آب که سر بالا رفت قورباغه ابو عطا می خواند !
[CENTER][COLOR=#1F1F1F][FONT=Tahoma][IMG]http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu2320.jpg[/IMG][/FONT][/COLOR][/CENTER][COLOR=#1F1F1F][FONT=Tahoma]
روزی روزگاری ماهی قرمز کوچولویی همین طور که توی آب شنا می کرد ، احساس کرد مسیرش خود به خود و بدون اختیار او عوض می شود و هر چه تلاش می کرد مثل گذشته شنا کند نمی توانست .
همین طور که می رفت ، احساس کرد آب به سمت بالا می رود و حسابی هم خسته شده بود !
ناگهان صدای آوازی شنید ، خوب گوش کرد . اول فکر می کرد که شاید صدای یک روباه است . بعد گفت : " نه ! صدای یک کلاغ است ! و باز گفت : " باید صدای یک الاغ باشد ! "
[/FONT][/COLOR][COLOR=#1F1F1F][FONT=Tahoma]همین طور که آب به سمت بالا می رفت ، ماهی هم بیشتر به سطح آب نزدیک می شد . یک دفعه چشمش به قورباغه ای افتاد که در حال خواندن است ! با خودش فکر کرد که حالا تو این وضعیت عجیب و غریب این قورباغه هم ابو عطا می خواند !
[COLOR=#808080]منبع:[URL="http://www.nonahal.org/"][COLOR=#808080][FONT=Comic Sans MS]nonahal.org[/FONT][/COLOR][/URL][/COLOR][/FONT][/COLOR]