زخم آن چنان بزن که به «رستم » ، «شغاد » زد

زخمی که کینه بر جگر اعتماد زد

باور نمی کنم به من این زخم بسته را

با چشم باز آن نگه خانه زاد زد

با اینکه در زمانه ی بی داد می توان

سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد

یا می توان که سیلی ی فریاد خویش را

با کینه ای گداخته بر گوش باد زد :

- گاهی نمی توان به خدا حرف درد را

با خود نگاه داشت و روز معاد زد

<< محمدعلی بهمنی >>