|
|
|
|
خدا را حس خواهی کرد …
چشمهایت را ببند ،
و در دلت با خدا سخن بگو ، به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو ؛
اصلا هرچه میخواهی بگو ……..؛ او میشنود
شاید بخواهی تورا ببخشد ،
یا آرزویی داری ،
شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش …………
بــگو ! میشنود .
این لحظه ی زیبا را بارها برای خودت تکرار کن ؛
خدا را حس خواهی کرد حتی نزدیکتر از رگ گردن
2 کاربر از somaye69 برای این مطلب تشکر کرده اند : حسنعلی ابراهیمی سعید (2015-04-11),صدای رسا (2015-04-12)
لیست موضوع های تصادفی این انجمن :
- زندگینامه استاد محمود فرشچیان
- سنگ گور (سیمین بهبهانی )
- دومین کتابِ نویسنده کشتن مرغ مقلد روانه بازار می شود
- گل هاي گلستان سعدي
- در ادبیات فارسی پنبه روییده
- شب یلدا در شعر شاعران معاصر
- تولد فروغ فرخزاد
- به احترام حسین پناهی که همیشه هست
- سیمین دانشور آنچه که بود و آن که نبود
- خوشدلي را از بهار بياموز
- شعری در وصف خدا از «قیصر امینپور»
کاربران زیر به خاطر این پست از شما تشکر کرده اند : : صدای رسا (2015-04-12)
تمام روزهاي سخت رفته اند
من ماندم
آماده براي ورود به روزهاي روشن خدا
سخت ترين و غمگين ترين لحظه اي را كه با همه وجود حس كرده اي
گذشت ، رفت، تمام شد. ميبيني؟
قلبت را به وسعت روشناي جهان ببين تا هرآنچه از خير است بر تو بتابد.
مواظب خودت باش اي عزيز خدا
تو بي نظيري . يكتا و بي همتا
راز آفرينشت را كشف كن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)