تعريف اعتكاف
«اعتكاف مصدر باب افتعال به معني پيوستگي به چيزي داشتن و حبس كردن و در لغت درنگ كردن و ادامه دادن است. »
«لغت اعتكاف از كلمه عكف مشتق مي گردد و بر وزن فَعَلَ ميباشد. اهل لغت براي اين ماده، معاني گوناگوني را ذكر نموده اند ولي با دقت در كلام آنها ميتوان به اين نتيجه رسيد كه همگي آنها تقريباً يك معناي كلي و جامع را در نظر داشتهاند.»
«اعتكاف در لغت به معناي حبس بودن است و از همين معناست درنگ طولاني و همراه دائمي چيزي بودن، چه آن شيء خوب باشد و چه بد مثل آن چه كه در قرآن آمده كه به كفّار گفته ميشود چيست اين بتهايي كه شما در برابر آنها دائماً زانو زده ايد و در جاي ديگر ميفرمايد كفّار و بت پرستان برابر بتهاي خود به اعتكاف نشسته اند و معناي شرعي آن مكث و درنگ طولاني براي عبادت و راز و نياز با خدا در مسجد ميباشد.»
اگر بخواهيم به معناي لغوي اعتكاف بپردازيم شايد بتوان دهها معني بر اساس كتب مختلف از اعتكاف برشمرد؛ اعتكاف به معناي بازداشتن، مراقبت كردن، منع نمودن و ملازمت همراه با تعظيم است. در واقع، معناي ريشه اي عكف ماندن بر محور چيزي است كه مفاهيم ملازمت، مواظبت، بازداشتن، ماندن، مقابله و ... از آثار و نتايج اين معنايند.
اعتكاف از اين ريشه بر وزن افتعال است. «لغويان آن را به ماندن بر چيزي و سكونت كردن در مكاني معنا كرده اند، البته مشروط به اينكه اين سكونت و ماندن استمرار داشته باشد. برخي نيز، آن را به معناي زنداني كردن و نگه داشتن، معنا كرده اند، اما معناي دقيقتر و روانتر آن اقامت و ماندن طولاني است.»
درجواهرالكلام اعتكاف اينگونه تعريف شده است: «الاعتكاف لغه هو الاحتباس و منه اللبث الطويل الذي هو احد افراد لزوم الشيء النفس عليه براً كان او غيره قال الله تعالي: ما هذه التماثيل التي انتم لها عاكفون اي لازمون لها و حاسبون انفسكم عليها نحو قوله: يعكفون علي اصنام لهم و شرعا علي وجه النقل اوالمجاز الشرعي هواللبث المتطاول للعباده.»
«اعتكاف به حسب معني لغوي يعني مقيم شدن دريك محل معين ودر اصطلاح فقهي عبارت است از نوعي عبادت كه انسان سه روز يا بيشتر در مسجد مقيم مي شود و پا بيرون نمي گذارد و هر سه روز، روزه مي گيرد اين كار شرائط و احكامي دارد كه در كتب فقهي مسطور است.»
منبع: عصر ایران