|
|
|
|
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمیماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همیکردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
لیست موضوع های تصادفی این انجمن :
- ایرج میرزا و مناظره با خر
- آب را گل نكنيم- سهراب سپهری
- شعری از سعدی
- در گلستانه؛ سهراب سپهری
- ایرج میرزا، شجاع و خوش زبان
- شعر زیبا درباره زندگی از سهراب سپهری
- فروغ فرخزاد
- خصوصيّات شعر حافظ
- عشق در منظر مولانا و کرکگور
- سیزدهبهدر احمد شاملو و هوشنگ ابتهاج در کرج
- زن و عشق در شاهنامه در گفتگو با دکتر محمود عبادیان
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)