|
|
|
|
این سماور جوش است
پس چرا می گفتی
دیگر این خاموش است ؟
باز لبخند بزن
قوری قلبت را
زودتر بند بزن
توی آن
مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن
دست هایت :
سینی نقره نور
اشک هایم :
استکان های بلور
کاش
استکان هایم را
توی سینی ی خودت می چیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی
خنده هایت قند است
چای هم آماده است
چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز
"عرفان نظرآهاری "
ویرایش توسط بهمن پور : 2014-01-22 در ساعت 13:26
لیست موضوع های تصادفی این انجمن :
- مقایسه آثار شاعر زن از دیدگاه فكری و محتوا با شاعر مرد (معاصر)
- چند شعر از مهدی مظاهری
- جمع مستان گردآوری شد
- زندگینامه حزین لاهیجی
- حمید مصدق
- یادمن باشد فردا دم صبح
- زندگینامه سیمین بهبهانی
- درباره سعدی چه میتوان گفت؟
- به یاد استادبهار
- ریشه واژگان عامیانه
- اسراف نکردن در خوردن و آشامیدن در کلام سعدی شیرازی
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)