد تدابير مناسبي در اين باره اتخاذ شود.
س 1086: بعضي از برادران براي امر به معروف و نهي از منکر و نصيحت و ارشاد به مکانهائي ميروند که ممکن است زنان بي حجاب در آنجا حضور داشته باشند، آيا از آنجا که براي امر به معروف به آنجا رفتهاند، نگاه کردن به زنهاي بي حجاب براي آنان جايز است؟
نگاهِ اول اگر بدون قصد باشد، اشکال ندارد، ولي نگاه عمدي به غير از صورت و دستها تا مچ جايز نيست، هر چند به قصد امر به معروف باشد.
س 1087: وظيفه جوانان مؤمن در دانشگاههاي مختلط در برابر مفاسدي که در بعضي از آن مکانها مشاهده ميکنند، چيست؟
بر آنان واجب است که ضمن دوري جستن از ابتلا به مفاسد، در صورت تمکن و تحقق شرائط امر به معروف و نهي از منکر مبادرت به انجام اين فريضه کنند.
https://www.uplooder.net/img/image/15/d973209a0c98034aed02e992a3b92385/hasan_ali_ebrahimi_said_930226_(2).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/15/d973209a0c98034aed02e992a3b92385/hasan_ali_ebrahimi_said_930226_%282%29.jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-31, 00:17
کسبهاي حرام و غيره (https://www.uplooder.net/img/image/30/39b9a54a174af439491f322e3bab5faa/hasan_ali_ebrahimi_said_930226_%281%29.jpg)
خريد و فروش اعيان نجس
س 1088: آيا خريد خوکهاي وحشي که توسط اداره صيد و کشاورزان منطقه به دليل حفاظت از مراتع و مزارع شکار ميشوند، به منظور کنسرو سازي و صادر کردن آن به کشورهاي غير اسلامي جايز است؟
خريد و فروش گوشت خوک براي استفادههاي غذايي انسان جايز نيست هر چند خريدار مسلمان نباشد، ولي اگر داراي منفعت عقلائي حلال و قابل توجهي مانند استفاده از آن براي تغذيه حيوانات و يا بکارگيري چربي آن در صنعت صابونسازي و مانند آن باشد، دراين صورت خريد و فروش آن اشکال ندارد.
س 1089: آيا کار کردن در کارخانه کنسرو گوشت خوک يا کاباره هاي شبانه و يا مراکز فساد جايز است؟ و درآمد حاصل از آن چه حکمي دارد؟
اشتغال به کارهاي حرام مثل فروش گوشت خوک، شراب، ايجاد و اداره کابارههاي شبانه، مراکز فساد و فحشا و قمار و شرابخواري و مانند آن، جايز نيست و کسب درآمد از طريق آنها حرام است و انسان، مالک اجرتي که در برابر آن ميگيرد نميشود.
س 1090: آيا فروش و هديه کردن شراب يا گوشت خوک و يا هر چيزي که خوردن آن حرام است به کسي که آن را حلال مي داند، صحيح است؟
فروش و هديه کردن چيزي که خوردن يا آشاميدن آن حرام است، اگر به قصد خوردن و آشاميدن باشد و يا انسان بداند که خريدار آن را براي خوردن و آشاميدن مصرف ميکند جايز نيست، هر چند خريدار خوردن آن را حلال بداند.
س 1091: ما يک شرکت تعاوني براي فروش مواد غذايي و مصرفي داريم و از آنجا که بعضي از مواد غذايي موجود در آن فروشگاه از مردار يا چيزهايي که خوردن آنها حرام است ميباشند بنابراين درآمدهاي سالانه حاصل از آنها که بين سهامداران توزيع ميشوند چه حکمي دارند؟
خريد و فروش آن دسته از مواد غذايي که خوردن آنها حرام است، حرام و باطل ميباشد و پول و درآمد حاصل از آنها هم حرام است و توزيع آن در بين سهامداران جايز نيست و در صورتي که اموال شرکت تعاوني با آن مخلوط شده باشد، حکم مالِ مخلوط به حرام را دارد که اقسام آن در رسالههاي عمليه ذکر شده است.
س 1092: اگر شخص مسلماني هتلي را در يک کشور غيراسلامي تأسيس کند و ناچار باشد بعضي از انواع شراب و غذاهاي حرام را نيز بفروشد، زيرا اکثريت مردم آن کشور مسيحي هستند که با غذا شراب مينوشند و به هتلي که همراه غذا شراب ندهد نميروند، با توجّه به اينکه شخص مزبور قصد دارد تمام درآمد حاصل از امور حرام را به حاکم شرع بپردازد آيا اين کار براي او جايز است؟
تأسيس هتل يا غذاخوري در کشورهاي غيراسلامي اشکال ندارد، ولي فروش شراب و غذاهاي حرام جائز نيست، هر چند خريدار آنها را حلال بداند و گرفتن پول آنها جايز نيست هر چند آن شخص قصد داشته باشد آن پول را به حاکم شرع بپردازد.
س 1093: آيا حيوانات آبزي حرام گوشت، اگر زنده از آب بيرون آورده شوند، حکم مردار را دارند و خريد و فروش آنها حرام است؟
آيا خريد و فروش آنها براي تغذيه غير انسان مثل تغذيه پرندگان و حيوانات و همچنين براي استفادههاي صنعتي جايز است؟
اگر اين حيوانات از انواع ماهي بوده و زنده از آب بيرون آورده شوند و در خارج از آب بميرند، مردار محسوب نميشوند. به هر حال چيزي که خوردن آن حرام است، خريد و فروش آن براي خوردن جايز نيست هر چند خريدار، خوردن آن را حلال بداند، ولي اگر غير از خوردن، منافع عقلائي حلال مثل استفادههاي پزشکي يا صنعتي و يا تغذيه پرندگان و چارپايان و مانند آن داشته باشد، خريد و فروش آن به قصد مزبور اشکال ندارد.
