سراب همین است دیگر… که هر صدایی در تنهایی می شنوم می گویم: جان دلم…؟!
لیست موضوع های تصادفی این انجمن : سراب احساس بیا برویم............ با زنت شوخی کن یه دوست خوب كاش مي دانستي چای با طعم خدا ای رهگذر با نگاه بی انتهایت آنها که........... «باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه» آنقدر می گویم بیا آخر بیایی
نوشیده ام از سرچشمه ی سراب دستانم هنوز پیاله وار نشسته اند بر ستون تنم و من در آرزوی جرعه ای دیگر میان دستانم پرنده می بافم با تارهای سراب . ...
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
مشاهده قوانین انجمن