|
|
|
|
راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم
بیقراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم
استخوان سوز سیاهی زمستان شدهام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
عشق هرروز دلم را به کناری میبرد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم
مرگ دلبستگی آخر دنیای من است
میروم شاید روزی به مزارم برسم
شاعر: استاد شهریار
لیست موضوع های تصادفی این انجمن :
- زیباترین شعری که از مادر میشناسم!
- پنج غزل از محمود حبیبی كسبی
- خاکسپاری از جنس لسان الغیب شیرازی حافظ
- دلم کمی خدا می خواهد
- بیوگرافی و زندگینامه مهدي اخوان ثالث ( م - اميد )
- این یک بیت شعر را خودم گفتم نظر شما دوستان چیست ؟
- چند شعر از مهدی مظاهری
- من اگر برخیزم حمید مصدق
- چه کسی گوته را با «حافظ» آشنا کرد؟
- شعر عید فطر
- آیینه در تکرار ....
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)