لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است
[COLOR=#1F1F1F][FONT=Tahoma][/FONT][/COLOR][CENTER][COLOR=#1F1F1F][FONT=Tahoma][/FONT][/COLOR][IMG]http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu2311.jpg[/IMG][COLOR=#1F1F1F][FONT=Tahoma]
[/FONT][/COLOR][/CENTER]
[COLOR=#1F1F1F][FONT=Tahoma]روزی تاجری با بار فراوان سوار بر شتر سفر می کرد . در طول راه با کاروان دزدان برخورد کرد و آنها نه تنها تمام دارایی و حتی لباس های او را گرفتند ، بلکه او را کتک مفصلی هم زدند !
[/FONT][/COLOR]
[COLOR=#1F1F1F][FONT=Tahoma]تاجر هر چه قدر داد و فریاد کرد فایده ای نداشت . همین طور که راه می رفت متوجه شد خار و خاشاک بیابان پاهایش را زخمی کرده است ، آرام آرام و به سختی به راهش ادامه داد . یکدفعه متوجه یک جفت کفش شد ، نزدیک رفت و آن ها را برداشت . وقتی دید که یک لنگه از آن کفش ها پاره است با عصبانیت آن ها را به گوشه ای پرتاب کرد و رفت ، ولی چند قدم بیشتر نرفته بود که پشیمان شد ، برگشت و کفش ها را پوشید و با خودش می گفت : « در چنین بیابانی یک لنگه کفش هم غنیمت است ! » از آن وقت به بعد این مثل را زمانی به کار می برند که بخواهند بگویند قدر نعمتی که در حال حاضر داریم باید بدانیم !
[/FONT][/COLOR]
[COLOR=#808080][FONT=Tahoma]منبع:[FONT=Comic Sans MS]nonahal.org[/FONT][/FONT][/COLOR]