س 1094: آيا اشتغال درامر حمل و نقل آن دسته از مواد غذايي که گوشت تذکيه نشده هم در بين آنها وجود دارد، جايز است؟ آيا بينِ بردن آنها براي کسي که خوردن آنها را حلال ميداند و کسي که حلال نميداند، تفاوتي وجود دارد؟
حمل گوشت تذکيه نشده براي کسي که قصد خوردن آن را دارد، جايز نيست و فرقي نميکند که مشتري خوردن آن را حلال بداند يا خير.
س 1095: آيا فروش خون به کسي که از آن استفاده ميکند، جايز است؟
فروش خون اگر به قصد عقلائي مشروع باشد، اشکال ندارد.
س 1096: آيا براي يک فرد مسلمان جايز است که غذاي حرام (مانند غذايي که محتوي گوشت خوک يا مردار است) و مشروبات الکلي را در سرزمين کفر به غير مسلمان عرضه کند؟ حکم آن در صورتهاي زير چيست؟
الف - اگر غذاها و مشروبات الکلي متعلّق به او نباشند و در برابر فروش آنها هم سودي نبرد بلکه کار او فقط عرضه آنها و غذاهاي حلال به مشتري باشد.
ب - اگر با فرد غيرمسلمان در محل شريک باشد، به اين صورت که فرد مسلمان مالک اجناس حلال و شريک غير مسلمان مالک مشروبات الکلي و غذاهاي حرام باشد و هر کدام بطور جداگانه از کالاهاي خود سود ببرند.
ج - اگر فرد مسلمان در محلي که مواد غذايي حرام و مشروبات الکلي فروخته ميشود، فقط کار کند و مزد ثابتي بگيرد، چه صاحب آن محل مسلمان باشد و چه غير مسلمان.
د - اگر فرد مسلمان در محل فروش مواد غذايي حرام و مشروبات الکلي به عنوان کارگر يا شريک کار کند ولي دخالتي در خريد و فروش آنها نداشته و آن مواد متعلّق به او هم نباشند، بلکه او فقط در تهيه و فروش مواد غذايي نقش داشته باشد، با توجه به اينکه مشتريها مشروبات الکلي را در همان محل نميخورند، کار او چه حکمي دارد؟
عرضه و فروش مشروبات الکلي مست کننده و غذاهاي حرام و کار در محل فروش آنها و مشارکت در ساخت و خريد و فروش آنها و اطاعت از ديگران در اين موارد، شرعا حرام است، اعم از اينکه انسان شريک در سرمايه بوده و يا کارگر روزانه باشد و نيز اعم از آن که فقط مواد غذايي حرام و مشروبات الکلي عرضه و فروخته شوند يا اينکه فروش همراه با مواد غذايي حلال باشد و همچنين اعم از اينکه کار انسان همراه با گرفتن سود و مزد باشد و يا مجاني و دراين مورد فرقي نميکند که صاحب کار يا شريک او مسلمان باشد يا غيرمسلمان و به مسلمان عرضه و فروخته شود يا به غير مسلمان، و به طور کلّي بر هر مسلماني واجب است که از ساخت و خريد و فروش آن دسته از مواد غذايي که خوردن آنها حرام است به منظور خوردن اجتناب کند و همچنين از ساخت و خريد و فروش مشروبات الکلي مست کننده و کسب منفعت از اين طريق خودداري کند.
س 1097: آيا کسب در آمد از طريق تعمير کاميونهاي حمل مشروبات الکلي جايز است؟
اگر کاميون ها براي حمل مشروبات الکلي مورد استفاده قرار بگيرند دراين صورت اشتغال به تعمير آنها جايز نيست.
س 1098: يک شرکت تجاري با شعبههاي فرعي براي فروش مواد غذايي به مردم وجود دارد که بعضي از مواد غذايي آن شرعا حرام ميباشد (مانند آن دسته از گوشتهاي وارداتي که مردارهستند) درنتيجه بخشي از اموال شرکت، از نظر شرعي حرام محسوب ميشود، آيا خريد مايحتاج از شعبههاي اين شرکت که هم کالاي حرام دارد و هم کالاي حلال، جايز است؟ و بر فرض جواز، آيا گرفتن باقيمانده پولي که به فروشنده داده ميشود، به دليل اينکه مجهولالمالک است، احتياج به اجازه حاکم شرع دارد؟ و بر فرض که احتياج به اجازه داشته باشد، آيا به کسي که کالاهاي مورد نياز خود را از آن شعبهها خريداري ميکند، اين اجازه را ميدهيد؟
علم اجمالي به وجود مال حرام در اموال شرکت تا زماني که همه آنها مورد ابتلاء مکلف نباشند مانع از صحّت خريد کالاهاي مورد نياز از آن شرکت نيست، بنابراين خريداري کالاهاي مورد نياز از آن براي همه مردم بدون اشکال است و همچنين دريافت باقيمانده پول، تا زماني که همه اموال شرکت مورد ابتلاء شخص مشتري نباشند اشکال ندارد و همچنين تا زماني که انسان علم به وجود مال حرام در عين کالائي که از شرکت خريده است نداشته باشد، اشکال ندارد و احتياجي به اجازه حاکم شرع براي تصرف در کالاو پولي که از شرکت دريافت ميکند، نيست.
س 1099: آيا اشتغال به سوزاندن اموات غيرمسلمان و اجرت گرفتن دربرابر آن، جايزاست؟
سوزاندن اجساد اموات غيرمسلمان، حرام نيست بنابراين اشتغال به آن و گرفتن اجرت در برابر آن، اشکال ندارد.
س 1100: آيا جايز است کسي که ميتواند کار کند، از مردم درخواست کمک کرده و با کمکهاي آنان زندگي نمايد؟
سزاوار نيست اين کار را بکند.
س 1101: آيا براي زنان جايز است که با فروش جواهرات در بازار زرگرها و غير آن کسب درآمد کنند؟
با رعايت حدود شرعي اشکال ندارد.
