PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تمنا بودن را بی رنگ می کند



ن کیوانپور
2015-05-03, 20:01
باران بوی دیوارهای کاهگلی را بیدار کرده است.
کنار پل، مردی آواز می‌خواند.
و یک مرد، برای گریستن به خانه می‌رود.
زمین، عابران پایان شب را می مکد. گُل ها کفش ها را سنگین می‌کند ...

نگاه او مرا مصلوب کرد.
هرگز، بعد از آن شب مهلتی برای گفتن آن‌چه بر من گذشت به دست نیامد.
واژه‌ها در من ماندند و در من مذاب شدند.
در آن سرمای زندگی سوز، واژه ها در وجود من بستند .

من یازده سال تشنگیِ گفتن را به این شهر آورده‌ام.
رهگذران! به سخنان من گوش بدهید!
من پیش از این بارها گفته ام که التماس، شکوه زندگی را فرو می ریزد.
تمنا، بودن را بی‌رنگ می‌کند ...

بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم، نادر ابراهیمی

صدای رسا
2015-05-03, 22:43
حبس ابد عشقم و دلخوش که هر از گاه
از قاصدک "ناز" تو پیغام بگیرم