آخر قصه که بیاید، پاک می کنم اشکهایم را و می گذارم کتاب غصه را در کتابخانه روزگار اندکی آرامش می نوشم و به خوابی می روم پر از رویا آی پیدای نا پیدا باورکن … آخر این قصه تویی پس چرا نمی آیی ….
ویرایش توسط بهمن پور : 2014-04-15 در ساعت 00:13
لیست موضوع های تصادفی این انجمن : پروردگارا تو تکراری ترین ................ اگه گفتم خداحافظ... زندگی فرصت بس کوتاهیست... به تو که کاری.................... ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم هرشب به ماه خیره می شوم... خنده ام میگیرد منم سرگشته و حیرانت ای دوست خدایا مرا ببخش عشق............ آن روز
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
نمایش برچسبها
مشاهده قوانین انجمن