س 1102: تزئين منازل (دکور) در صورتي که براي کارهاي حرام بکار گرفته شوند، بخصوص اگر بعضي از اتاقها براي پرستش بت مورد استفاده قرار بگيرند، چه حکمي دارد؟ و آيا ساخت سالن در صورتي که احتمال داده شود که براي رقص و مانند آن استفاده شود، جايز است يا خير؟
تزئين خانه بخودي خود در صورتي که به منظور استفاده در کارهاي حرام نباشد، اشکال ندارد، ولي تزئين اتاق مخصوص پرستش بت، مثلا چيدن لوازم آن اتاق و تعيين محلي براي قرار دادن بت و مانند آن، شرعا جايز نيست و ساخت سالن براي استفاده حرام، جائز نيست ولي مجرّد احتمال مانعي ندارد.
س 1103: آيا ساخت بنائي که شامل زندان و مرکز پليس است و تحويل آن به دولت ظالم، جايز است؟ و آيا اشتغال در کارهاي ساختماني آن نيز جايز است؟
ساخت بنا با اوصاف مذکور اشکال ندارد به شرطي که به قصد برگزاري جلسات دادگاه ظلم در آن و ايجاد محلي براي زنداني کردن بيگناهان نباشد و همچنين به نظر کسي که آن را ميسازد، بطور معمول در معرض استفادههاي مزبور قرار نداشته باشد که در اين صورت گرفتن اجرت نيز در برابر ساختن آن اشکال ندارد.
س 1104: شغل من گاوبازي در برابر تماشاگران است و آنان مبلغي را به عنوان هديه در برابر تماشاي آن به من ميپردازند، آيا نفس اين کار جايز است؟
عمل مذکور شرعا مذموم است ولي گرفتن هدايا از تماشاگران چنانچه پرداخت آن با اختيار و رضايت تماشاگران صورت گيرد، اشکال ندارد.
س 1105: بعضي از افراد لباسهاي نظامي مخصوص ارتش را ميفروشند، آيا خريد اين لباسها و استفاده از آنها جايز است؟
اگر احتمال بدهيد که اين لباسها را از طريق قانوني بدست آوردهاند و يا مجاز به فروش آنها هستند، در اين صورت خريد و استفاده از آنها در مواردي که خلاف مقرّرات نباشد، اشکال ندارد.
س 1106: استفاده از ترقّه و مواد قابل انفجار و ساخت و خريد و فروش آنها اعم از اينکه موجب اذيّت و آزار بشوند يا خير، چه حکمي دارد؟
در صورتي که موجب اذيّت و آزار ديگران باشد و يا تبذير مال محسوب شود ويا خلاف قانون و مقرّرات نظام جمهوري اسلامي باشد، جايز نيست.
س 1107: کار پليس و مأموران راهنمايي و رانندگي و گمرک و اداره ماليات بر درآمد در جمهوري اسلامي چه حکمي دارد؟ آيا آنچه در بعضي از روايات آمده است که دعاي مأموري که کار افراد را به حکومت گزارش ميدهد و دعاي مأمور ماليات و گمرک مستجاب نميشود، شامل آنان هم ميگردد؟
کار آنان فينفسه در صورتي که بر اساس مقرّرات قانوني باشد، اشکال ندارد و ظاهرا مراد از �عريف� و �عشّار� در روايات افرادي هستند که انجام اين کارها را در حکومت هاي طاغوتي و ظالم برعهده دارند.
س 1108: بعضي از زنان براي تأمين هزينههاي زندگي خانوادگي خود در آرايشگاهها کار ميکنند، آيا اين کار ترويج بيعفّتي و يا تهديدي براي عفّت جامعه اسلامي محسوب نميشود؟
آرايش کردن زنان فينفسه و اجرت گرفتن دربرابر آن اشکال ندارد به شرطي که به منظور نشان دادن به نامحرم نباشد.
س 1109: آيا جايز است شرکتها در برابر واسطهگري و مقاطعهکاري که بين صاحب کار از طرفي و کارگران و بنّاها از طرف ديگر، انجام ميدهند، اجرت دريافت کنند؟
گرفتن اجرت در برابر عمل مباح اشکال ندارد.
س 1110: آيا اجرتي که دلاّل ميگيرد، حلال است؟
اگر در برابر انجام عمل مباحي و بنا به درخواست کسي باشد، اشکال ندارد.
https://www.uplooder.net/img/image/30/39b9a54a174af439491f322e3bab5faa/hasan_ali_ebrahimi_said_930226_(1).jpg (https://www.uplooder.net/img/image/30/39b9a54a174af439491f322e3bab5faa/hasan_ali_ebrahimi_said_930226_%281%29.jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-31, 00:18
اجرت گرفتن (https://www.uplooder.net/img/image/14/a951a3d6a1431e2f379a826f10f8b9ca/hasan_ali_ebrahimi_said_930226.jpg) در برابر واجبات (https://www.uplooder.net/img/image/14/a951a3d6a1431e2f379a826f10f8b9ca/hasan_ali_ebrahimi_said_930226.jpg)
س 1111: حقوق اساتيدي که در دانشکده الهيّات، فقه و اصول تدريس ميکنند، چه حکمي دارد؟
وجوب تدريس و آموزش چيزي که ياددادن آن واجب کفائي است، مانع گرفتن حقوق در برابر تدريس فقه و اصول در دانشگاه نيست بخصوص اگر دريافت حقوق به خاطر حضور در دانشگاه و اداره کلاس باشد.
س 1112: آموزش مسائل شرعي چه حکمي دارد؟ آيا جايز است روحانيون دربرابر ياددادن مسائل شرعي به مردم، اجرت بگيرند؟
هر چند اجمالا آموزش مسائل حلال و حرام فينفسه واجب است و اجرت گرفتن در برابر آن جايز نيست ولي گرفتن اجرت براي مقدماتي که اصل آموزش احکام متوقف بر آنها نيست و شرعا هم بر انسان واجب نيستند مانند حضور در مکان خاص،اشکال ندارد.
