PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شمر خوان را می گویم از روز عاشورا به بعد ..



بهمن پور
2013-12-23, 12:51
باید وقتی دستش را بالا می آورد و وانمود به زدن می کرد،

بچه می افتاد !

اما دختر بچـــه بغض کرده بود و می‌ترسید ...

نشست روی زمین ...

دو دستش را بالا آورد و در آغوشش گرفت ...

با صدای بلند گریه می کرد و "یاحسین" می گفت !

شمر خوان را می گویم از روز عاشورا به بعد ...

تا چنـــد روز بغض داشت و با کسی حرف نمی زد ...

انگار هنوز هم چشمان خیس دختر بچه جلوی چشمش بود!

از آن سال به بعد شمرخوانی نکرد ...

لباس عمو عباس را می پوشید و برای مشک آوردن تیر می خورد ...