آخر قصه که بیاید، پاک می کنم اشکهایم را
و می گذارم کتاب غصه را در کتابخانه روزگار
اندکی آرامش می نوشم
و به خوابی می روم پر از رویا
آی پیدای نا پیدا
باورکن …
آخر این قصه تویی
پس چرا نمی آیی ….
نمایش نسخه قابل چاپ
آخر قصه که بیاید، پاک می کنم اشکهایم را
و می گذارم کتاب غصه را در کتابخانه روزگار
اندکی آرامش می نوشم
و به خوابی می روم پر از رویا
آی پیدای نا پیدا
باورکن …
آخر این قصه تویی
پس چرا نمی آیی ….