س 1113: آيا دريافت حقوق ماهانه براي اقامه نماز جماعت و راهنمايي و ارشاد ديني در نهادها و ادارههاي دولتي جايز است؟
گرفتن اجرت در برابر رفت و آمد يا ارائه خدماتي که انجام آنها بر مکلّف واجب نيست، اشکال ندارد.
س 1114: آيا گرفتن اجرت براي غسل دادن ميّت جايز است؟
غسل دادن ميّت مسلمان عبادت و واجب کفائي است و اجرت گرفتن در برابر خودِ آن جايز نيست.
س 1115: آيا گرفتن اجرت براي جاري کردن عقد نکاح جايز است؟
اشکال ندارد.
https://www.uplooder.net/img/image/14/a951a3d6a1431e2f379a826f10f8b9ca/hasan_ali_ebrahimi_said_930226.jpg (https://www.uplooder.net/img/image/14/a951a3d6a1431e2f379a826f10f8b9ca/hasan_ali_ebrahimi_said_930226.jpg)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-31, 00:18
شطرنج و آلات قمار (https://www.uplooder.net/img/image/34/f496a33a0bf506c631563796cb3e1e0e/hasan_ali_ebrahimi_said_930223_%281%29.JPG)
شطرنج (https://www.uplooder.net/img/image/34/f496a33a0bf506c631563796cb3e1e0e/hasan_ali_ebrahimi_said_930223_%281%29.JPG)
س 1116: با توجه به اينکه در بيشتر مدارس بازي با شطرنج رواج دارد آيا بازي با آن و برگزاري دورههاي آموزشي آن جايز است؟
اگر به نظر مکلّف، شطرنج در حال حاضر از آلات قمار محسوب نشود در اين صورت بازي با آن بدون شرطبندي اشکال ندارد.
س 1117: بازي با وسايل سرگرمي از جمله پاسور چه حکمي دارد؟ و آيا بازي با آنها براي سرگرمي و بدون شرطبندي جايز است؟
بازي با چيزي که عرفا از آلات قمار محسوب ميشود، مطلقا حرام است هر چند براي سرگرمي و بدون شرطبندي باشد.
س 1118: شطرنج در موارد زير چه حکمي دارد؟
- ساخت و خريد و فروش آن
- بازي شطرنج با شرطبندي و بدون آن
- ايجاد مراکزي در محافل عمومي و غير آن براي آموزش شطرنج و بازي با آن وتشويق مردم به آن
اگر مکلّف تشخيص دهد که در حال حاضر شطرنج از آلات قمار محسوب نميشود، ساخت و خريد و فروش و بازي با آن بدون
شرطبندي، اشکال ندارد، همچنين با فرض مذکور، آموزش آن هم بدون اشکال است.
س 1119: آيا از تأييد برگزاري مسابقات شطرنج توسط مديريت آموزش رياضي معلوم ميشود که شطرنج جزء آلات قمار نيست؟ و آيا جايز است مکلّف به آن اعتماد کند؟
معيار در تعيين موضوعات احکام، تشخيص خود مکلّف و يا اقامه دليل شرعي بر آن نزد خود اوست.
س 1120: بازي با آلاتي مثل شطرنج و بيليارد با کفار در کشورهاي خارجي چه حکمي دارد؟ مصرف مال براي استفاده از اين آلات بدون شرطبندي چه حکمي دارد؟
حکم بازي با شطرنج و آلات قمار در مسائل قبلي بيان شد و در حکم مذکور فرقي بين بازي با آنها در کشورهاي اسلامي يا غيراسلامي و بين بازي با مسلمان يا کافر وجود ندارد و خريد و فروش آلات قمار و مصرف مال در اين موارد هم جايز نيست.
آلات قمار
س 1121: آيا اگر افراد بدون شرطبندي و قصد قمار و بُرد و باخت و کسب درآمد بلکه فقط براي سرگرمي و مشغول بودن، مبادرت به بازي با ورق کنند، آن افراد مرتکب حرام شدهاند؟ حضور در مجالس بازي با ورق براي تفريح چه حکمي دارد؟
بازي با ورقي که عرفا از آلات قمار محسوب ميشود، بطور مطلق حرام است و جايز نيست انسان با اختيار در مجلس قمار يا بازي با آلات قمار شرکت کند.
س 1122: آيا استفاده از ورقهاي پاسور در صورتي که براي بازيهاي فکري محض که بدون شرطبندي بوده و متضمّن مفاهيم علمي و ديني باشند، جايز است؟ بازي با ورقهايي که با چيدن آنها به نحو خاصي، بعضي از شکلها مثل موتورسيکلت يا ماشين و مانند آن ايجاد ميشود و در عين حال استفاده از آنها براي شرط بندي و مسابقه هم ممکن است، چه حکمي دارد؟
بازي با ورقهايي که عرفا، آلات قمار محسوب ميشوند، مطلقا جائز نيست ولي بازي با ورقهايي که عرفا آلت قمار محسوب نميشوند، بدون شرطبندي اشکال ندارد.
وبطور کلي بازي با هر چيزي که مکلّف تشخيص دهد از آلات قمار است و يا در آن شرطبندي شود، به هيچ وجه، جائز نيست.
وبازي با هر وسيلهاي که جزء آلات قمار به حساب نيايد، بدون شرطبندي، اشکال ندارد.
س 1123: بازي باگردو و تخممرغ و چيزهاي ديگري که شرعا ماليّت دارند، چه حکمي دارد؟ آيا اين بازيها براي کودکان جايز است؟
اگر بازي قمار و شرط بندي باشد، شرعا حرام است و طرف برنده، مالک چيزي که برده و از طرف مقابل گرفته است، نميشود. ولي اگر بازيکنندگان غيربالغ باشند شرعا مکلّف نبوده و تکليفي ندارند، هر چند که مالک چيزي که ميبرند نميشوند.
س 1124: آيا شرطبندي با پول يا غير آن در بازي با غير آلات قمار جايز است؟
شرطبندي در بازي جايز نيست هر چند بازي با غير آلات قمار باشد.
