|
|
|
|
چه انتظار عظیمی نشسته در دل ما
همیشه منتظریم و کسی نمی آید
صفای گمشده آیا
بر این زمین تهی مانده باز می گردد ؟
اگر زمانه به این گونه
ــ پیشرفت این است
مرا به رجعت تا غار
ــ مسکن اجداد
مدد کنید
که امدادتان گرامی باد
همیشه دلهره با من
همیشه بیمی هست
که آن نشانه ی صدق از زمانه برخیزد
و آفتاب صداقت ز شرق بگریزد
همیشه می گفتم:
چقدر مردن خوب است
چقدر مردن
ــ در این زمانه که نیکی
حقیر و مغلوب است ــ
خوب است
لیست موضوع های تصادفی این انجمن :
- سیزدهبهدر احمد شاملو و هوشنگ ابتهاج در کرج
- شعر زیبای عطار نیشابوری
- قلب مادر ( ایرج میرزا )
- مرا با برکه ام بگذار ،دریا ارمغان تو
- نوشته ای از رهی کاوه
- حضور زن در اسرار شاهنامه
- اندر حکایات سعدی
- غزلی از استاد شهریار
- اشعاری در وصف بهار از فریدون مشیری
- ایرج میرزا، شجاع و خوش زبان
- شعرهایی از«آوازهای کولیان اهوازی»
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)