دید مجنون را عزیزی دردناک کو میان ره گذر میبیخت خاک گفت ای مجنون چه میجویی چنین گفت لیلی را همیجویم یقین گفت لیلی را کجا یابی ز خاک کی بود در خاک شارع در پاک گفت من میجویمش هر جا که هست بوک جایی یک دمش آرم به دست
لیست موضوع های تصادفی این انجمن : گرگ قطبی معمار و پيرزن داستان عشق مادر داستان عاشقانه و غم انگيز قرار تعبير خواب آسمانی (داستانک) داستان کوتاه همسایه حسود صاحب عشق یک سوال ؟؟؟؟؟؟؟ بازی کوتاه اما مفید بهلول و هارون الرشید
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
مشاهده قوانین انجمن