س 1125: بازي با آلات قمار مانند پاسور و غير آن از طريق کامپيوتر چه حکمي دارد؟
حکم بازي با آلات قمار را دارد.
س 1126: بازي با أنو و الکيرمچه حکمي دارد؟
اگر به نظر عرف از آلات قمار محسوب شوند، بازي با آنها جايز نيست هر چند بدون شرطبندي باشد.
س 1127: اگر بعضي از وسيلههاي بازي در شهري از آلات قمار محسوب شوند ولي در شهر ديگري از آلات قمار محسوب نشوند، آيا بازي با آنها جايز است؟
بايد عرف هر دو مکان رعايت شود به اين معني که اگر آن وسيلهها در يکي از دو شهر از آلات قمار محسوب شوند و در گذشته هم در هر دو مکان از آلات قمار بودهاند، در حال حاضر هم بازي با آنها حرام است.
https://www.uplooder.net/img/image/34/f496a33a0bf506c631563796cb3e1e0e/hasan_ali_ebrahimi_said_930223_(1).JPG (https://www.uplooder.net/img/image/34/f496a33a0bf506c631563796cb3e1e0e/hasan_ali_ebrahimi_said_930223_%281%29.JPG)
حسنعلی ابراهیمی سعید
2017-10-31, 00:19
موسيقي و غنا (https://www.uplooder.net/img/image/87/ae62e5d89b38dbeac532336f18fd4507/hasan_ali_ebrahimi_said_930223.jpg)
س 1128: ملاک تمييز موسيقي حلال از حرام چيست؟ و آيا موسيقي کلاسيک حلال است، بسيار مناسب است که معيار آن را بيان فرماييد؟
هر موسيقي که به نظر عرف موسيقي لهوي و مطرب که مناسب با مجالس عيش و نوش است باشد، موسيقي حرام محسوب ميشود و فرقي نميکند که موسيقي کلاسيک باشد يا غير کلاسيک. تشخيص موضوع هم موکول به نظر عرفي مکلّف است و اگر موسيقي اين گونه نباشد بخودي خود اشکال ندارد.
س 1129: گوش دادن به نوارهايي که توسط سازمان تبليغات اسلامي و يا مؤسسه اسلامي ديگر مجاز اعلام شدهاند، چه حکمي دارد؟ و استفاده از آلات موسيقي مثل کمان، ويولون و ني چه حکمي دارد؟
جواز گوش دادن به نوارها منوط به تشخيص خود مکلّف است که اگر تشخيص دهد مشتمل بر غنا و موسيقي لهوي مناسب با مجالس عيش و نوش و خوشگذراني و همچنين مطالب باطل نيست، گوش دادن به آن اشکال ندارد بنابراين تجويز آن توسط سازمان تبليغات اسلامي و يا هر مؤسسه اسلامي ديگر به تنهايي دليل شرعي براي مباح بودن آن نيست و بکارگيري آلات موسيقي در موسيقي لهوي مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه جايز نميباشد، ولي استفاده حلال از آنها براي اهداف عقلائي اشکال ندارد و تشخيص مصاديق هم موکول به نظر خود مکلّف است.
س 1130: منظور از موسيقي مطرب ولهوي چيست؟ و راه تشخيص موسيقي مطرب و لهوي از غير آن چيست؟
موسيقي مطرب و لهوي آن است که به سبب ويژگيهائي که دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقي دور نموده و به سمت بيبندوباري و گناه سوق دهد و مرجع تشخيص موضوع عُرف است.
س 1131: آيا شخصيت نوازنده و محل نواختن و يا غرض و هدف از آن در حکم موسيقي تأثير دارد؟
موسيقي حرام، موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو و گناه است و گاهي شخصيت نوازنده يا کلام همراه آهنگ يا مکان و يا ساير شرايط در اينکه موسيقي تحت عنوان موسيقي مطرب و لهوي حرام و يا عنوان حرام ديگر قرار بگيرد مؤثر است مانند اينکه بر اثر آن امور، منجر به ترتّب فساد شود.
س 1132: آيا معيار حرمت موسيقي فقط مطرب و لهوي بودن آن است يا اينکه ميزان تحريک و تهييج آن هم تأثير دارد؟ و اگر باعث حزن و گريه شنونده شود، چه حکمي دارد؟ خواندن و شنيدن غزلهايي که به صورت سه ضرب و همراه با موسيقي خوانده ميشوند، چه حکمي دارد؟
ملاک آن ملاحظه کيفيت نواختن موسيقي با در نظر گرفتن همه خصوصيات و ويژگيهاي آن است و اينکه از نوع موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، هر موسيقي که به حسب طبيعت خود از نوع موسيقي لهوي باشد، حرام است اعم از اينکه مهيّج باشد يا خير و موجب ايجاد حزن و اندوه و حالات ديگر در شنونده بشود يا خير و هرگاه غزلهائي که همراه با موسيقي خوانده مي شوند به صورت غنا و آواز لهوي مناسب مجالس لهو و لعب در آيند، خواندن و شنيدن آنها حرام است.
س 1133: غنا چيست؟ آيا غنا فقط شامل صداي انسان است يا اينکه شامل صداهاي حاصل از آلات موسيقي هم ميشود؟
غنا عبارت است از صداي انسان در صورتي که باترجيع و طرب همراه بوده و مناسب مجالس لهو و گناه باشد که خواندن به اين صورت و گوش دادن به آن حرام است.
س 1134: آيا زدن بر ظرفها و ساير وسايلي که جزء آلات موسيقي نيستند، در عروسيها توسط زنان جايز است؟ اگر صدا به بيرون از مجلس برسد و مردان آن را بشنوند چه حکمي دارد؟
جواز اين عمل بستگي به کيفيت نواختن دارد. اگر به شيوه متداول در عروسيهاي سنّتي باشد و لهو محسوب نشود و فسادي هم بر آن مترتّب نگردد، اشکال ندارد.
س 1135: دف زدن توسط زنان درعروسي ها چه حکمي دارد؟
استفاده از آلات موسيقي براي نواختن موسيقي لهوي و مطرب جايز نيست، امّا آوازخواني در مجالس عروسي، بعيد نيست براي زنان جايز باشد.
