|
|
|
|
لا به لای میله های بـــــــــی عبور.... چهره ای مردی ست؛ ساده بی غرور..... در خـــــــــطوط مبهم پیشانـــــیش....... قصه ای تلخی ست از ویرانیش....... قــــصه ای بی خانمانی بی کسی..... قـــــــصه ای شام شب دلواپسی...... دست خالی،سفره ای بی نان شب.... کـــــــودکی نالان میان ســــوز تب......... چــــــــشم های بی فروغ همسرش...... قــــــصه ای تلـــــــخ جهاز دخترش........ نــــــــوگلانش غــــــــرق در بالندگی....... او ولی می سوخت در شرمندگی...... **خدایا هیچ پدری شرمنده خانوادش نکن**...
ویرایش توسط بهمن پور : 2013-08-03 در ساعت 09:25
لیست موضوع های تصادفی این انجمن :
- اگه گفتم خداحافظ...
- پروردگارا تو تکراری ترین ................
- همه ماهر شدند.
- اینجـــا بـﮧ مـَرز بـے تـَفـاوُتـے هـا رسیـבه ام
- ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم
- درد می کشم ، درد !
- به خاطر سه چیز هیچگاه کسی را مسخره نکنید :
- گاه میخواهم فرار کنم از تو..........
- هرشب به ماه خیره می شوم...
- تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
- خستهام از این کویر، این کویر کور و پیر
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)