PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اربعین یعنے کرب و بلاے ، بے "ح س ی ن "



بهمن پور
2013-12-23, 14:01
【 اربعین یعنے کرب و بلاے ، بے "ح س ی ن " براے ِ ....】

از نعل و اسب و بوریا چیزے نگویم
از آن غروب پر بلا چیزے نگویم

در عصر عاشورا النگوهام گم شد ...
از غارت خلخالها چیزے نگویم ...!!!

گفتم به تو انگشترت را در بیاور
از ساربان بے حیا چیزے نگویم

در كوچه هاے كوفه ناموست زمین خورد ...
اصلاً شبیه مجتبے ؛ چیزے نگویم ...!!!

شهر علے نشناخت بانوے خودش را
از جامه هاے نخ نما چیزے نگویم

شاگردهایم سنگ بارانم نمودند ...!!!
از چهره هاے آشنا چیزے نگویم

بے آبروها ! چادرم را پس ندادند
از این به بعد روضه را... چیزے نگویم ....

اے خیزران خورده ، لبم بے حس تر از توست
از خاك برخیز و بگو كه این سر از توست ؟!؟!

فريبا مهريار
2013-12-23, 18:48
دردها مي چكد از حال و هواي سفرش

گرد غم ريخته بر چادر مشكي سرش

تك و تنها و دو تا چشم كبود و چند تا ...

كودك بي پدر افتاده فقط دور و برش

ظاهراً خم شده از شدت ماتم اما

هيچ كس باز نفهميده چه آمد به سرش

روزها از گذر كوچه آتش رفته

اثر سوختگي مانده سر بال و پرش

همه بغض چهل روزه او خالي شد

همه كرب و بلا گريه شد از چشم ترش

اسلامی
2013-12-23, 19:13
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

بهمن پور
2013-12-23, 19:20
عاشورا نشان داد که با صبر بر عطشی کوتاه می توان یک تاریخ را سیراب کرد.