|
|
|
|
در پیله تا به کی بر خویشتن تنی
پرسید کرم را مرغ از فروتنی
تا چند منزوی در کنج خلوتی
دربسته تا به کی در محبس تنی
در فکر رستنم ـپاسخ بداد کرم ـ
خلوت نشسنه ام زیر روی منحنی
هم سال های من پروانگان شدند
جستند از این قفس،گشتند دیدنی
در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
یا پر بر آورم بهر پریدنی
اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!
کوشش نمی کنی،پری نمی زنی؟
نیمایوشیج
لیست موضوع های تصادفی این انجمن :
- غزلی از مریم وزیری
- شعر تولد امام رضا(ع)
- وصیت نامه فوق العاده زیبای حسین پناهی!
- با زندگی مدارا کن
- شعرهایی از«آوازهای کولیان اهوازی»
- اشعاری زیبا از حسین پناهی (3) مجموعه: شعر و ترانه
- آنقدر بمیرم تا زنده شوم....
- به مناسبت تولد حافظ شیرین سخن
- غزلی از استاد شهریار
- برای این شاعر کشورمان دعا کنید
- یادمن باشد فردا دم صبح
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)