س 1136: آيا گوشدادن به غنا در خانه جايز است؟ اگر در فردي تأثير نداشته باشد چه حکمي دارد؟
گوش دادن به غنا بطور مطلق حرام است، چه در خانه به تنهايي شنيده شود و يا در حضور ديگران و چه در او تأثير بگذارد يا خير.
س 1137: بعضي از جوانان که تازه به سن بلوغ رسيدهاند از مراجعي تقليد ميکنند که فتوي به حرمت موسيقي بطور مطلق دادهاند هر چند از راديو و تلويزيون دولت اسلامي پخش شود، حکم اين مسئله چيست؟ و آيا اگر ولي فقيه گوش دادن به موسيقي حلال را اجازه داده باشد، آيا تجويز او بخاطر احکام حکومتي براي جواز آن کافي است يا اينکه آنان بايد به فتواي مرجع تقليد خود عمل کنند؟
فتوي به جواز يا عدم جواز گوش دادن به موسيقي از احکام حکومتي نيست، بلکه حکم شرعي فقهي است و بر هر مکلّفي واجب است در اعمالش به فتواي مرجع تقليد خود مراجعه کند. ولي موسيقي اگر مناسب با مجالس لهو و گناه نباشد و مفسدهاي هم بر آن مترتّب نگردد، دليلي بر حرمت آن وجود ندارد.
س 1138: مقصود از موسيقي و غنا چيست؟
غنا يعني ترجيع صدا به نحوي که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است. ولي موسيقي، نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد، هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است. و اگر به آن نحو نباشد، في نفسه جائز است و اشکال ندارد.
س 1139: من در مکاني کار ميکنم که صاحب آن هميشه به نوارهاي غنا گوش ميدهد و من هم مجبور به شنيدن آن هستم، آيا اين کار براي من جايز است ياخير؟
اگر نوارها در بردارنده غنا يا موسيقي لهوي مناسب با مجالس لهو و معصيت باشند، گوش دادن و شنيدن آن جايز نيست.ولي اگر مجبور به حضور در آن مکان هستيد، رفتن به آنجا و کارکردن در آن براي شما اشکال ندارد ولي واجب است به غنا گوش ندهيد هر چند به گوش شما بخورد و آن را بشنويد.
س 1140: موسيقي که از راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي پخش ميشود، چه حکمي دارد؟ آيا اين گفته که حضرت امام�قدس سره� موسيقي را بطور مطلق حلال اعلام کردهاند، صحيح است؟
نسبت حلال دانستن موسيقي به طور مطلق به راحل عظيم الشأن حضرت امام خميني�قدس سره� کذب و افتراء است. امام�قدس سره� معتقد به حرمت موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو و معصيت بودند و نظر ما هم همين است، ولي اختلاف در ديدگاهها از تشخيص موضوع نشأت ميگيرد زيرا تشخيص موضوع موکول به نظر خود مکلّف است. گاهي نظر نوازنده با نظر شنونده تفاوت پيدا ميکند که در اين صورت موسيقي که به تشخيص مکلّف لهو و مناسب با مجالس گناه است بر او گوش دادن به آن حرام ميباشد وامّا صداهاي مشکوک محکوم به حليّت هستند و پخش از راديو و تلويزيون به تنهايي دليل شرعي بر مباح و حلال بودن آنها محسوب نميشود.
س 1141: گاهي از راديو و تلويزيون آهنگهايي پخش ميشود که به نظر من مناسب با مجالس لهو و فسق هستند، آيا بر من واجب است که از گوش دادن به آنها خودداري نموده و ديگران را هم از آن منع کنم؟
اگر آنها را از نوع موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو ميدانيد، جايز نيست به آنها گوش دهيد، ولي نهي ديگران از باب نهي از منکر منوط به اين است که احراز نماييد که آنان هم آهنگهاي مزبور را از نوع موسيقي حرام ميدانند.
س 1142: گوش دادن و توزيع غنا و موسيقي لهوي که محصول کشورهاي غربي است، چه حکمي دارد؟
در عدم جواز گوش دادن به موسيقي لهوي مطرب و مناسب با مجالس لهو و باطل، فرقي بين زبانها و کشورهاي محل توليد وجود ندارد. بنابر اين خريد و فروش و گوش دادن و توزيع اين نوارها در صورتي که محتوي غنا يا موسيقي لهوي حرام باشند جايز نيست.
س 1143: خواندن به صورت غنا توسط هر يک از مرد يا زن چه از طريق نوار کاست باشد و يا از طريق راديو و چه همراه موسيقي باشد و يا نباشد، چه حکمي دارد؟
غنا حرام است و خواندن به صورت غنا و گوش دادن به آن جايز نيست اعم از اينکه توسط مرد باشد يا زن و بطور مستقيم باشد يا از طريق نوار و همراه با نواختن آلات لهو باشد يا نه.
س 1144: نواختن موسيقي به منظور اهداف و اغراض عقلائي و حلال در مکان مقدسي مانند مسجد چه حکمي دارد؟
نواختن موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو و گناه بطور مطلق جايز نيست حتّي اگر در غير مسجد و براي غرض عقلائي حلالي باشد، ولي اجراي سرودهاي انقلابي و مانند آن همراه با نغمههاي موسيقي در مکان مقدس و در مناسبتهايي که آن را اقتضا ميکند، اشکال ندارد مشروط بر اينکه با احترام آن مکان منافات نداشته باشد و در مکانهايي مثل مسجد براي نمازگزاران مزاحمت ايجاد نکند.
س 1145: آيا آموختن موسيقي بخصوص سنتور جايزاست؟ ترغيب و تشويق ديگران به آن چه حکمي دارد؟
بکارگيري آلات موسيقي براي نواختن موسيقي غيرلهوي، اگر براي اجراي سرودهاي انقلابي يا ديني و يا براي اجراي برنامههاي فرهنگي مفيد و برنامههاي ديگر با غرض عقلائي مباح باشد، اشکال ندارد به شرط اينکه مستلزم مفاسد ديگري نباشد و همچنين آموختن و ياددادن نوازندگي براي امر فوق فينفسه اشکال ندارد.
