ورود

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نامه ای از لبنان برای قدسی



بهمن پور
2014-06-02, 15:53
تصدقت شوم؛ الهى قربانت بروم، در این مدت که مبتلاى به جدایى از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینۀ قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ] من با هر شدتى باشد مى‏گذرد ولى بحمداللّه‏ تا کنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیباى بیروت هستم؛حقیقتاً جاى شما خالى است فقط براى تماشاى شهر و دریا خیلى منظرۀ خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظرۀ عالى به دل بچسبد. در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتى هستیم، از قرار معلوم و معروف یک کشتى فردا حرکت مى‏کند ولى ماها که قدرى دیر رسیدیم، باید منتظر کشتى دیگر باشیم. عجالتاً تکلیف معلوم نیست امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم که همۀ حجاج را موفق کند به اتمام عمل، از این حیث قدرى نگران هستیم ولى از حیث مزاج بحمداللّه‏ به سلامت، بلکه مزاجم بحمداللّه‏ مستقیم‏تر و بهتر است. خیلى سفر خوبى است جاى شما خیلى خیلى خالیست. دلم براى پسرت قدرى تنگ شده است. امید است هر دو به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خداى متعال باشند. اگر به آقا و خانم‏ه کاغذى نوشتید سلام مرا برسانید. من از قِبَل همه نایب الزیاره هستم. به خانم شمس آفاق سلام برسانید و به توسط ایشان به آقاى دکترسلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانید. صفحۀ مقابل را به آقاى شیخ عبد الحسین بگویید برسانند. ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت؛ روح اللّه‏.عکس جوف در حال دلتنگى از حرکت نکردن.(صحیفه امام؛ ج 1، ص 2ـ 3)