دعا برای غیر از خودمان را فراموش نکنیم :


امام حسن (علیه السلام) نقل می‌کند: «رَأَيْتُ أُمِّي فَاطِمَةَ قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ فَلَمْ تَزَلْ رَاكِعَةً سَاجِدَةً حَتَّى انْفَجَرَ عَمُودُ الصُّبْحِ». مادرم فاطمه (سلام‌الله‌علیها) را دیدم که در محرابش ایستاده است و مرتب رکوع و سجود می‌کند، تا اینکه صبح دمید. «وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِينَ وَ تُسَمِّيهِمْ». برای مؤمنین دعا می‌کرد و حتی اسم‌هایشان را هم ذکر می ‌کرد. زهرا (سلام الله علیها) گرفتاری‌هایشان را می‌دانست و برایشان -با نام- دعا می‌کرد و از خدا می‌خواست. «وَ تُكْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ». برای آن‌ها خیلی زیاد دعا کرد. «وَ لَا تَدْعُو بِشَيْ‌ءٍ لِنَفْسِهَا». اما برای خودش هیچ دعا نمی‌کرد.[1] «فَقُلْتُ يَا أُمَّاهْ!» به مادرم عرض کردم مادر جان! «لِمَ لَا تَدْعِينَ لِنَفْسِكِ كَمَا تَدْعِينَ لِغَيْرِكِ». چرا همان‌طور که برای دیگران دعا کردی، برای خودت دعا نکردی؟ این جمله معروف از زهرا (سلام الله علیها) اینجا صادر شد که «فَقَالَتْ يَا بُنَيَّ الْجَارُ ثُمَّ الدَّار».[2] پسرم، اول همسایه بعد خانه!


حضرت افراد و مشکلاتشان را می‌شناختند؛ یکی‌یکی اسمشان را هم می‌بردند. مشکل معنوی داشتند یا مشکل مادی، برای همان دعا می‌کردند. می‌خواستم بگویم این روایت جزء آن روایاتی است که مفادش تقدّم دعا کردن برای دیگران است. با این رفتار خود درس‌هایی به ما دادند؛ ما می‌بینیم که این امر در تمام این خاندان و در تمام مراحل زندگی‌شان سریان دارد.

[1]. ببینید این معارف و اعمال اولیای بزرگ خدا را! این‌‌ها همه برای ما درس است.
[2]. بحارالأنوار 86 313

التماس دعا