س 1146: گوش دادن به صداي زن هنگامي که شعر و غير آن را با آهنگ و ترجيع ميخواند اعم از اينکه شنونده، جوان باشد ياخير، مذکر باشد يا مؤنث چه حکمي دارد؟ و اگر آن زن از محارم باشد، حکم آن چيست؟
اگر صداي زن به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداي او هم به قصد لذت و ريبة نباشد و مفسدهاي هم بر آن مترتّب نگردد، اشکال ندارد و فرقي بين موارد فوق نيست.
س 1147: آيا موسيقي سنّتي که ميراث ملي ايران ميباشد، حرام است يا خير؟
چيزي که از نظر عرف، موسيقي لهوي مناسب با مجالس لهو و معصيت محسوب شود، بطور مطلق حرام است و در اين مورد فرقي بين موسيقي ايراني و غيرايراني و موسيقي سنتي و غير آن نيست.
س 1148: گاهي از راديوهاي عربي بعضي ازآهنگهاي موسيقي پخش ميشود، آيا گوش دادن به آنها بخاطر علاقه به شنيدن زبان عربي جايز است؟
گوش دادن به موسيقي لهوي متناسب با مجالس لهو و معصيت بطور مطلق حرام است و علاقه به شنيدن زبان عربي مجوز شرعي براي آن محسوب نميشود.
س 1149: آيا تکرار اشعاري که بصورت آواز و بدون موسيقي خوانده ميشوند جايز است؟
غنا حرام است هر چند همراه بانواختن آلات موسيقي نباشد و منظور از غنا ترجيع صدا به نحوي است که مناسب با مجالس لهو و فسق باشد، ولي صرف تکرار شعر اشکال ندارد.
س 1150: خريد و فروش آلات موسيقي چه حکمي دارد؟ و حدود استفاده از آنها کدام است؟
خريد و فروش آلات مشترک براي نواختن موسيقي غير لهوي اشکال ندارد.
س 1151: آيا غنا در مثل قرآن و دعا و اذان جايز است؟
غنا صوتي است که با ترجيع و طرب همراه بوده و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد که بطور مطلق حرام است حتّي اگر در دعا و قرآن و اذان و مرثيه و غيره باشد.
س 1152: امروزه موسيقي براي معالجه بعضي از بيماريهاي رواني مانند افسردگي، اضطراب، مشکلات جنسي و سرد مزاجي زنان بکار ميرود، حکم آن چيست؟
اگر احراز شود که نظر پزشک متخصص و امين اين است که معالجه متوقف بر استفاده از موسيقي است، بکارگيري آن به مقداري که معالجه بيمار اقتضا ميکند اشکال ندارد.
س 1153: گوش دادن به غنا اگر باعث تمايل بيشتر انسان به همسرش شود، چه حکمي دارد؟
مجرّد افزايش تمايل به همسر مجوّز شرعي براي گوش دادن به غنا محسوب نميشود.
س 1154: اجراي کنسرت توسط زن براي زنان با علم به اينکه گروه نوازندگان نيز زن هستند، چه حکمي دارد؟
اگر اجراي کنسرت به صورت ترجيع مطرب(غنا) نباشد و موسيقي هم که نواخته ميشود از نوع لهوي حرام نباشد، اين امر فينفسه اشکال ندارد.
س 1155: اگر معيار حرمت موسيقي، لهو بودن و مناسبت آن با مجالس لهو و گناه است، پس آوازها و سرودهائي که باعث ايجاد طرب در بعضي از مردم حتّي کودک غير مميّز ميشوند، چه حکمي دارند؟ و آيا گوش دادن به نوارهاي مبتذلي که در آنها زنان به صورت غنا ميخوانند ولي طربآور نيستند جايز است؟ همچنين مسافريني که سوار اتوبوسهاي عمومي که غالبا از اين نوارها استفاده ميکنند ميشوند، چه تکليفي دارند؟
چنانچه موسيقي يا آوازي که با ترجيع و طرب همراه است از لحاظ کيفيت يا مضمون يا حالت خاص شخص نوازنده يا خواننده در خلال نواختن يا خواندن از نوع غنا يا موسيقي لهوي مناسب با مجالس لهو و معصيت باشد، گوش کردن به آن حرام است حتّي براي کسي که او را به طرب نيندازد و تحريک نکند و اگر در اتوبوسها و ماشينهاي ديگر نوار غنا يا موسيقي لهوي پخش شود، مسافرين بايد از گوش دادن به آن خودداري نموده و نهي از منکر کنند.
س 1156: آيا جايز است مردي غناي زن اجنبيه را به قصد لذت بردن از حلال خود گوش کند؟ آيا غناي زن براي شوهر و برعکس جايز است؟ و آيا اين گفته صحيح است که شارع مقدس غنا را به علت ملازمت آن با مجالس لهو و لعب و عدم انفکاک از آن دو حرام کرده و تحريم غنا ناشي از تحريم آن مجالس است نظير تحريم تجارت و ساخت مجسمه که فايدهاي غير از عبادت براي آن متصوّر نيست، بنابر اين انتفاء مناط و علت حکم در اين زمان ، مستلزم انتفاء حرمت است؟
گوش دادن به غنا که عبارت است از ترجيع صدا به نحوي که طربانگيز و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، مطلقا حرام است، حتّي غناي زن براي شوهرش و بالعکس و قصد لذت بردن از همسر، استماع غنا را مباح نميکند و حرمت غنا و مجسمهسازي و مانند آن، با تعبّد به شرع ثابت شده و از احکام ثابت فقه شيعه محسوب ميشوند و دائر مدار ملاکات فرضي و آثار رواني و اجتماعي نميباشد، بلکه تا زماني که اين عنوان حرام بر آنها صدق کند، حکم آنها حرمت و وجوب اجتناب بطور مطلق است.
