خدایا، مرا ببخش
عبدالقادر گیلانى را در كنار كعبه دیدند، صورتش را بر روى زمین نهاده بود
و چنین مى گفت :
خدایا! مرا ببخش و اگر سزاوار عذاب هستم ، مرا در قیامت نابینا محشور كن
تا در برابر نیكان شرمسار نگردم
حكایت هاى گلستان سعدى
نمایش نسخه قابل چاپ
خدایا، مرا ببخش
عبدالقادر گیلانى را در كنار كعبه دیدند، صورتش را بر روى زمین نهاده بود
و چنین مى گفت :
خدایا! مرا ببخش و اگر سزاوار عذاب هستم ، مرا در قیامت نابینا محشور كن
تا در برابر نیكان شرمسار نگردم
حكایت هاى گلستان سعدى