س 1157: دانشجويان دانشکده علوم تربيتي بايد در مرحله دروس اختصاصي در درس سرودها و آوازهاي انقلابي شرکت کنند زيرا در آنجا قطعههاي موسيقي را آموخته و بطور اجمالي با آنها آشنا مي شوند. وسيله اصلي فراگيري اين درس ارگ است، آموختن اين درس که جزء واحدهاي اجباري است چه حکمي دارد؟ خريد و استفاده از وسيله مذکور براي ما چه حکمي دارد؟ و بخصوص خواهران نسبت به اجراي تمرين در برابر مردها چه وظيفهاي دارند؟
استفاده از آلات موسيقي فينفسه براي اجراي سرودهاي انقلابي و برنامههاي ديني و فعاليتهاي فرهنگي و تربيتي مفيد، اشکال ندارد و خريد و فروش آلات نوازندگي و ياددادن و فراگيري آن براي استفاده در امور مذکور اشکال ندارد و خواهران ميتوانند با رعايت حجاب واجب و ضوابط شرعي در کلاس درس حاضر شوند.
س 1158: بعضي از ترانهها در ظاهر انقلابي هستند و عرف هم آنها را انقلابي ميداند ولي نميدانيم که آيا خواننده، قصد خواندن يک ترانه انقلابي را داشته يا يک ترانه طربآور و لهو را، با توجه به اينکه خواننده مسلمان نيست ولي ترانههاي او ملّي و متضمّن جملاتي برضد اشغال و همچنين تحريک مردم به مقاومت است، گوش دادن به اين ترانهها چه حکمي دارد؟
اگر کيفيت آنها از نظر شنونده عرفا، طربآور و لهوي نباشد، گوش دادن به آنها اشکال ندارد و قصد و نيّت خواننده و مضمون چيزي که ميخواند در اين باره تأثيري ندارد.
س 1159: جواني بعنوان مربّي و داور بينالمللي بعضي از ورزشها بکار اشتغال دارد. شغل او اقتضا ميکند که به بعضي از باشگاههائي وارد شود که غنا و موسيقي حرام در آنها پخش ميشود، با توجه به اينکه اين کار مقداري از هزينههاي زندگي او راتأمين ميکند و فرصتهاي شغلي هم در محل زندگي او کم است، آيا اين کار براي او جايز است؟
اين شغل براي او اشکال ندارد هر چند گوش دادن به غنا و موسيقي لهوي براي او حرام است امّا در موارد اضطراري جايز است داخل مجلس غنا و موسيقي حرام شود، ولي بايد از گوش دادن به آن اجتناب کند و آنچه که بدون اختيار به گوش او ميخورد، اشکال ندارد.
س 1160: آيا فقط گوش دادن به موسيقي، حرام است يا اينکه شنيدن آن هم حرام است؟
شنيدن غنا يا موسيقي لهوي و طربآور حکم گوش دادن را ندارد مگر در بعضي از موارد که شنيدن از نظر عرف گوش دادن محسوب ميشود.
س 1161: آيا نواختن موسيقي همراه قرائت قرآن با غير از آلاتي که استفاده از آنها در مجالس لهو و لعب معمول است، جايز است؟
تلاوت قرآن کريم با صداي زيبا و صوت مناسب با شأنِ قرآن کريم اشکال ندارد، بلکه امر راجحي است مشروط براينکه به حدّ غناي حرام نرسد، ولي نواختن موسيقي با آن، وجه شرعي ندارد.
س 1162: طبل زدن در جشنهاي ميلاد و غير آن چه حکمي دارد؟
استفاده از آلات نوازندگي و موسيقي به نحو لهوي و مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه بطور مطلق حرام است.
س 1163: آلات موسيقي که دانشآموزان مدارس عضو گروههاي سرود آموزش و پرورش از آنها استفاده ميکنند چه حکمي دارند؟
آن دسته از آلات موسيقي که در نظر عرف از آلات مشترک قابل استفاده براي کارهاي حلال محسوب ميشوند، جايز است بطور غير لهوي براي مقاصد حلال بکار گرفته شوند ولي آلاتي که عرفا از آلات مخصوص لهو محسوب ميشوند جايز نيست مورد استفاده قرار گيرند.
س 1164: آيا ساخت سنتور که از آلات موسيقي محسوب ميشود و کسب درآمد با آن به عنوان شغل جايز است؟ آيا بهرهگيري از اموال و کمک به ساخت سنتور به منظور توسعه و تکميل صنعت سنتورسازي و تشويق نوازندگان به نواختن آن جايز است؟ و آيا آموزش موسيقي سنتي ايراني به قصد نشر و احياي موسيقي اصيل جايز است؟
استفاده از آلات نوازندگي موسيقي براي اجراي سرودهاي ملّي يا انقلابي يا هر امر حلال و مفيدي تا زماني که به حد طرب و لهو مناسب با مجالس لهو و معصيت نرسيده است اشکال ندارد. همچنين موسيقي و تعليم و يادگرفتن و ساختن آلات آن براي اهداف مذکور فينفسه اشکال ندارد.
س 1165: چه آلاتي لهو محسوب ميشوند و استفاده از آنها به هيچ وجه جايز نيست؟
آلاتي که نوعا در لهو و لعب بکار ميروند و منفعت حلالي دربرندارند.
س 1166: آيا گرفتن اجرت براي تکثير نوارهاي صوتي که محتوي امور حرامي هستند جايز است؟
هرنوار صوتي که گوش دادن به آن حرام است، تکثير و گرفتن اجرت براي آن هم جايز نيست.
https://www.uplooder.net/img/image/87/ae62e5d89b38dbeac532336f18fd4507/hasan_ali_ebrahimi_said_930223.jpg (https://www.uplooder.net/img/image/87/ae62e5d89b38dbeac532336f18fd4507/hasan_ali_ebrahimi_said_930223.jpg)
vBulletin® v4.2.0, Copyright ©2000-2026, Jelsoft Enterprises Ltd.